تاريخ و محل ولادت : ۱۳۱۱/۰۷/۱۴ – روستای سردوش، مریوان
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۷/۰۱/۲۱ – روستای سردوش، مریوان

زندگينامه
نام پدر: محمدعزیز شغل پدر: کشاورز
نام مادر: گلچین تحصیلات حوزوی: سطح دو
نحوه شهادت: اصابت ترکش توپ عامل جنایت: بعث عراق
مزار مطهر: روستا ی سردوش – مریوان
کریم مکی پور سال ۱۳۱۱ در روستای سردوش به دنیا آمد. سردوش دوازده کیلومتری غرب مریوان است. پدرش محمد عزیز، کشاورزی زحمت کش بود که کریم را خودش بزرگ کرد و پرورد زیرا ملا کریم در یک سالگی مادرش را از دست داد.
شش- هفت ساله بود که پدرش او را نزد ماموستا ملا حکیم رزاقی، روحانی روستای سردوش برد تا خواندن و نوشتن و قرائت قرآن کریم را از او بیاموزد. پس از چند سال ملا کریم پدرش را نیز از دست داد، مدتی تحصیل را رها کرد تا آنکه اشتیاق ذاتی اش او را وادار ساخت برای تحصیل علوم دینی نزد ملا سید علی خالدی در روستای نی برود.
پس از آن در روستای بالک از دانش ملا باقر بحرالعلوم مدرس بهره مند شد. سپس نزد ملا محمد امین عالی در روستای کانی سانان رفت، آنگاه در شهرهای سنندج، سقز و بانه از محضر علمای وقت استفاده کرد علومی چون فلسفه، کلام، تفسیر، حدیث و فقه مذاهب اربعه را آموخت و در فقه امام شافعی عالم و متبحر گشت و از ملا محمد امین عالی، جواز افتاء در مذهب امام شافعی دریافت کرد و در روستای ویسه مریوان امام جمعه و جماعت گشت و به تربیت شاگردان علوم دینی پرداخت.
در آن جا نسبت به رفتارهای ناشایست پاسگاه ژاندارمری اعتراض کرد که سبب خشمگینی رئیس پاسگاه شد از آن پس حکام محلی نیز بر او سخت گرفتند. ملا کریم مجبور شد مسافرت کند مدتی به عراق رفت و در روستاهای سیاه میوه و توتمان اقامت گزید.
هنگامی که اوضاع آرام شد به سردوش بازگشت و امام جمعه و جماعت زادگاهش گشت مردم را از اوضاع سیاسی نابسامان کشور آگاه می کرد و از ظلم و فساد حکومت پهلوی پرده بر می داشت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی همراه تعداد زیادی از روحانیان کرد به دیدار رهبر انقلاب شتافت و با ایشان بیعت کرد، پس از تشکیل مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور به شعبه این مرکز در شهر مریوان پیوست و فعالیت های دینی خود را منسجم و گسترده ساخت، در حوزه علمیه سنتی سردوش به تربیت طلاب مشغول بود که بیست و یکم فروردین ۱۳۶۷ بر اثر اصابت گلوله توپ نیروهای بعثی در روستای سردوش به شهادت رسید.
پیکر پاک شهید را در مزار روستا دفن کردند. هفت فرزند از شهید مکی پور بر جای مانده است.

پیام شهید
اگر شهید شوم از اول زندگی تا روز شهادت همه را بنویسید و تمام مشکلاتی را که برایم پیش
آمده را بنویسید. زمانی که خانه ام را ضد انقلاب ها محاصره کردند و جریان زندانی شدنم را هم بنویسید و بی گناهی مرا بنویسید و الحمدلله من به کسی در طول خدمتم بدهکار نیستم و به اندازه ای که یک انسان واقعی رفتار دارد با مردم رفتار کرده ام و همه مردمی که من را می شناسند از من راضی هستند کسی از من طلبی ندارد، هر کس به هر عنوان از مال روستایی من چیزی خورد حلال باشد در راه خدا. خداحافظ همگی شما باشد شما را به خدا قسم مرا حلال کنید!
خاطره
متاسفانه خانواده ما همیشه مورد اذیت گروهک های ضد انقلاب قرار می گرفت. آنها به شهید می گفتند: شما با بیان کردن مسئله جهاد، مردم را بر علیه ما می شورانید. بعضی اوقات بلندگوهای مسجد را خراب می کردند و یا ایشان را از رفتن به مسجد منع می کردند. عکس العمل شهید در مقابل آنها این بود که: من مبلغ دین اسلام هستم حتی اگر مرا بکشید از سخنرانی ها و توصیه های خداوند و پیامبر اکرم (ص) پیروی می کنم و از این راه پشیمان نمی شوم.
همسر شهید
روحش شاد و يادش گرامي
