تاريخ و محل ولادت : ۱۳۴۱/۰۶/۰۲ – روستای هرمز آباد – مهران ایلام
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۱/۰۵/۰۷ – عملیات رمضان – پاسگاه زید عراق

زندگينامه
نام پدر : شکرعلی نام مادر : قدم خیر
مذهب : شیعه تحصیلات حوزوی : سطح ۲
تحصیلات کلاسیک : پایان دوره راهنمایی ( متوسطه اول )
مذهب: شیعه
آخرین مسولیت: رزمی تبلیغی
عنوان : بسیجی عامل جنایت : بعث عراق
عامل شهادت: در اثر درگیری با دشمن _ شهید تفحص
محل شهادت: شرق بصره عراق
مزار مطهر : گلزار شهدای صالح آباد امام زاده علی صالح (علیه السلام) از توابع شهر مهران
شهید محمدرضا قربانی (۱۳۴۱/۰۶/۰۲ _ ۱۳۶۱/۰۵/۰۷ پاسگاه زید) متولد روستای هرمز آباد از توابع شهرستان مهران در استان ایلام است. ایشان در خانوادهای با ایمان و دوستدار اهل بیت علیه السلام متولد شد، پدرش شکرعلی و مادرش قدم خیر نام داشت.
محمدرضا قربانی در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد و به فراگیری تحصیل پرداخت، تحصیلات را در مقطع سوم راهنمایی به پایان رسانید سپس در حوزه علمیه تا سطح دو ادامه تحصیل داد.
محمدرضا قربانی در عضویت بسیجی در جبهه حضور یافت که در ۱۳۶۱/۰۵/۰۷ هجری شمسی در منطقه پاسگاه زید شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت. پیکر پاک این شهید عزیز پس از سیزده سال مفقودالاثر بودن تشییع در گلزار شهدای صالح آباد شهرستان مهران به خاک سپرده شد. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.
تولد
شهید محمدرضا قربانی (۱۳۴۱/۰۶/۰۲ _ ۱۳۶۱/۰۵/۰۷ پاسگاه زید) متولد روستای هرمز آباد از توابع شهرستان مهران در استان ایلام است. ایشان در خانوادهای با ایمان و دوستدار اهل بیت علیه السلام متولد شد، پدرش شکرعلی و مادرش قدم خیر نام داشت.
تحصیلات و خانواده
محمدرضا قربانی در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد و به فراگیری تحصیل پرداخت، تحصیلات را در مقطع سوم راهنمایی به پایان رسانید سپس در حوزه علمیه تا سطح دو ادامه تحصیل داد.

شهادت
محمدرضا قربانی در عضویت بسیجی در جبهه حضور یافت که در ۱۳۶۱/۰۵/۰۷ هجری شمسی در منطقه پاسگاه زید شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت. پیکر پاک این شهید عزیز پس از سیزده سال مفقودالاثر بودن تشییع در گلزار شهدای صالح آباد شهرستان مهران به خاک سپرده شد. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.
وصیت نامه شهید
اعوذ بالله من الشیطان رجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
تمام پولهائی که به فرض پیش برادران طلبه دارم مال پدرم است الا پولی که دپیش برادر طلبه ایلامی آقای احمد حاتمی دارم که آن ۲ هزار تومان است و ۲ هزار تومان هم مال خودم است که در بانک مؤسسه تعاونی اسلامی قم هست این ۶ هزار تومان مال خودم است که از این ۶ هزار تومان ۳۷۵۰ تومان مال حمید هرمز اباد مهران است که قبل از گرفتن مهران توسط رژیم منحوس صدام از مردم تحویل گرفتم که شما برای احتیاط ۴ هزار تومان بدهید و ۵۰۰ تومان پول برادر ابوذر کرمانی پیش من قرض هست و چهار صد و خورده ای پول برادر ابراهیم طهماسبی خرم آبادی پیش من است که شهریه ایشان را گرفتم و تمام کتابهائی که در قفسه دارم و چه در کیف دارم مال ملکی خودم هست و شاید یک (دو جلد) از آنها مال برادران اسلامی باشد و این کتابها را به حضرت آیت الله مشکینی امام جمعه محترم قم بدهید و به ایشان نگوئید این است دارائی یک طلبه شهید که به شما واگذار کرده است و به شما اهداء کرده و من از نظر رختخواب و پوشاک و خواب و فرش و این قبیل وسایل دیگر چیزی ندارم تنها یک لحاف و یک پتو داشتم که قبل از عقد بود یا بعد از عقد به یکی از برادران ایلامی دادم برای خودش و من از رختخواب دوستان استفاده می کردم و دیگر اینکه درباره ظروف هم هیچ ندارم اگر هم چند ظرفی دارم مال بچه های هم مجرد و یا مال علی قربانی باشد برای آنها و چیزهایی که من داشتم در روی آنها اسم خود نوشته و یک عدد هم چرخ سواری دارم که آن هم مال عبدالجبار می باشد. . و چند تایی نوار مذهبی و نوار درسی دارم که آن هم مال برادر علی ابراهیمی می باشد و یکی هم در رابطه با برادر سید حبیب موسوی آبادانی که من یه مقدار پول داشتم و ایشان چون پول فوری احتیاج داشت و من هم از دفتر تبلیغات ۱۰۰۰۰ تومانی قرض کرده بودم برای عروسی من با ایشان این معامله را کردم که من الان تقریبا ۶ یا ۷ هزار تومان بود که من دقیق یاد ندارم خودش بهتر می داند به تو می دهم که کاری درست شود و من شما در مقابل این پولی از دفتر تبلیغات من اگر بدهم که من آن معامله را برادرم سید حبیب موسوی کردم و حالا برادرم محمد علی ۲۵۰۰ تومان از این ۱۰۰۰ تومان به من داده و بقیه آنرا به پدرم دهد چون پول مال پدرم می باشد که ۷۵۰۰ تومان است که باید تحویل پدرم بدهد و هیچکس حق ندارد به اسم من از بنیاد شهید چیزی بگیرد چه پدر باشد و چه برادر تنها چیزی که برای من می تواند خرج کنید اگر جنازه ای از من ماند یه قبر ساده مثل بقیه شهدا و چند قطعه عکس هم روی او بگذارید و یک روز هم بیشترتوی مسجد برای من ختم بگیرید و در محلی عزاداری من خواهش می کنم کمتر خرج کنید و مجلس عزاداری را به طور اسلامی برایم بر پا کنید چون برنامه اسلام است که ما را به این افتخارات بر مرگ می راسند و عاشقانه به این راه قدم می گذاریم پس باید عزاداری ما شهدا هم به طور اسلامی طبق و قانون اسلام برگزار شود وصیت دیگر من این است که پدرم مواظب خواهر حاجر باشد چون بچه زیاد دارد و کسی ندارد برای او کار کند.وصیت دیگر من این است که خواهر زاده اهل تکلیف دارم و فامیل هائی که دختر دارند و پسر دارند آنها هم بچه های خود را شوهر دهند. و پسران خود را داماد کنند و هیچ کس حق ندارد برای من تا یک سال در انتظار باشد که دخترش را شوهر دهد یا پسرش راداماد کند اتفاقا این برنامه من خودم خیلی بش توجه نکردم و انجام هم دادم در مرگ عمو زاده های عزیز شهیدم که اسن اصلا از نظر شرعی اشکال دارد و اینکار را حتما حتما قوم و خویشان من انجام دخند و برادران و خواهران خودم هم اگر امکان داشته باشد در مجلس جشن آنها شرکت کنند. و فرشی که از بنیاد امور جنگ زدگان ایلام گرفتم آنهم به مسجد هرمز آباد هدیه کنید و اگر امکان داشت قبر مرا پیش قبر شهدا بگذارید و اما درباره زنم اولا من عقد کرده ام فقط و عروسی نکرده ام و هنوز هم دختر است و خانواده من هیچ گونه حقی گردن زن من ندارند و خود مختار هستند در رابطه با شوهر کردن و من هم هیچ گونه حقی پیش او ندارم و چیزهایی که برای او خریدم از این قرار است که از اول عقد تا الان که جبهه می روم ۱-یک حلقه طلا
و ۲ -ساعت مچی و یک عدد۳-کفش دوچادر زنانه ۱ عدد سفید جفت ۳ جنس پیراهن ۲ عدد ۴ چادر زنانه ۱ عدد سفید ۵ شمع دان یک عدد وسایل دیگری به مقدار ۳۰۰ تومان الی ۴۰۰ تومان و یک د عدد حلقه طلا و یک چادر سفید و یکی از خواهرانم بعد از عقد برای او فرستاده بوند که اینها مال خود اوست و خودش می داند درباره آنها چکار کند و در مقابل این اجناس که من برای او خریدم خانواده آنان متقابلا تقریبا چیزهائی برای من خریده اند. ( وصیت دیگر من این است که ۴۰۰ تومان پول کتاب برادر عباس محمدی پیش من است که بایستی کتاب برایش بخرم اما متأسفانه من تا بحال آن کتابها را گیر نیاورده ام و ۴۰۰ تومان را به او بدهید % و سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید محمد رضا قربانی فرزند شکر علی و قدمخیر در شانزدهمین روز از مهر ماه سال ۱۳۴۲ در بخش هرمز آباد شهرستان مهران دیده به جهان گشود وی که به خاطر عشقی که به اسلام و احکام دینی داشت وارد حوزه علمیه شد و مدرک طلبگی را اخذ نمود. همزمان با شروع جنگ تحمیلی بنا به احساس تکلیف شرعی و لبیک به ندای رهبر کبیر انقلاب به عنوان طلبه بسیجی عازم جبهه نبرد با متجاوزان بعثی شد و سرانجام در هفدهمین روز از مرداد ماه سال ۱۳۶۱ در منطقه شرق بصره در اثر اصابت ترکش به تمام بدن به شهادت رسید.
مزار این شهید در گلزار شهدای امامزاده علی صالح بخش شهرستان مهران می باشد.

روحش شاد و يادش گرامي







