زندگینامه
نام پدر: رضا
کدملی: ۴۶۲۱۴۷۴۵۸۸ محل تولد: چهار و محال و بختیاری- شهرکرد
تاریخ تولد: ۰۱ / ۰۶ / ۱۳۴۷ تحصیلات غیرحوزوی: دیپلم
تحصیلات حوزوی: سطح ۱ تاریخ شهادت: ۲۰ / ۱۲ / ۱۳۶۶
محل شهادت: شهرکرد نحوه شهادت: اصابت ترکش در بمباران هوایی
مرقد مطهر: شهرکرد-بهشت دو معصوم
شهیده فاطمه اسدیان دهکردی
فاطمه دختر سوم خانواده بود. دلسوز، مهربان و باتقوا. در تمام دوران تحصیل در دوره ابتدایی و راهنمایی در کلاس های مذهبی و
مراسمات مذهبی شرکت می کرد و شور و شوق عجیبی از خود نشان می داد.
وارد دبیرستان شد و بعد از اتمام اول دبیرستان با مشورت خانواده و ذوقی که از خود نشان داد در امتحان ورودی حوزه علمیه قم شرکت
کرد و پذیرفته شد. باید به قم می رفت و از این که در جوار خانم حضرت معصومه (سلام الله علیها) درس می خواند و زندگی طلبگی را شروع می کرد، بسیار شاد بود. اما مادر در خانه مریض بود و او خدمت و سرپرستی از مادر را به آنچه آرزویش را داشت ترجیح داد و در خانه
ماند. تا سال بعد دروس عربی را خواند و تا آنجا که می توانست از دیگران کمک گرفت تا مادر بهبود پیدا کرد و سال بعد خودش را به قم رساند.
سال اول را متفرقه امتحان داد و در سال دوم حوزه پذیرفته شد و در سال دوم مکتب توحید قم مشغول به تحصیل شد.
تابستان ۱۳۶۴ به طور متفرقه سال سوم را امتحان داد و به علت مشکلات خانوادگی و برخلاف میل باطنی حوزه را ترک کرد و به شهرکرد بازگشت.
این بار باز از تحصیل دور نشد و در سال چهارم تجربی دبیرستان نرجس مشغول به تحصیل شد و در پایان سال در رشته انگلیسی
تربیت معلم فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در اصفهان قبول و راهی اصفهان شد.
دوستان تربیت معلم فاطمه او را خوب به یاد دارند. با صورت گشاده و نگاه های محجوب او را دیده بودند. آنها بعدها متوجه شدند
که او طلبه بود و این همه سختی را برای کسب علم طی کرده بود. از این که هیچ حرفی در این باره به آ نها نگفته بود بسیار متعجب بودند.
همه به یاد دارند که فاطمه چقدر مشتاقانه در دعای کمیل و مراسماتی که برای شهدا برگزار می شد شرکت می کرد. نماز جماعتش
ترک نمی شد و دیگران را هم برای شرکت در این گونه محافل و نماز دعوت و تشویق می کرد.
هنوز زندگی طلبگی جزو آرزوهای فاطمه بود هر فرصتی که دست می داد خودش را برای زیارت به قم می رساند حتی در دانشگاه تلاش
می کرد و دانشجویان را به قم و زیارت حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) و مسجد جمکران می برد .
شش ماه از درس خواندن در دانشگاه تربیت معلم اصفهان می گذشت که خوابگاه دانشجویان به خاطر بمباران هوایی عراق تعطیل شد و دوباره فاطمه از تحصیل بازماند و به شهرکرد برگشت.

فریده اسدیان خواهر فاطمه می گوید:
« صبح بود که فاطمه آمد. گفت برویم مزار شهدا. گفتم باشد و باهم رفتیم. همین طور در قطعه شهدا راه می رفتیم که در قطعه پایانی شهدا که قبر خالی بود به من گفت: فریده خواب دیدم مرا اینجا دفن کردند. من نگاهی به قطعه شهدا و آن قبر انداختم و خندیدم و گفتم فاطمه اینجا مزار شهداست. او هم لبخندی زد و برگشتیم.
هنگام برگشت به یاد خواب خودم افتادم. زنی در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) در حال طواف است و همه دنبال او گریه می کنند. از یکی پرسیدم این زن کیست؟ به من جواب دادند این فاطمه اسدیان است. همان وقت تعبیر خوابم را پرسیدم و به من گفتند خواهرت شهید می شود.
حالا که به خانه برمی گشتیم آن خوابم و حرف فاطمه را نمی دانستم چطور کنار هم جمع کنم.
صبح ساعت ۱۱ بیست اسفند ۱۳۶۶ شهرکرد به وسیله هواپیماهای عراقی بمباران شد . در این بمباران فاطمه شهید شد و درست در
همان قبری که نشان خواهرش داده بود در بهشت دو معصوم شهرکرد به خاک سپرده شد.
روحش شاد و یادش گرامی

