محمد یوسف ستار آذری

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

محمد یوسف ستار آذری

تاريخ و محل ولادت : ۱۳۴۳/۰۶/۳۰ – کرج
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۲/۰۱/۲۲ – والفجر ۱ – فکه

زندگينامه

نام پدر : ناصر    نام مادر : زیبنده

وضعيت تأهل: مجرد

تحصیلات کلاسیک : دیپلم

تحصیلات حوزوی : علوم حوزوی

مسئولیت : امدادگر    نحوه شهادت : اصابت تركش

ارگان اعزام كننده : بسيج     يگان‌خدمتي : تيپ سيدالشهدا علي اصغر (ع)

مزار مطهر : گلزار شهدا امامزاده محمد (علیه السلام) البرز – کرج

 

«خلاصه‌اي از زندگي نامه شهيد»

شهيد در تاريخ ۱۳۴۳/۰۶/۳۰ در خانواده اي مذهبي و مسلمان در كرج ديده به جهان گشود. شهيد آذري پنجمين  فرزند خانواده بود و پدرش فردي بناء پيشه بودند. پس از سپري كردن دوران كودكي وارد مدرسه‌اي در كلاك نو شدند و تحصيلات ابتدايي را به پايان رسانيد و مقطع متوسطه را در كارخانه قند در مدرسه دهخدا پشت سر گذاشتند و از آنجايي كه فردي بود مذهبي و مؤمن و بسيار علاقمند به دوره طلبگي و روحاني شدن مخفيانه رشته تحصيلي خود را در اين مقطع پشت سر گذاشتند.

با وجود اينكه مادري زحمتكش و فعالي داشتند هيچ گاه مخارج تحصيل را از مادرش دريافت نمي كردند و از همان دوران نوجواني به كارگري و شاگردي پرداخت تا مخارج تحصيل خود را فراهم نمايد. تا اينكه پس از مدتي به سپاه وارد شدند و مشغول فعاليت شدند و هر ماه مقرري از سپاه دريافت مي كردند تا اينكه به بسيج رفتند و دوره آموزش نظامي را پشت سر گذاشتند و پس از مدتي در بسيج ثبت نام كردند و با اجازه مادرش در سال ۱۳۶۵ (اواخر سال) به جبهه اعزام شدند و بعد از دو سه باري كه به مرخصي آمدند سرانجام در تاريخ دهم اسفند ماه سال ۱۳۶۱ براي آخرين بار به جبهه اعزام شدند و در منطقه عملياتي فكه در تاريخ ۱۳۶۲/۰۱/۲۲ به فيض شهادت نائل آمدند و بدن مطهرش را در امام زاده محمد كرج به خاك سپردند.

 

نكات برجسته در زندگي نامه شهيد

الف) فعاليت‌هاي مهم عبادي و معنوي:

فردي مؤمن و مذهبي كه علاقه زيادي به فراگيري قرآن داشتند نماز و روزه را در وقت اوليه خود به جا مي آوردند و احكام شرعيه اسلام را فرا مي گرفتند.

ب)فعاليت‌هاي مهم سياسي و اجتماعي:

عضو فعال بسيج و خدمت در سپاه و پاسداري از مسجد و نيز در اكثر تظاهرات ها و راهپيمايي ها شركت داشتند.

د)ويژگي هاي بارز اخلاقي (با ارائه نمونه رفتاري):

احترام زيادي به والدين خود مي گذاشت فردي كم رو و خجالتي كه بسيار در كارهاي منزل به مادر زحمتكش خود كمك مي كردند.

نامه ها

بسم اله الرحمن الرحیم

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود و سلام به حضرت مهدی تنها ذخیره الهی و نایب بر حقش امام خمینی و با سلام به امت حزب الله

خدمت عموی عزیز و خانواده گرامی شان پس از عرض سلام سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم .باری اگر از احوالات اینجانب خواسته باشید بحمدالله خوب هم هستم .

باری از طرف من به فاطمه خانم و زهرا خانم و علی رضا اقا و زن عمو عرض می کنم و همه انها التماس دعا هستیم باری عمو جان واقعا که امام درست می گوید که جبهه دانشگاه است اینجا همه به یاد گناهان خود هستند خیلی دوست داشتم که شما هم پیش ما بودید و از این فیض بزرگی نصیب شما هم می شد ما هم اکنون در چنانه در جنوب هستیم حدودهای دهلران اینجا هوا شرم است و طاقت فرسا در ضمن از لشگر ۱۶ زرهی قزوین هم چند تایی هم انها اشنا شویم دیگر عرضی ندارم جز دیدار شما از خداوند متعال پیروزی شما خواهانم در ضمن در نماز هایتان امام و رزمندگان را دعا کنید

در صورت امکان برایم نامه بنویسید

در ضمن به عزیز جان و عمه و رضا و ابوالقاسم و سایر دوستان و اشنایان سلام برسانید

و سلام علیکم و رحمه اله و برکاته به بنده حقیر شما

محمد ستاری اذری

۱۶/۱/۶۲ جبهه دهلران


بانام خداوند بزرگ

با سلام به همه خانواده عزیز و گرامی باری اگر از حال اینجانب خواسته باشید بسیار خوب هستم .

مادرم نگران حال و جای من نباش چون من هم جایم خوب است و هم حالم فقط دوری شما خانواده عزیزم از پدر و مادرو برادرهایم و خواهرانم و زن داداشم و همه دوستان  و اشنایانم سلام مرا از صحراهای داغ خوزستان قبول کنید .

خانواده عزیزم من همان روزی که حرکت کردیم از کرج عصر ان روز به اندیمشک حرکت کردیم البته در قطار و در راه برایم خاطره هایی بود که انشا اله برگشتم همه را برایتان تعریف می کنم روز بعد یعنی روز ۵/۱۱/۶۱ به پادگا ن دو کوهه رسیدیم من از فردای ان روز مسول تدارک شدم یعنی مسئول غذا  و میوه بچه ها که همه انها ۲۵ نفر بودیم پیراهن جای ۳ نفر و پوتین فقط شصت پا جا می شد به هر حال گذشت و الان ۵ نفر دور یک خانه جمع شده ایم و همه نامه می نویسیم البته در این میان سیب و پرتقال هم به ما داد ند بخورم و بعد بخوابم دیگر حرفی ندارم جز دوری شما اگر می خواهید برایم نامه بنویسید به ادرس پشت نامه و در ضمن من اگر وقت کنم تلفن می زنم به همه سلام برسانید خداحافظ

قسمت مربوط به مادر و پدرم است .

مادر عزیزم بخصو ص مادرم در دوری من ناراحت و گریه نکن چون اینجا من خیلی راحت و خوش جا و اب و هوا و خوش خوراک هستم وامیدوارم که در موقعی که این نامه را برایت می خوانند گریه وزاری نکنی و پدر م شماهم ؟ باشید و ناراحت نباشید در ضمن برای زن داداش وقت نداشتم چون سیبم را یکی از بچه ها گرفت و من هم سیب را بگیرم انشا اله در وقت معین برایت نامه می دهم

والسلام علیکم و رحمه اله و برکاته


به نام خداوندی که جان داد و جان می گیرد و به نام خداوندی که کوبنده ستمگران است و باسلام به امام زمان تنها زخیره الهی و باسلام به امام خمینی این قلب تپنده ایران و با سلام به خانواده عزیز  و گرامی امیدوارم در سایه خداوند بزرگ پیروزو موفق باشید باری اگر از حال این بنده خواسته باشید بحمداله خوب هستم پدرو مادر عزیز و گرامی و بزرگ من نگران حال من نباشید زیرا که حال من خوب است و همان طوری که در نامه گذشته گفتم جایم خوب است نمی دانم چه بنویسم چون هر لحظه اینجا برای من خاطره و تجربه است فقط به گوشه از این لحظات را برایتان می نویسم ما الان در یکی از قسمتها هستیم که قبلا در دست عراقی ها بود در چادوها زندگی می کنیم دور بر ماهمه سنگرها عراقی ها است من در حالی که روی تپه مشرف به چادرها هستم و این نامه را می نویسم نمی دانید اینجا چه شور و حالی دارد انشا اله برگشتم عکسهای انها را می بینید دیگر حرفی ندارم می بخشید از خط من خراب است و می بخشید که نامه کوتاه است چون من تا بحال نامه ننوشته ام دیگر

حرفی ندارم فقط دوری تک تک شماها از طرف من همه همه را ببوسند در ضمن من نمی توانم تلفن بزنم چون اینجا تلفن نیست خداحافظ برایم نامه بنویسید از دور دست همه را می بوسم


بخدمت خانواده عزيز و گرامي سلام عرض مي كنم .

پس از عرض سلام سلامتي شما خانواده عزيز را از خداوند متعال خواهانم اگر از احوالات اينجانب خواسته باشيد بحمدالله خوب هستم و تنها ناراحتي من دوري از شماست .

باري مادر عزيزم اميدوارم كه مثل هميشه نگران حال من نباشيد چون حال من خوب است پدر جان از شما هم مي خواهم كه مادر را اذيت نكنيد برادر و زن داداش عزيزم شما هم برايم نامه بنويسيد خواهر عزيزم شما هم همين كار را انجام بدهيد با نامه هايي كه برايم مي فرستيد مرا خوشحال كنيد هر چند كه نامه جاي ديدن شما را نمي تواند پر كند ولي خوب خوشحال كننده است از قول من به خواهر و شوهرخواهر و برادرم يعقوب سلام برسانيد .

ضمناً با فرا رسيدن عيد سعيد باستاني اين عيد سعيد باستاني را به شما خانواده عزيز و گرامي تبريك عرض مي كنم و اميدوارم كه هميشه خوش و خرم باشيد به اميد موفقيت .

دوستدار شما محمد ستارآذري


بسم اله الرحمن الرحیم

با درود و سلام به امام امت و با سلام به امام زمان و با سلام به خانواده عزیزم امیدوارم که در سایه خداوند متعال خوب و سلامت باشید باری اگر از احوالات اینجانب خواسته باشید بحمد اله خوب هستم و از شما خانواده عزیزم تقاضا دارم که نگران حال من نباشید .

باری خانواده عزیزم امروز ۲۱/۱۱/۶۱ نامه پر مهر شما بدستم رسید در ان موقعی که نامه اورده بودند من خواب بودم وقتی از خواب بیدار شوم نامه به من دادند انقدر خوشحال شدم که انگار دنیا را بمن دادند بخصوص که شنیدم که برادرم یعقوب می خواهد ازدواج کند امیدورام که با خوشی با هم زندگی کنند و من از همین جا به زن داداش جدیدم سلام عرض می کنم و از ایشان که تا بحال ندیده ام می گویم که همیشه پشتیبان امام باشند باری چند نکته بود که بایستی بگویم اول اینکه نامه ای که برایم نوشته بودید خیلی بدخط بود می دانم که من بد خط هستم و انجا هستند که خوش خط باشند باری این نامه برادر موقعی که در چادر نشسته ایم و شام خورده ایم در ضمن شام ما اش رشته بود واقعا جای زن داداش خالی چون خیلی خوش بود .باری خانواده عزیز بخصوص مادر عزیز و گرامیم در نامه خواندم که برایم گریه می کنی و نگران حال شما تور ابه جان امام زمان به فکر من نباشید چون حال من خوب است و هنوز ما راوارد عملیات نگرده اند و ما پشت جبهه هستیم وبه هر حال حرف دیگر ندارم فقط دوری شما برایم نامه بنویسید و برایم فیلم بفرستید برای رزمندگان باشید .

و السلام محمد ستار اذری

مخصوص خواهر زری زری جان خیلی ممنون که به فکر ما هستید امیدوارم که همیشه  پیرو امام باشید و حرف های مادر را گوش کن و در نماز جمعه شرکت کن و برایم نامه بنویس دیگر حرفی ندارم .

وصیت نامه

بسمه تعالى

با سلام و درود به رهبر انقلاب و ابرمرد تاريخ خمينى بت‌شكن و با سلام و درود بر رزمندگان اسلام و با سلام و درود به پيكر پاك شهيدان و درود و سلام بر خانواده شهيدان بالاخص خانواده محترم خودم و با درود و سلام بر پدر و مادر عزيزم كه مرا گلى تربيت كردند و با سلام و درود به خواهران و برادان عزيزم كه آنها هم سهم به‌سزايى در پروراندن اين گل داشتند وكوشش كردند و با درود و سلام به دوستان و آشنايان عزيزم اميدوارم كه همين وصيت نامه در جمع در روز هفتم در مجلس ختم خوانده شود . چند نكته كه بايستى به آن تذكر بدهم پدر عزيزم اميدوارم كه مرا ببخشى زيرا كه خيلى شما را اذيت كردم از شما مى‌خواهم كه براى من مجلس ختم چندانى نگيريد از شما مى‌خواهم كه مرا دعا كنيد مادر عزيزم اى تنها اميدم من اميدوارم كه مرا ببخشايى و حلالم كنى و از شما مى‌خواهم كه هميشه صبور و بردبار باشيد خون من رنگينتر از خون حضرت على اصغر نيست برادر و زن‌برادر شما هم براى من زحمت كشيده‌ايد اميدوارم كه مرا ببخشيد و حلالم كنيد خواهر و شوهرخواهر عزيزم اميدوارم شما هم در راه اسلام خدمت كنيد و مرا هم حلال كنيد خواهر و شوهرخواهر (هادى ) شما هم براى من زحمتهاى بسيار كشيده‌ايد اميدوارم كه هميشه در سايه خداوند بزرگ سلامت باشيد و مرا ببخشيد و حلام كنيد برادر عزيزم يعقوب من شما را خيلى اذيت كردم اميدوارم كه مرا ببخشيد و حلالم كنيد و به دوستان (امير – محمود- فرشاد- محمدعلى -محمد-منوچهر) و ساير دوستان بگوييد كه راه ماراه خداست و از شما مى‌خواهم كه راه ما را ادامه دهيد و از همه آنها طلب حلاليت مى‌كنم در كل از همه خداحافظى مى‌كنم اميدوارم راه اين شهيدان به خون غلتان را ادامه دهيد و والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

جبهه سوق الجيشى ۱۹/۱۱/۶۱

 

 

روحش شاد و يادش گرامي

 

تصاویر شهید محمد یوسف ستار آذری و مزار مطهر ایشان

پیمایش به بالا