تاريخ و محل ولادت : ۱۳۳۹/۰۴/۰۵ – روستای سوگلی تپه از توابع شهرستان میاندوآب
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۲/۱۲/۱۸ – عملیات خیبر – جزیره مجنون

زندگينامه
نام پدر : عبداله نام مادر : خاقان
تحصیلات حوزوی : مقدمات (فقه اسلامي)
تحصیلات کلاسیک : دانشگاهی
وضعیت تأهل : مجرد
نحوه شهادت : اصابت تیر
ارگان اعزام کننده : حوزۀ علمیه قم
آخرین مسئولیت در جبهه : مبلغ
مزار مطهر : میاندوآب
شهید اباذر تقی زاده در سال ۱۳۳۹ در شهر میاندوآب در یک خانواده مذهبی و متدین چشم به جهان گشود. او دوران تحصیلی را تا دیپلم در شهر میاندوآب با موفقیت به پایان رسانید . پدر ایشان کشاورز و دامدار بود و به پدرش نیز بسیار کمک میکرد تا اینکه در سال ۱۳۵۶ در رشته میکانیک در دانشگاه تبریز قبول شد. با ورود ایشان به دانشگاه فعالیتهای سیاسی ایشان آغاز شد او به طور مخفیانه در دانشگاه بین دانشجویان اعلامیههای امام را پخش میکرد و دانشجویان را از پلیدی رژیم پهلوی آگاه میکرد تا اینکه در سال ۱۳۵۷ انقلاب آغاز شد و او نقش بسزایی در پیروزی انقلاب داشت و بعد از پیروزی انقلاب اولین کاری را که کرد به دیدن امام رفت . اباذر در سال دوم دانشگاه بود که انقلاب فرهنگی آغاز شد و دانشگاه ها تعطیل شد و درس ایشان نیمه تمام ماند و به شهر میاندوآب باز گشت و در سپاه پاسداران فعالیت خود را آغاز نمود مدتی نگذشته بود که در رشته فقه اسلامی درس خود را آغاز نمود. سپس بعد از دوسال به فرمایش امام خمینی از میاندوآب به حوزه علمیه قم آمد. وی در سال ۱۳۶۰ از حوزه علمیه قم به جبهههای کردستان اعزام شد. بیشتر در جبهه سردشت و همینطور سقز بود کار ایشان در جبههها از قبیل سخنرانی برای رزمندگان و بر پا داشتن نماز بود البته در موارد دیگری هم از قبیل حمل مهمات و مبارزه با منافقین کردستان فعالیت داشت. شهید به مدت دوسال در دفعات متعددی از شهر مقدس قم اعزام به جبهه شد. آخرین بار که به مرخصی آمد در سال ۱۳۶۲ بود که به زمینهای کشاورزی پدر رفت و به او خیلی کمک کرد و لحظه رفتن از تمام دوستان ، اقوام خداحافظی کرد و عازم جبهه شد تا در نهایت در عملیات خیبر در جزیره مجنون به محاصرۀ سربازان عراقی در میآید. وی و همرزمانش تا آخرین فشنگی که داشتند مبارزه میکنند و در آخر او و همرزمانش به درجه رفیع شهادت نائل میگردند و به مدت ۱۵ سال پیکر ایشان مفقود الاثر میماند تا اینکه در سال ۱۳۷۷ پیکر شهید اباذر تقی زاده به خانواده محترمشان تحویل داده میشود .
نکات برجسته در زندگی شهید
الف)فعالیتهای مهم عبادی و معنوی :
شهید هرگز نماز شب وی ترک نمیشد و همین طور نماز اول وقت ایشان. از همان نوجوانی به خواهر و برادر خود قرائت قرآن مجید را آموزش داد.
ب)فعالیتهای مهم سیاسی و اجتماعی :
ایشان در فعالیتهای ضد رژیم پهلوی سهم بسزایی داشتند . او در پیروزی انقلاب اسلامی ایران بسیار کوشا و فعال بود .
ج) فعالیتهای مهم علمی، فرهنگی و هنری:
شهید اباذر تقی زاده همیشه در پی کسب علوم طبیعی و علوم دینی بسیار فعالیت داشته و همیشه جوانان را در علوم دینی راهنمایی و تشویق میکرد .
د)ویژگیهای بارز اخلاقی(با ارائه نمونه رفتاری):
شهید بسیار مهربان و از روحیه بسیار بالایی برخوردار بود و در کمک به نیازمندان و مستمندان بسیار هوشیار و دلسوز بود .
۲ـ فرازهایی از وصیت نامه:
شهید وصیت نامه کتبی ندارد. زیرا در ساک ایشان بوده که بعد از شهادت ایشان هرگز وسایل شخصی شهید به خانواده باز گردانده نمیشود ولی به طور شفاهی به خانواده و همینطور دوستانش وصیت میکرد که بعد از شهادتم مادر هرگز اشک نریز و خداوند را سپاس بگو که مرا در درجۀ رفیع شهادت پذیرفته به جوانان و نوجوانان سفارش میکردکه شماها نسل آیندۀ کشور اسلامی هستید با علم و ایمان خود مشت محکمی در دهان دشمنان ایران و اسلام بزنید . هرگز امام عزیزمان و انقلاب را تنها نگذارید جبههها را خالی نکنید به خانواده معظم شهدا احترام بگذارید.
۳ـخاطرات والدین/ همسر/ فرزند/ دوست/ همرزم:
از قول همرزم شهید در سال ۱۳۶۰ در یکی از روستاهای میاندوآب چند ماشین جهادگران اسلامی به محاصرۀ منافقین در میآید و منافقین به روستا حمله میکنند و مردم را اذیّت میکردند وقتی این خبر به اباذر میرسد همراه چند تن از دوستان خود با امکانات بسیار کم به آنها حمله میکند سه تن از آنها را کشته و سه تن دیگر را اسیر میکند آنها روستا را از محاصرۀ منافقین در میآورند و جان جهاد گران را نجات میدهند .

دست نوشته
بسم اله الرحمن الرحیم
انان که به خدا گرویدند و نیکوکار شدند و به قران که بر محمد ص نازل شد که البته بر حق و از جانب خدا بود ایمان اوردند خدا از گناهانشان در گذشت و امر دنیا و دین شان را اصلاح نمود .
بدست اقای باقر باقری رسیده و ملاحظه بفرمایید
پس از سلام و درود به روان پاک شهیدان اسلام بخصوص شهدای جنگ تحمیلی کفار
پدر جان من میخواهم از راه دور باخلوت چند کلمه دردل کنم :
پدر گرامی اینجانب ابوذر تقی زاده که متولد شهرستان میاندواب هستم وقتی که به سن بلوغ رسیدم به حول و قوه الهی تمام واجبات خود م را انجام دادم و و در انصورت نیز پدر و مادر من هم هیچ اگاهی و شعور از اجتماع و اسلام هم ندارند در سال ۱۳۵۶ که انقلاب شروع شد خودم را به نیرو های چریکی که مخفیانه بر علیه رژیم پادشاهی جنگ می کردند رفتم و از انوقت که تا حالا حدود ۶ سال میگذرد صدها بار پدرم من و در سال ۵۷ نیز که رژیم ساقط شد با عده ای از دوستان سپاه پاسداران را تشکیل دادیم که در انوقت خودم دبیرستان میخواندم بالاخره فعالیت خودم را هم در مدرسه و هم در سپاه جهاد در راه اسلام در این کوههای کردستان انجام دادم در این مدت خیلی مشکلات به من غلبه کرد .
پدر جان اول اینک پدرم من را به خانه راه نداد چون روستای خودمان در حال اکنون شبها در دست گروهکها هست و به من ان حرفهایی را که باید نمی گفت گفت و حتی در ان دوران تحصیل به خانه نمی امدم و می رفتم سپاه می خوابیدم .
بالاخره در سپاه نمی دانم به ان عملیاتی که می رفتیم یک عده معجزه ای بود که حتی در ازادسازی شهر بدکان از اولین نفرات بودم که وارد شهر شدم و چندین بار بلکه دهها بار از محاصره این بی دین ها و غیره نجات پیدا کردم .
بالاخره در ان ایام تحصیل هم راه خودم را انتخاب کرده بودم که خدایا من به این وضع در سال ۵۹ موفق به اخذ دیپلم گرفتم که در انوقت هم سرگرم باین جنگ با کردها نبودم .هنگام تحصیل رفته بودم ثبت نام کرده بودم به حوزه علمیه ولی گفتند که باید مدرک اخرین تحصیل را بیاوری نبرده بودم.
روحش شاد و يادش گرامي
تصاویر شهید اباذر تقی زاده

