تاريخ و محل ولادت : ۱۳۴۴/۰۴/۰۱ – علي آبادكتول
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۷/۰۵/۲۷ – سانحه رانندگی – فاضل آباد
زندگینامه
یكم تير ،۱۳۴۴ در شهرســتان علي آبادكتول ديده به جهان گشود. پدرش سيدابوالقاســم و مادرش حميده خانم نام داشــت.
تا پايان دوره كارشناسي در رشته عكاسي درس خواند. طلبه بود. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. بيست و هفتم مرداد ،۱۳۶۷ در فاضل آباد دچار ســانحه رانندگي شــد و بر اثر شكستگي ســر به شهادت رسيد.
مزار او در گلزار شهداي امامزاده روستاي الازمن زادگاهش واقع است.
در سال ۱۳۴۴ هنگامی که روز به روز بر اوج خفقان افزوده می شد.در خانواده ای متدین و با تقوی و زریه پاک زهرای اطهر از سادات در اولین روز از ماه تیرماه ۱۳۴۴ در روستای چلی سفلی یکی از روستاهای ییلاقی شهرستان علی آبادکتول پسری دیده به جهان مادی گشود.که نور خدا از همان بدو تولد در وجودش متجلی بود. پدر او را سید حسن نامید. تا در خدمت به دین و مولایش حضرت امام حسین (ع) باشد، شهید سیدحسن با رسیدن به سن ۷ سالگی جهت فراگیری دانش و علم در یکی از مدارس شهرستان علی آبادکتول ثبت نام گردید. در این سالها دانش آموزی مستعد و درس خوان بود که با معدل خوبی این سالها را گذراند، مقطع راهنمائی و دوره متوسطه را با گرفتن دیپلم اقتصاد پی گرفت. او دارای هوش و استعداد سرشار بود که قلم و زبان او گویای این حقیقت بود. در زمان شکل گیری انقلاب اسلامی وقتی که شب پرستان تیره دل و خفاشان شب پرست، روئیدن خورشید انقلاب را نمی توانستند باور کنند با توجه به سن کمی که داشت.همگام با دیگر امت همیشه در صحنه پدر روحانی خودش در تمام صحنه های انقلاب حضوری پرشور و فعال داشت.
شهید سیدحسن حسینی بعد از فارغ التحصیل شدن از آموزش متوسطه و راهنمائیهای پدر بزرگوارش وارد حوزه علمیه قم و پوشیدن لباس مقدس روحانیت گردید.او با وارد شدن به حوزه فعالیت چشمگیری در برنامه های تبلیغاتی اعزام به جبهه داشت.
شهید سیدحسن با توجه به اینکه در حوزه مشغول به تحصیل بود با شرکت در آزمون سراسری دانشگاهها وارد دانشگاه هنر تهران گردید که با موفقیت کامل توانست مدرک کارشناسی در رشته هنر عکاسی را کسب نماید.
شهید سیدحسن تحصیلات تحصیلات حوزوی خودش را تا سطح مقدماتی ادامه داد.او در کنار درس حوزوی در شهرستان خون و قیام قم بعنوان مسئول واحد حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی قم مشغول فعالیت شد و به کار فیلم برداری و مصاحبه با رزمندگان اسلام در جبهه های مختلف پرداخت.
شهید سیدحسن حسینی بغیر از فعالیتهای جبهه حضوری فعال در بسیج، انجمن اسلامی و کتابخانه محله علی آبادکتول داشت. او طلبه و دانشجوئی وارسته و عارفی شوریده بود که عطش عظیم حق جوئی و حق خواهی اش همیشه مهاجرش ساخته بود.لذا به محض مدتی استراحت دوباره راهی مناطق جنگی می شود.
دلاور مردی از تبار امام سجاد (ع) که ننگ مردن در بستر خوابش را ربوده بود، رزمنده ای شجاع و رشید در صحنه های نبرد وپلی مستحکم در سنگر تبلیغات بود، که هرگز خود را جدا از مردم نمی دانست و اصلا به جاء و مقام دنیوی بهاء نمی داد شهید سیدحسن حسینی زاهدی آزاده بود که با مساعدت از نیروی روانی ویژه ای که داشت به هر چیز که حرکت او را در سر راه رسیدن به هدف آفرینش سد می ساخت پشت کرده و راه هدف وسیله اش توحید شده بود لذا زندگی در جبهه جهاد را در رأس آموزش قرار داده بود و تا فراغتی می یافت بعنوان نیروی مبلغ تبلیغاتی و مبلغ روانه میدانهای نبرد حق علیه باطل می گشت. که همینها بود او را از دیگر رفقایش ممتاز می ساخت.
به این بهانه ها جبهه و جنگ فراموش نکرد و به جبهه اعزام گردید تا اینکه بتواند با شهادت خود را به وصل حضرت جانان برساند، شهید حسینی با جلای دلی که در جبهه های نبرد حق علیه باطل در خود ایجاد کرده بود.
توانست معنویت جهاد را در دانشگاه سنگر تحصیل بنماید و در میدان نبرد از روحیه عارفانه خاصی برخوردار شود. بگونه ای که در هنگام اعزام نیروها به جبهه وجد و سرور غیر قابل توصیفی در قاموس وجودش نمایان بود.
بطوریکه در هنگام برخوردش با نیروهای مخلص بسیجی پرواز روحانی این شهید والامقام بر دیگر همرزمانش مملوس و محسوس بود.و سرانجام این فدائی امام و رهبر بعد از سالها حضور در جبهه در حالی که مأموریت انجام کارهای بسیج و اعزام به جبهه داشت در تاریخ بیست و هفتم مرداد ماه سال ۱۳۶۷ بر اثر سانحه تصادف در مورد علی آباد به فاضل آباد کاسه لبریز و شراب سرخ شهادت را جانه نوشید.
پیکرش پاکش در گلزار شهدای امام زاده الازمن شهرستان علی آبادکتول به خاک سپرده شده است، یاد و نامش مستدام باد.

گزیدهای از وصیت نامه شهید
نوشتن وصیت برایم آسان نیست، نه مال و منالی دارم که محاسبه نمایم و وصیت نمایم نه روشنگر مسیری هستم که راه را مشخص کنم آنچه میخواهم در سطور ذیل آورم همان چیزیست که در بین مردم نیکو طینت آموختم.
از شما مردم خوب و عزیز متشکرم، از خداوند برایتان جزای خیر مسئلت دارم، شما بودید که با انقلاب خونینتان به رهبری فرزند حسین (ع) و پرچمدار قیام خونینش معنای زیستن را به ما آموختید، شما بودید که در برابر تجاوز کافران دفاع کردید و تا سرکوبی تجاوزگران آرام نخواهید نشست.
پدر و مادر عزیزم! بر دستانتان بوسه می زنم، سرافرازم که والدینی چون شما داشتم پدر عزیزم که غم مصیبت حسین (ع) را فریاد کردی و مادرم که همراه شیرت اشک عزای حسین (ع) را به من نوشاندی.
ای مادر عزیزم! سرت را بالا بگیر، قامتت را راسخ کن که فرزندت را به لیاقت سربازی حسین (ع) رساندی و در روز محشر پیش جدهات زهرا (س) سرافراز و خشنود و مقربی.
یک جمله را نیز به هنرمندان عرضه کنم، هنرمندان عزیز تفکر کنید، دقت کنید و خود را بشناسید و رسالت خود را دریابید، بیایید مردانه و با صلابت تعهد و ایمان را به همراه تخصص بکار بندید و فرهنگ اصیل اسلامی را به این مسلمانان واقعی نشان دهید و همیشه به یاد داشته باشید که تقوا و شجاعت میتواند به شما و اثر شما جان دهد.
ای تمامی خواهران با حجاب و مادران ایثارگر! شما رهروان واقعی فاطمه (س) که در قبل از انقلاب و پس از آن و در جنگ تحمیلی آن کردید که باید یک زن فاطمه گونه انجام دهد، ای مادری که لباس رزم فرزندت را با دستان پینه بستهات در نیمه شب دوختی و ای خواهری که در عصر عزیمت بر قامت رسای برادر جامه رزم پوشاندی و پس از شهادت برادر در مجلس ایراد سخن کردی اما با وقار، به اسارت درآمدی اما عفیف، به خصم شوریدی اما با حجاب، دشمن را دست گزیده بر لب گذاردی که کیست این زن؛ زنی که فاطمه اش الگوست و زینب (س) جلودارش و من به عنوان یک فرزند از دامان تو و یک برادر از نگاه تو برائت صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت دارم.
کتاب آقا شیکه، ملای کارگردان
دانلود کتاب
👆 براي مشاهده و مطالعه روي لينک بالا کليک فرمائيد 👆
