مجتبی کاویانی

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

مجتبی کاویانی

تاريخ و محل ولادت : ۱۳۴۲/۰۳/۰۲ – اشتهارد
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۲/۰۱/۲۲ – فکه

زندگينامه

آغاز حیات جاودان بعد از: ۱۹ سال ۱۰ ماه ۲۸ روز
نام پدر: غلامرضا   نام مادر: مریم
مذهب: شیعه    تحصیلات حوزوی: مقدمات
تحصیلات کلاسیک: پایان دوره راهنمایی ( متوسطه اول )
عنوان: بسیجی    نحوه شهادت: اصابت ترکش خمپاره
عامل جنایت: بعث عراق    مزار مطهر: زادگاهش

وضعيت تأهل : مجرد    نام عمليات : والفجر یک

نحوة شهادت : مفقود   محل شهادت : شمال فکه

نشاني مزار : گلزار شهدای اشتهارد   دفعات اعزام : ۴ بار

تاريخ آخرين اعزام : ۲۶/۱۰/۱۳۶۱   ارگان اعزام كننده : ل محمد رسول ا…

يگان خدمتي : بسیج   آخرين مسؤليت در جبهه : رزمنده

 

روحانی شهید مجتبی کاویانی در سال ۱۳۴۲ در خانواده ای مذهبی و معتقد به دین اسلام دیده به جهان گشود . ایشان در خانواده نسبتا متوسط در شهر اشتهارد از توابع کرج کنار دیگر برادران و خواهران رشد کردند و دوران کودکی را سپری کرد . از همان کودکی شاهد مرگ ناگهانی پدر بود که اثر نا مطلوبی در روحیه ایشان گذاشت . در سن هفت سالگی وارد مدرسه شد و توانست تا سال دوم راهنمایی تحصیل کند . به دلیل علاقه فراوانی که به دین اسلام داشت وارد حوزه علمیه اشتهارد شد و پس از آن تحت عنوان طلبگی مشغول تحصیل علوم حوزوی شد .

در جریان انقلاب و روزهای تظاهرات و درگیری با وجود سن کم در تمام راهپیماییها شرکت می کرد . پس از پیروزی انقلاب به عنوان عضو فعال بسیج شبها به نگهبانی با دیگر عزیزان بسیجی می پرداخت .با شروع جنگ تحمیلی درس حوزوی را برای مدتی ترک کرد و چندین بار به عنوان رزمنده داوطلبانه به جبهه اعزام و در عملیات های مختلف شرکت می نمود .

یکبار که برای اعزام به جبهه رفته بود از طرف لشکر ۲۷ محمد رسول ا… جهت حراست و نگهبانی از زندانها به چابهار اعزام می شوند که با روحیه ایشان سازگار نبوده و از همان جا بدون اطلاع مسئولین به جبهه فکه می رود و از آنجا خود را به تیپ سیدالشهدا معرفی و مشغول رزم می شود . آخرین بار در تاریخ ۲۶/۱۰/۶۱ به جبهه فکه اعزام و چهار روز قبل از پایان سه ماهه یعنی ۲۲/۱/۱۳۶۲ در عملیات والفجر یک آغاز و ایشان در این عملیات مفقودالاثر شد و پس از ۱۲ سال پیکر پاکش به میهن اسلامی بازگشت.

 

نكات برجسته در زندگي شهيد

الف ) فعاليت هاي مهم عبادي و معنوي :

شهید مجتبی کاویانی هیچگاه نماز و روزه و واجبات اسلامی را ترک نکردند . نماز شب را در راس کارهای خویش قرار می دادند و همراه دیگر طلاب و روحانیون مجالس عزاداری سیدالشهدا (ع) و برپایی مجالس دسته جمعی دعای کمیل و توسل را برگزار می کردند .

ب )فعاليت هاي مهم سياسي و اجتماعي :

شهید مجتبی کاویانی برای حفظ و حراست از شهر شبها تا پاسی از نیمه نگهبانی می دادند و همیشه در کلیه تظاهراتها و راهپیماییها شرکت می کردند و باعث حضور هرچه بیشتر مردم و حضورشان در صحنه ها می شدند .

ج ) فعاليت هاي مهم علمي ، فرهنگي و هنري :

ایشان فعالیت به خصوصی نداشتند . فقط به مدت کوتاهی عضو کانون فرهنگی ولیعصر در اشتهارد بودند که به زودی منحل شد .

د ) ويژگي هاي بارز اخلاقي ( با ارائة نمونة رفتاري ) :

شهید مجتبی کاویانی دارای روحیه عالی و سرشار از معنویت بودند و انواده بارها شاهد بودند که ایشان به چه نحو با دیگران برخورد کرده و آنها را با اسلام و دین مشروح اسلامی آگاه می کردند . هیچگاه از خود تعریف نمی کرد و حس انسان دوستیشان باعث رشد معنوی خانواده بود .

فرازهائي از وصيتنامه

شهید کاویانی در وصیتنامه اش نوشته است که : مادر اگر به زیارت قبر شش گوشه امام حسین (ع) نائل شدم خدا را شکر میکنم و اگر لیاقت شهادت را داشتم خدا را شکر میکنم که به آرزوی دیرینه خود رسیده ام .

افتخار کنید که فرزندتان در راه او – برای او – و دین او جان خود را اهدا کرده . قدر امام را بدانید و از او حمایت کنید – کتابهایم را وقف مدرسه علمیه اشتهارد کنید تا طلبه ها از آن استفاده کنند . از برادرانم می خواهم که راهم را ادامه دهند .

خاطرات

مادر شهید در مورد فرزندش می گوید : شبی همچون شبهای دیگر دوستان مجتبی و عده ای از روحانیون حوزه علیمه در منزل ما گرد آمدند و چراغها را خاموش کرده و دعای توسل را در فضای سکوتی که برای خودشان ایجاد کرده بودند می خواندند و من همراه دختر کوچکترم پشت پنجره می ایستادیم و شاهد گریه و ناله هایشان بودیم و این برنامه هرشب بویژه شبهای جمعه برگزار می شد .

 

وصیتنامه

بسم الله الرحمن الرحيم

وصیت به مادر و برادرم ، مادرم اول سخنم را با شما آغاز می کنم ، مادرم اگر من لایق بودم و شهید شدم از شما چند انتظار دارم ، یک ، مادر خودت می دانی که من چقدر آرزوی شهادت داشته امم و از شما می خواهم که برایم گریه نکند و اگر زیاد ناراحت بودی نوارهایی که خریده ام آنها را گوش بدهی و برای فاطمه زهرا گریه کنی .

مادرم من به خاطر شهادت به جبهه نیامده ام ولی من همیشه به خدای خود می گفتم که من هدفم خدمت به اسلام است و برای جهاد در راه خدا به جبهه می آیم ولی آرزوی شهادت دارم اگر لیاقت داشته باشم می خواهم شهید شوم .

مادرم پولی دارم ، پولی را به حساب جنگزدگان برزید و مادرم چون می خواهم به جبهه بروم و اگر لایق بشوم به آن دنیا یعنی بهشت بروم .

وصیت من به شما اینکه نماز را با جماعت بخوانید و حجاب اسلامی را رعایت کنید .مادرم اگر شهید شدم شما باید افتخار کنید که فرزندی داشتید که برای اسلام جهاد کرد و جان خود را برای اسلام فدا کرد و در کوچه و بازار باید سر خود را بلند کند و افتخار کند که خانواده اش شهید داده است .امید است که برای من بگیرید و بخواند.

امام را دعا کنید و راه شهید را ادامه دهید.

ان شاءاله ، خداحافظ شما

مادرم اگر شهید شدم باید از همه دوستانم رضایت بگیرید و به علی بگو که اول خودش از من رضاء باشد و دومی اینکه از یک یک برادران و رفقا رضایت کامل بگیرید ، چون من موقعی شهید هستم که برادران و رفقا از من رضاء باشد و دومی اینکه از یک یک برادران و رفقا رضایت کامل بگیرد چون من موقعی شهید هستم که برادران و رفقا از من رضاء باشند.

وصیت دیگر به برادران گرامی و مهربانم ، برادران به شما وصیت می کنم که از دستورات رهبر کبیر انقلاب اسلام را با جان و دل گوش کنند و به آن عمل کنند.برادران از شما می خواهم که اگر لایق باشم و شهید بشوم ، باید راه من و شهیدان دیگر را ادامه دهید.

وو صیت به خواهرانم :حجاب اسلامی را رعایت کنید و نماز را سبک نشمارید و نماز خود را با جماعت بخوانید .

وصیت به مردم اگر من شهید شدم مرا در کنار حسین ؟ دفن کنند که با هم در یک جا باشیم .

خانواده عزیز من چون به جبهه آمدم .۱۵ روز روزه قضا دارم و سه روز هم روز دیگر است که بنام جواد وحده ، از برای او نگرفتم و نماز هم یکی چند ماه دارم.

 

روحش شاد و يادش گرامي

تصاویر و مدارک شهید مجتبی کاویانی

پیمایش به بالا