سیدمحمدنقی صالحی زاده

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

سیدمحمدنقی صالحی زاده

زندگینامه

 

آغاز حیات جاودان بعد از: ۱۶ سال ۱۰ ماه ۱۵ روز
وضعیت تأهل: مجرد      نام پدر: سید بمونی
شغل پدر: روحانی و کشاورز     نام مادر: ماهتاب
مذهب: شیعه        تحصیلات کلاسیک: دوره راهنمایی
تحصیلات حوزوی: سطح یک      عنوان: بسیجی
سمت: رزمی تبلیغی        نحوه شهادت: اصابت ترکش
عامل جنایت: بعث عراق        مزار مطهر: شهر سوق شهرستان زادگاهش

شهید طلبه سید محمدنقی صالحی زاده فرزند سید بمونی در تاریخ ۱۹ / ۰۶ / ۱۳۴۸ در روستا یایدنك(عیدنک) بدنیا آمد، اهل خانواده همه از متدینین روستا و در سایه عشق به ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) اهل تقوای الهی بودند. پدر سید محمدنقی خودش روحانی و مبلغ همان محل بود و برادران شهید از آموزگاران همان خطه به تعلیم و تدریس اشتغال داشتند. شهید سید محمدنقی تحت تربیت این خانواده مذهبی، پرورش یافته و رشد نمود او از همان
آغاز با استفاده از هوش و استعداد سرشار خدادادی به آموختن درس و تحصیلات ابتدائی پرداخت.
سیدمحمدنقی در اواخر دوران پهلوی و شروع نهضت امام خمینی (ره) با وجود سن كم در منطقه خود از پیشاهنگان هواداری از نهضت خمینی كبیر بود و پیوسته با هم قطاران و دانش آموزان، در راهپیمایی و تظاهرات ضد رژیم شاه شركت می جست. فعالیت های انقلابی او تا اندازه ای بود كه بارها از جانب مسئولان مدرسه مورد توبیخ و تنبیه قرار گرفت. اعضای خانواده بخصوص پدر بزرگوارش که از روحانیون محلی و انقلابی و از فعالان ضد رژیم طاغوت در منطقه بودند به خاطر افشاگری های ضد رژیم به وسیله مركز انتظامی پاسگاه ژاندارمری منطقه دستگیر و بازداشت شد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شهید سیدمحمد تحصیلات دوره ابتدایی خود را به پایان رساند، به عشق فراگیری دانش اهل بیت (علیهم السلام) به تحصیل علوم دینی پرداخت. او برای انجام این مهم به شهر دهدشت مراجعه و در حوزه علمیه آنجا به تحصیل علوم دینی مشغول گردید و تا سطح یک دروس حوزوی را ادامه داد.
شهید سید محمد در طی دوران تحصیل به دروس حوزوی، اشتیاق فراوانی به مسائل سیاسی و جنگ و جهاد داشت و همین اشتیاق او را به جانب جبهه های جنگ علیه رژیم بعثی عراق فراخواند.
سید محمدنقی پس از گذراندن دوره آموزش نظامی به مناطق عملیاتی اعزام گردید او مدتی را در جبهه در کنار رزمندگان اسلام بود و پس از دوران ماموریتش این بار به شهر قم مهاجرت كرد و در مدرسه حقانی تحصیلات علوم دینی را ادامه داد. در كنار تحصیل به تدریس در پایه های دیگر نیز می پرداخت. شهید در این دوره از زندگی خود با اخلاص و تلاش روز افزون خود و با توفیقات الهی و استقامت از ائمه اطهار (عایهم السلام) مدارج بالای معنوی را طی نمود.
طلبه شهید سیدمحمدنقی در تاریخ ۰۴ / ۰۵ / ۱۳۶۵ درمنطقه شلمچه به شهادت رسید و در گلزار شهرستان سوق از توابع دهدشت به خاک سپرده شد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

 

 

 

مدیر مدرسه حقایقی درباره ویژگی های شهید می گوید :

… سیدمحمدنقی در مدرسه هم محصل بود و هم استاد و هم مدیر. او از اندك كسانی بود كه همزمان با دوره تحصیلی خود به تدریس نیز اشتغال ورزید شهید به مطالعه عشق می ورزید و بسیار جستجوگر بود و در فهم مطالب علمی بخصوص متون حوزوی بسیار توانمند بود و هیچ ابهام و اشكالی در متون علمی برای او وجود نداشت رعایت تقوای الهی و خواندن نماز شب از ویژگی های شهید صالحی زاده بود.

 

یكی از دوستان طلبه او چنین می گوید:

هرگز بیاد ندارم كه او نماز شبش را ترك كرده باشد و بیشتر اوقات نماز صبح خود را در حرم مطهر حضرت معصومه (س) و به جماعت می خواند، ساده زیستی و

بی پیرایگی مادی از ویژگی های دیگرش بود غذا خوردنش ساده و بیشتر ایام سال را در حال روزه داری بسر می برد شب پس از اینكه دیگران به استراحت

می پرداختند او بر بالای پشت بام مدرسه می رفت و به نجوای آسمانی با معشوق ازلی می پرداخت. و طلبه ای دیگر از دوستان چنین می گوید :

شبی در عالم رویا دیدم كه به من می گفتند زودتر مهیا شو كه یكی از یاوران ولی عصر (عج) به حجره شما می آید من در همان حال حجره را مرتب كرده و با تعجیل مهیای پذیرائی گردیدم. در همین لحظه با صدای ضربات آرامی كه به درب حجره خورد از خواب بیدار شدم حیرت زده مشاهده كردم كه سیدمحمدنقی با لبخندی بر در حجره ایستاده است.

و دوست دیگر شهید سید محمد نقی را چنین توصیف می کند:

شهید سید محمد نقی ضمن اینكه خود نمونه بارزی از پارسائی بود پیوسته ما را به رعایت تقوی سفارش می فرمود وی همچنین نسبت به خواندن درسها به ما تاكید میكرد خود كتاب های گوناگون مذهبی می خرید و اهداء می نمود سپس در فاصله زمانی خاصی كه تعیین میكرد از ما می خواست بخشهایی از كتاب مذكور را مطالعه كنیم آن گاه جوایزی را به ما اهداء میكرد با اینكار با ترویج فرهنگ كتاب خواندن ما را به مطالعه تشویق می نمود و بسیار اتفاق می افتاد كه برای رفع اشكالات و توضیح متون از ایشان كمك میگرفتیم و او چقدر صمیمی و دلسوزانه به شرح و بیان مطلب می پرداخت و در نشر آنچه كه می دانست بخلی نداشت و از اینكه دوستان و همكلاسی هایش موضوعات را بفهمند خرسند و خوشحال بود. در برخوردی با همه مهربان و دلسوز بود او از هیچ كوششی جهت یاری رسانیدن به دوستان و همشهریان دریغ نمی ورزید. به یاد دارم زمانی او یك پتو داشت و آن را به مسافری جا مانده از سفر آنهم در سوز و سرمای زمستان بخشیده بود.

 

فرمانده نظامی وی می گوید:

سید محمدنقی با همان لباس روحانی و با روحیه ای شاد و لبخندی كه پیوسته بر لب داشت به جبهه آمد. او در جبهه برای یاری رساندن به همرزمانش هرگونه كاری كه از دستش بر می آمد انجام می داد. او در عملیات كربلای ۵ آرپی چی زن بود و مقتدرانه به شكار تانكهای دشمن می پرداخت در طول این عملیات كه دشمن اقدام به پاتك نمود شهید از جمله كسانی بود كه در یك نبرد تن به تن رو در روی دشمن استقامت می ورزید و پایداری می نمود تا اینكه بر اثر انفجار یك قبضه نارنجك در نزدیك وی به شدت مجروح گردید.

روحانی شهید سیدمحمد نقی پس از زخمی شدن برای نگارش وصیت نامه كلماتی بر روی كاغذ نوشت :

بسم الله الرحمن الرحیم
اما انگشتانش دیگر یارای نوشتن نداشتند از بدنش به شدت خون جاری بود و برگ سپید
كاغذ از خون پیكر مجروحش به رنگ سرخ آذین شده بود با تمام توان كوشید باز هم بنویسد
قلم در میان انگشتان از نای رفته اش به سختی حركت كرد (لاحول ولاقوة الاباالله) و در پی آن
لبانش به سختی از هم باز شد و ذكر شهادتین را بر لب راند. قلم از دستش فرو افتاد قرآن
جیبیش از خون پاكش رنگین شده بود. و سید محمدنقی عالم خاك را وداع گفت و به عالم
افلاك پر كشید.
روحش شاد ویادش گرامی


 بخش هایی از وصیت نامه روحانی شهید سید محمد نقی صالحی زاده

بسم الله الرحمن الرحیم
این حقیر سید محمد نقى صالحی زاده، اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد عبده و رسوله و اشهد ان علیا و اولاده المعصومین حجج الله على خلقه اما بعد – قروض الهى من شش روز كفاره روزه دارم كه امیدوارم از جانب پدر یا برادران داده شود و اما نماز یك كسى را خبر كنید كه یك ماه براى من نماز بخواند (آقاى محمدى خوب است) پدر عزیزم امیدوارم اگر قصورى از بنده سر زده (كه حتما سر زده) مرا ببخشید امیدوارم كه
اگر چه لایق پسر بودن براى تو را نداشتم ولى زحمت هاى زیادى براى بنده كشیده اید مرا حلال كنید. مادر عزیز و مهربانم شما هم از نسل فاطمه (سلام الله علیها ) اید و هم مذهب او امیدوارم كه همچون زینب (س) در مقابل سختی ها صبر داشته باشید و اسوه باشى براى دیگران سفارشات شهید به برادران و خواهران اما برادرانم امیدوارم كه همیشه در راه خدا و براى رضاى خدا كار كنید كه شیطان هر آینه مواظب است كه شما را برباید و به پرتگاه هلاكت نزدیك سازد اگر چه حق برادرى را وفا نكرده ام ولى شما نسبت به هم دیگر وفا كنید و خوب باشید تا خدا شما را از پرهیزگاران قرار دهد. از خواهرانم حلالیت می طلبم و امید است مرا ببخشند. از همه اقوامان حلالیت می طلبم و التماس دعا دارم و همچنین از دوستان طلبه هر كس بر گردن من حقى دارد می تواند از برادرانم طلب نماید و اگر نه امید است ببخشند و عوض من پانصد تومان صدقه بدهید.
والسلام سید محمد نقى صالحی زاده

پیمایش به بالا