تاريخ و محل ولادت : ۱۳۰۸/۰۴/۱۵ – روستای خار خار شهرستان تکاب
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۱/۱۰/۰۴ – روستای کانی سفید

زندگينامه
نام پدر: فرج الله نام مادر: گلنبر
شغل پدر: کشاورز تحصیلات حوزوی: سطح دو
عامل جنایت: گروه های ضد انقلاب مزار مطهر: روستای کانی سفید
محمد احمد زاده، سال ۱۳۰۷ در روستای خارخار شهرستان تکاب به دنیا آمد، نام پدرش فرج الله بود که با کشاورزی محقری که داشت معیشت خانواده اش را فراهم می کرد.
مقدمات صرف و نحو و قرائت قرآن را در زادگاهش فرا گرفت. پس از آن به روستای قلدره افشار رفت و از فضل و دانش ملا عبدالرحیم روحانی و مرحوم نقشبندی برخوردار شد، آنگاه به خارخار بازگشت و به ارشاد و موعظه مردم پرداخت و آنان را به مبارزه علیه حکام ستمگر محلی و خوانین تشویق کرد.
سخنان ملا محمد احمد زاده تأثیر ژرفی در مردم نهاد که موجب شد خوانین و ستمگران به خشم بیایند و نسبت به ملا محمد سخت گیری کنند، ملا محمد مجبور شد به روستای کانی سفید مهاجرت کند در آن جا نیز ضمن انجام دادن امور مذهبی و رهبری دینی مردم، به تبلیغ علیه رژیم شاهنشاهی و ستم حکام و خوانین محلی پرداخت.
پس از مدتی اقامت در کانی سفید به روستاهای دیگر سفر کرد و به روشنگری و هدایت اذهان مردم در روستاهای شریف آباد اوباتو، شوان کاره و حسین آباد پرداخت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی به حفظ و حراست دستاوردها و ارزش های انقلاب پرداخت. ملا محمد احمد زاده با افشای هویت گروهک های معاند جمهوری اسلامی، رسالت خویش را همچون سایر روحانیان منطقه در روشنگری افکار عمومی برای مقابله با تبلیغات سوء و فریبکارانه ضد انقلاب می دانست، در هر فرصتی که دست می داد به مقابله با دروغ و فریب افراد ضد انقلاب می پرداخت و مردم را به همکاری با نیروهای جمهوری اسلامی برای دفع ستم گروهک ها تشویق می کرد.
چهارم دی ماه ۱۳۶۱ در روستای کانی سفید میان نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با مزدوران گروهک ها درگیری سختی روی داد که سه نفر از افراد سپاه به شهادت رسیدند، پس از انتقال پیکر پاک آنان به مسجد کانی سفید ملا محمد احمد زاده برای شادی روح آنان به قرائت قرآن پرداخت، وقتی افراد ضد انقلاب خبردار شدند به مسجد آمدند و ملا محمد احمد زاده را به شهادت رساندند.

پیام شهید
خاطره
وضع مالی خوبی نداشتیم اما پدرم با وجود اینکه از نظر مالی بسیار در مضیفه بود، در مسجد شاگردانی داشت که بدون هیچ چشم داشت و اخذ پولی به آنها درس می داد. همیشه به فکر مردم بود. وقتی اختلافی ایجاد می شد، میان طرفین میانجگری می کرد و می گفت بخاطر خدا دست از کینه توزی و اختلاف بردارید و کارتان را به پاسگاه و دادگاه نرسانید و باعث آبروریزی خودتان نشوید. سعی می کرد هر طور شده میان آنها صلح و آشتی برقرار سازد. او این کارهای انسانی و پسندیده را فقط برای رضای خدا و پیامبر (ص) انجام می داد.
فرزند شهید
روحش شاد و يادش گرامي
