عباداله همتی

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

عباداله همتی

تاريخ و محل ولادت : ۱۳۴۸/۰۱/۰۸ – چوار – ایلام
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۴/۱۱/۲۱ – والفجر ۸ – اروند رود

زندگينامه

آغاز حیات جاودان بعد از : ۱۶ سال ۱۰ ماه ۲۳ روز
نام پدر : مصطفی  نام مادر : شوکت
شغل پدر : کشاورز
مذهب : شیعه   تحصیلات کلاسیک : پایان دوره دیپلم
تحصیلات حوزوی : سطح ۲

آخرین مسولیت: رزمی تبلیغی

عنوان : بسیجی  عامل جنایت : بعث عراق

نحوه شهادت : اصابت ترکش خمپاره به سر

مزار مطهر : امامزاده علی صالح ایلام

 

تولد

شهید عبادالله همتی (۱۳۴۸/۰۱/۰۸ _ ۱۳۶۴/۱۱/۲۱ اروندرود) متولد روستای چورت از توابع شهرستان ایلام است.

ایشان در خانواده‌ای با ایمان و دوستدار اهل بیت علیه ‌السلام متولد شد، پدرش مصطفی، کشاورزی می کرد و مادرش شوکت نام داشت.

تحصیلات و خانواده

عبادالله همتی در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد و به فراگیری تحصیل پرداخت، تحصیلات را در مقطع متوسطه به پایان رسانید سپس در حوزه علمیه تا سطح دو ادامه تحصیل داد.

شهادت

عبادالله همتی در عضویت بسیجی در جبهه حضور یافت که در ۱۳۶۴/۱۱/۲۱ هجری شمسی در منطقه اروندرود بر اثر اصابت ترکش به سر شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت. پیکر پاک این شهید عزیز پس از تشییع در گلزار شهدای امامزاده علی صالح ایلام به خاک سپرده شد. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

 

 

 

 

 

وصیت نامه شماره یک

پیامم به پدر گرامی و عزیزم:

پدر جان از شما معذرت می‌خواهم که نه تنها برای شما کاری نکردم  بلکه همیشه یک سربار برای شما بودم امیدوارم که ببخشید ، از شما تقاضا دارم که خودتان را برای من ناراحت نکنید و به شهادت این فرزند حقیرتان نه تنها ناراحت نباشید بلکه افتخار کنید که چنین فرزندی تحویل جامعه اسلامی داده‌اید . از شما خواهش می‌کنم که خودتان را مفتخر بدانید و با صبرتان مشت محکمی بر دهان دشمنان اسلام بزنید .

یک پیام به برادران عزیزم :

برادر جان لطیف! من از بچگی باعث ناراحتی شما بودم و برای شما ناراحتی ایجاد کردم شما خیلی برای من خیر خواهی کردی و من گوش نکردم که با بزرگواری خودتان مرا ببخشید از شما تقاضا دارم که اول خود شما به حرف این برادر کوچکت جامه‌ی عمل بپوشان که بعد از چهلم من مقدمات ازدواج خود را فراهم ساز ، خداوند شما را در این کار موفق بدارد . برادر جان من راهم را تشخیص دادم و برای خدا خودم را فدا کردم امیدوارم که شما ناراحت نباشید و در جامعه سربلند باشید.

برادرانم عزت الله، محمد، مجتبی و روح الله درس بخوانید و راه برادرتان را ادامه دهید که جامعه به شما احتیاج دارد.

خواهرانم در غم نبودن من ناراحت نباشید و از خدا برای شما صبر را خواهانم.

مادرم تربت ربیعی امیدوارم که در تربیت فرزندانت کوشا باشید و مرا ببخشید که خیلی شما را اذیت کرده‌ام از تمام مردم مورت معذرت می‌خواهم که نتوانستم به شما خدمتی کرده باشم انشاء الله در آخرت جبران می‌کنم . از شما مردم می‌خواهم که کار هایی مثل خونی کردن صورت ، کندن موی سر انجام ندهید. اگر می‌خواهید روح من شاد بشود در مسجد برای من ختم بگذارید و قران بخوانید که هیچ مونسی در شب اول قبر بهتر از قران نیست. شب های جمعه فاتحه و قران برای من بخوانید دیگر مزاحم شما نمی‌شوم دعا برای امام را فراموش نفرمائید.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار – یک شنبه ۱/۱۰/۶۴ – مدرسه علمیه امام خمینی .

از تمام دوستان و آشنایان هر کسی پولی یا چیزی از من می‌خواهد (طلب دارد) آن را بگیرد. قرض هایی که دارم و بدهکارم اداء نمائید و بقیه داراییم را به پدرم بدهید که خرج فرزندانش کند . حدود پنجاه روز روزه که در جبهه بوده‌ام قرض دارم دوستان برایم بگیرند. نماز قضا حدود یک ماه شبانه روزی برایم بخوانید .

۲۸/۸/۶۴ عباد الله همتی

وصیت نامه شماره دو

الحمد الله رب العالمین

درود بیکران بر پیشگاه امام عصر این یادگار رسول الله حجت ابن الحسن العسکری و نایب اش امام خمینی عزیز

این جانب بنا به پیروی از سنت و یا وظیفه شرعی وصیتی دارم و تمنا دارم از بستگانم که بعد از مرگم ناراحت نباشید یعنی هر کس باید برای خود توشه ای فراهم کند امیدوارم که شما برای آخرت توشه ی خوبی فراهم ساخته باشید. من که دستم از دنیا کوتاه شد هر کاری که کرده بودم دیگر تمام شد و فقط این را بدانید که آخرتی هست و خیلی سخت است و تمام اجزاء و جوارح ما در آخرت باید جواب‌گو باشند وصیت من بر این است جنازه ی من را انتقال بدهید به تکیه شهدای اصفهان . می خواهم جنازه ام و قبرم مانند مولایم حسین ابن علی علیه السلام در غربت به خاک سپرده شود.

دلم می خواست که مانند مولایم در غربت جان بسپارم و کسی نباشد که بالای سرم باشد و همانطور می خواستم دخترم مانند دختر مولایم حسین ابن علی (ع) در یتیمی به سر ببرد چونکه خدا می خواست و خواست خدا بود موقعی که اباعبد الله بر زمین افتادند مادر نداشت که سرش را در سینه بگیرد و با لب تشنه جان را تقدیم معبود خود نمود.

این را بدانید تمام این شهدا که در راه آرمان های اسلامی از جان خود سرمایه گذاری کرده اند و راهی پیمودند که از خون مجاهدان و غیورمردان به آن ها به ارث رسیده بود، آنها می‌دانستند که روزی از دنیا خواهند رفت تن به ذلت و خواری این دنیا ندادند، آنها بزرگواری کردن نامشان در صحنه تاریخ برای همیشه زنده می ماند آنها تاریخ را زنده و با ارزش نمودند آنها از خود جوانمردی و غیرت و شهامت و بزرگواری به یادگار گذاشتند، برای نوجوانان و نسل آینده اسلام سرمشق و ادامه راه حق حسین را به یادگار گذاشته اند . آنها کسانی بودند که پشت پا به دنیا زدند و دل از زندگی پوچ و شکم پرستی و شهوت بریدند و به حق پیوستند. آنها شناخت داشتند ارزش این راه را می دانستند هوشیارانه این راه را پیمودند. در قبال این همه شهید و یتیمان شهدا جوابگو باید باشید. من که دستم از دنیا کوتاه شد ولی دیر نشده بیدار شوید اگر توان رزمی و یا کمک مالی را ندارید لااقل می توانید سکوت کنید و شایعه پراکنی نکنید تمام اعضاء و جوارح ما باید جوابگو باشد. مگر نمی‌دانید شما که می بینید و می‌شنوید که تمام دنیا با ما مخالف اند پس بدانید که ما حق هستیم.

 

شهید عبادالله همتی (۱۳۴۸/۰۱/۰۸ _ ۱۳۶۴/۱۱/۲۱ اروندرود) متولد روستای چورت از توابع شهرستان ایلام است. ایشان در خانواده‌ای با ایمان و دوستدار اهل بیت علیه ‌السلام متولد شد، پدرش مصطفی، کشاورزی می کرد و مادرش شوکت نام داشت.
عبادالله همتی در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد و به فراگیری تحصیل پرداخت، تحصیلات را در مقطع متوسطه به پایان رسانید سپس در حوزه علمیه تا سطح دو ادامه تحصیل داد.
عبادالله همتی در عضویت بسیجی در جبهه حضور یافت که در ۱۳۶۴/۱۱/۲۱ هجری شمسی در منطقه اروندرود بر اثر اصابت ترکش به سر شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت. پیکر پاک این شهید عزیز پس از تشییع در گلزار شهدای امامزاده علی صالح ایلام به خاک سپرده شد. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

 

روحش شاد و يادش گرامي

 

 

 

پیمایش به بالا