تاريخ و محل ولادت : ۱۳۱۱/۱۰/۰۹ – روستای خانقاه از توابع شهرستان پاوه
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۴/۰۳/۲۲- پاوه

زندگينامه
نام پدر: مصطفی نام مادر: فیروزه
مزار مطهر: روستای خانقاه
در نهمین روز از دی ماه سال ۱۳۱۱ در روستای خانقاه از توابع شهرستان پاوه در استان کرمانشاه در یک خانواده متدین و مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش مصطفی نام داشت ایشان از اینکه خداوند پسری خوش سیما و سالم به او عطاء کرده بود بسیار خوشحال بود و در هر لحظه شکر خدا را به جا می آورد.
دوران کودکی اش را در روستای خانقاه همراه شور و شوق کودکانه اش سپری نمود. درآن زمان به علت وجود پدر و مادری مذهبی علاقه زیادی به کسب علوم قرآنی و دینی داشت همین علاقه باعث شد که راه خود را انتخاب کند و تحصیلات خود را در حوزه شروع کند و دیپلم حوزوی خود را دریافت کردند. بعد از مدتی ازدواج کردند وثمره این ازدواج ۶ دختر و ۳ پسر می باشد.
ایشان در فعالیت های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی قبل و بعد از انقلاب به مانند هر مسلمان دیگری شرکت داشت ایشان خالصانه و با دلی مطمئن در تظاهرات ۱۲ و ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ شرکت می کرد.
ایشان هر سال در راهپیمایی ها شرکت می کردند. فعالیت های فرهنگی ایشان در آموزش و پرورش به عنوان معلم دینی و عربی قرآن بود. ایشان همراه با خانواده در نوسود بودند و در آنجا هم شروع به فعالیت خود کردند و به عنوان امام جمعه انتخاب شدند.
اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با شروع جنگ تحمیلی به علت بمباران شدن روستاهای بی دفاع به پاوه عزیمت نمودند. بدون وسایل و بدون خانه و زندگی ایشان فقط خودش و اهل خانه اش توانستند از بمباران جان سالم به در ببرند. پس از مدتی مشقت های فراوان و کمک اهالی پاوه به ایشان توانست در پاوه دفتر ازدواج و طلاق باز کند. و به کار امام جمعه ای خود نیز ادامه دادند.
بزرگترین آرزویش پیروزی اسلام و مسلمین بود. همیشه از همسرشان درخواست می کرد که فرزندان را با قرآن بزرگ کند و با قرآن آشنا سازد. سرانجام ایشان در ماه مبارک رمضان در حالی که روزه بودند. بعد از خواندن نماز و قرآن به مغازه خود رفتند و حدود ساعت ۸ الی ۹ صبح بود که بمباران مردم بی دفاع و غیر نظامی شهر پاوه شروع شد و ایشان در مغازه شان زخمی شدند و بعد از زخمی شدن به بیمارستان منتقل شدند. گویا در بیمارستان پاوه به علت شلوغی و نبود امکانات، کاری نتوانستند انجام دهند. لذا ایشان را به بیمارستان باختران انتقال دادند و حدودساعت ۱۱ شب در تاریخ بیست و دوم خرداد سال ۱۳۶۴ به شهادت رسیدند و پیکر پاک ایشان را در روستای خانقاه از توابع شهرستان پاوه به خاک سپردند.
خاطره
آخرین دیدار با شهید در روز بیست ودوم خردادماه سال ۱۳۶۴ در ماه مبارک رمضان صبح زود حدود ساعت ۷ الی ۵/ ۷ هنگامی که می خواستند به مغازه برود. درهمان روز ایشان شب قبل از شهادتش ساعت ۳صبح از خواب بیدار شدند و سحری را آماده کردند و بنده را برای خوردن سحری بیدار کردند و بعد از خوردن سحری خوابش را برای من تعریف کرد: خواب دیدم که نصف مغازه ام فرور یخته و سمت راست بدنم زخمی شده اما هیچ خونی نیامد بعد به من گفت خانم جان شما چه تعبیری از این خواب داری؟ من به ایشان گفتم ان شاالله که خیره و چیزی نیست. فردای آن شب که خواب دیده بود و روز شهادتش هم بود نگاهی دیگر داشت هنگامی که مثل همیشه برای بدرقه دم در حیاط آمده بودم نگاهی به من کرد و گفت مواظب خودت و بچه ها
باش و رفت وساعات ۸ الی ۹ صبح بود که بمباران کردند و ایشان زخمی شدند و نصف مغازه شان آوار شد و همان روز ساعت ۱۱ شب در اثر جراحات شدید از بمباران به شهادت رسیدند.
همسر شهید
روحش شاد و يادش گرامي
