محمد صالح ترابی

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

محمد صالح ترابی

تاريخ و محل ولادت : ۱۳۲۴/۰۳/۰۹- روستای رحیم آباد سقز
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۱/۱۱/۱۰ – سقز

زندگينامه

نام پدر: ملا محمدامین    نام مادر:بازیقه
تحصیلات حوزوی: سطح سه   عامل جنایت: افراد گروهک کومله
مزار مطهر: روستای قلدره سقز

 

صالح ترابی، نهم خرداد ماه ۱۳۲۴ در روستای رحیم آباد به دنیا آمد، رحیم آباد گل تپه در پنجاه و شش کیلومتری سقز قرار دارد، پدرش ملا محمد امین از دوران کودکی او را با معارف دینی آشنا ساخت و برخی مقدمات را به وی آموخت.

صالح دوازده ساله که شد به روستای سنته رفت. پنج سال از فضل و دانش ملا علی سنته ای برخوردار شد. پس از آن به روستای بغده کندی رفت و محضر ملا علی بغده کندی را درک کرد. ملا صالح ترابی جواز افتاء در مذهب امام شافعی را در سال ۱۳۴۹ از شهید محمد شیخ الاسلامی در شهر سقز دریافت کرد. ملا صالح پس از آن به ترویج معارف و اصول اسلامی پرداخت. در روستاهای رحیم آباد و خوش قشلاق سقز، امامت جمعه و جماعت مردم را بر عهده داشت، پس از آن به روستای قلدره علیا از توابع شهرستان تکاب رفت و
به نشر معارف دینی پرداخت، ایشان ضمن بیان اصول اسلامی از ظلم و ستم و بی دینی حکومت پهلوی پرده بر می داشت و مردم را به مبارزه با رژیم پهلوی تشویق می کرد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور در شهر تکاب پیوست و معارف اسلامی را در میان مردم رواج داد. در مقابل فتنه گری و دین زدایی گروهک های منافق ایستادگی کرد و مردم را از فریب آنان بر حذر داشت.
افراد گروهک ها به دلایل استراتژیک و طبیعی، در روستاها آزادی و قوه عمل بیشتری داشتند.
از این روی ، مبارزه با آنان در روستاها دشوارتر بود، وقتی آزار و اذیت آنان نسبت به ملا محمد صالح ترابی زیاد شد برخی دوستانش او را ترغیب کردند که از روستای قلدره علیا به شهر تکاب مهاجرت کند اما ایشان نپذیرفتند و رسالت خویش را در مبارزه با افراد ضد انقلاب شمردند.
به تهدیدات گروهک ها نیز توجهی نکرد و از افشای هویت واقعی آنان که عامل نامسلمانان و بیگانگان بودند دست برنداشت. شور و بی باکی ملا صالح ترابی، افراد گروهک کومله را عصبانی ساخت تا آن که برای خاموش کردن صدای حق، نیمه شب دهم بهمن ۱۳۶۱ با نیرنگی او را در خانه اش به شهادت رساندند.

پیکر شهید ملا صالح ترابی در سقز مدفون است، چهار پسر یادگار ایشان است.

خاطره

ملا صالح ترابی، پشتکار و اراده ای نیرومند داشت با آن که معلولیت جسمانی داشت و مجبور بود با عصا حرکت کند اما برای کسب علوم دینی، رنج سفر را بر خود هموار کرد و به مناطق مختلف سفر کرد، ایشان با همت بلند و اراده قوی ، معلولیتی که از ناحیه پا داشت را به کناری راند و کوشش هایش را به ثمر رساند. مهربان و صمیمی بود و نسبت به نزدیکان و اطرافیانش حسن ظن داشت اما در مقابل دشمنان قسم خورده اسلام سخت گیر بود. تقاضای آنان را برای تسلیم نپذیرفت و دست از مبارزه برنداشت لیکن در پی آن بود که با مهربانی و لطف خویش، فریب خوردگانی را نجات دهد که حجاب های دلشان بر دیده آنان سایه یا پرده نیفکنده بود و لذا توانسته بود برخی از آنان را به آغوش مردم و اسلام بازگرداند.

با قرآن کریم مأنوس بود هرگاه مشکلی پیش می آمد راه گشای او قرآن بود برای درک نفاق گروهک ها، مردم را به آیات قرآن کریم ارجاع می داد. قرآن و معارف اسلامی را به صورت منظم در حلقه درس خویش در مسجد به نوجوانان و جوانان آموزش می داد و آنان را برای مبارزه با کفر و نفاق آماده می ساخت.

 

روحش شاد و يادش گرامي

پیمایش به بالا