نادر سعادتمند منشاوی

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

نادر سعادتمند منشاوی

تاريخ و محل ولادت : ۱۳۳۹/۰۹/۰۹ – تهران
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۶/۰۱/۲۷ – عملیات نصر – سردشت

زندگينامه

 

نام پدر : عبدالحسين    نام مادر : کبری

تحصیلات کلاسیک : پایان دوره متوسطه

تحصیلات حوزوی : سطح چهار

نجوه شهادت : اصابت گلوله و تركش به پا و ســر

مزار مطهر : بهشت زهرا (سلام الله علیها)

 

روحاني شهيد حجت الاسلام نادر سعادتمند در سال ۱۳۳۹ هجري شمسي در خانواده اي مذهبي و مسلمان در شهر تهران ديده به جهان گشود و در كنار پدر و مادر متعهد و مؤمن خود تحت تربيت قرار گرفته و در شش سالگي وارد دبستان شد. در ايام تحصيل همواره از دانش آموزان پرتلاش و جدي به شمار مي رفت و دوازده ساله بود كه بچه ها را دور خودش جمع مي كرد و به روضه خواني مي پرداخت. در همين زمان او به فراگيري قرآن روي آورد و با اشتياق فراوان قرآن را آموخت. پس از طي دبستان وارد دبيرستان گرديد. وي ضمن تحصيل در دبيرستان روي فرهنگ و علوم اسلامي مطالعه نمود و روز به روز دانش و بينش اسلامي خود را گسترش داد.

در سال ۱۳۵۵ زماني كه در دبيرستان هدف تحصيل مي نمود به فعاليت هاي سياسي روي آورد و با چند تن از طلاب فاضل و مبارز قم آشنا شد و آنها اعلاميه هاي امام را به شهيد سعادتمند مي دادند تا وي آنها را پخش نمايد. در همان سال او به علت فعاليت هاي سياسي از آن مدرسه جهت تحصيل به هنرستان رفت و در هنرستان نيز ساواك پس از بررسي پروندة آن شهيد او را تحت تعقيب قرار داد.

آتش عشق او به مسائل اسلامي روز به روز در وجود او شعله ورتر مي گشت تا حدي كه عشق و علاقة خاص به مكتب عزيز اسلام وي را شيفتة تحصيل علوم ديني نمود و سرانجام شهيد سعادمند در سال ۱۳۵۵ يه منظور تحصيل علوم ديني به شهر مقدس قم عزيمت نمود. او ضمن فراگيري علوم ديني به آنچه كه مي آموخت عمل مي نمود و همين روش سبب گرديد تا به موازات تحصيل دوباره وارد مسائل سياسي و مبارزاتي شود و به همين منظور با نام مستعار صادق توحيدي مشغول مبارزات سياسي گرديد و با كوشش و تلاش زياد اعلاميه ها و متن سخنراني هاي امام را كه از نجف به قم ارسال مي شد پخش مي نمود.

شهيد سعادتمند در سال هاي ۵۶-۱۳۵۵ چندين بار به منظور مبارزه و تبليغ احكام و مسائل اسلامي به شهرهاي جنوبي كشور از جمله آبادان ، اهواز ، خرمشهر ، دزفول و مسجد سليمان رفته و در آنجا به فعاليت پرداخت. زماني كه با نام مستعار در تهران مبارزه مي كرد در اقصي نقاط كشور دوستان و آشنايان و شاگرداني داشت كه به طور مستمر با آنها در تماس بود و بارها به وسيلة تلفن با آنها تماس مي گرفت و پيام هاي حضرت امام را كه به صورت اعلاميه بود و همينطور دروس خود را به شاگردانش در شهرها و شهرستان ها منعكس مي نمود.

در تظاهرات سال ۱۳۵۷ او در همة صحنه ها حضور داشت و در تمام سخنراني هايش مردم را به مبارزه دعوت مي نمود. روزي كه امام فرمودند سربازها از پادگان ها فرار كنند او جزو طلبه هايي بود كه موهاي خود را تراشيد تا سربازها از طلبه ها تشخيص داده نشوند. در روز هفده شهريور سال ۱۳۵۷ در ميدان شهداء حضور داشت و جزو مبارزين به حق انقلاب اسلامي بود و بدين ترتيب بود كه مبارزات و مجاهدات اين چنين مردان مؤمن و از جان گذشته سبب گرديد تا انقلاب اسلامي به رهبري امام امت به پيروزي برسد. انقلابي كه نمونة آن را در چهارده قرن دنيا به خود نديده است. انقلابي كه فقط مسئلة نابودي رژيم شاهنشاهي را منظور و نظر نداشت، بلكه تحقق احكام و قوانين الهي و پياده نمودن احكام اسلامي را جزو اهداف خود قرار داده بود. اسلامي كه دنيا فقط در زمان ظهور اسلام به رهبري و پيامبري حضرت رسول اكرم (ص) به خود ديده و بزرگترين تكيه گاه خود را پروردگار و وحي مي دانست و خط مشي و سياست هاي خود را از قرآن كريم اتخاذ مي كرد.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي شهيد سعادتمند از قم به تهران مراجعت نمود و زماني كه به موقعيت و شرايط حساس منطقه غرب تهران آگاهي يافت به عنوان يك مسلمان مسؤليت خود را سنگين تر از قبل از انقلاب دانست و براي حراست از اسلام و انقلاب اسلامي مشغول فعاليت گرديد و تلاش و حركت خويش را از مسجد سيدالشهداء واقع در خيابان هاشمي شروع نمود. در اين مسجد مرحوم بزرگوار حضرت حجت الاسلام سيد يونس عرفاني نمايندة مردم طالش در مجلس شوراي اسلامي  و مسؤل كميتة منطقة ۸ اقامة جماعت مي نمود. شهيد سعادتمند در واحد بسيج اين مسجد به منظور دفاع و حراست از انقلاب اسلامي شب ها تا صبح به پاسداري مي پرداخت و سعي و تلاش و ايمان او آنچنان بود كه به عنوان مسؤل پايگاه بسيج مسجد سيدالشهداء انتخاب گرديد.

شهيد سعادتمند براي برادران و دوستان ديني خود فقط به عنوان يك مسؤل مطرح نبود، او به عنوان يك معلم و مربي براي آنها شناخته شده و هر آنچه را كه خود قبل و بعد از انقلاب تجربه كرده و فراگرفته بود به دوستان و برادران و همكارانش انتقال مي داد و سعي مي كرد آنها را آنچنان كه اسلام نيازمند آن است همانطور آنها تربيت و پرورش پيدا كنند و در واقع آنها را براي پاسداري از انقلاب و اسلام آماده و مهيا مي ساخت. اين بسيجيان همراه با شهيد سعادتمند به مبارزه با منافقين و گروهك هاي ضد انقلاب پرداخته و با راهنمائي و ارشاد او توانستند با آنان مقابله كنند و همانند سد محكمي مقابل آنها ايستادگي و مقاومت نمايند. لياقت و مديريت شهيد سعادتمند در مسؤليت بسيج سبب گرديد تا وي با دوستانش يكي از خانه هاي حساس منافقين به نام انجمن ۴ خرداد در خيابان امام خميني را شناسايي و تسخير كنند كه در اين رابطه حدود بيست و هفت نفر دستگير و تحويل مقامات قضائي گرديدند. منافقيني كه بنا به گفتة خودشان سال هاي سال مبارزه مي كردند و افراد با تجربه اي بودند و مقاصد خود را مي توانستند به جوانان و نوجوانان تحميل كنند و آنها را از راه اسلام منحرف نمايند. اما شهيد بزرگوار سعادتمند با ويژگي هاي فكري و اخلاقي خود جوانان را ارشاد و هدايت مي نمود و در مقابل منافقين ايستاد و آنها را رسوا و افشاء نمود. شهيد سعادتمند همچنين براي مبارزه با منافقين به مقابل دانشگاه تهران كه مركز تجمعع آنان بود مي رفت و با بيانات شيوا و با منطق رسا و كوبنده خود آنها را در هم مي شكست و بدين وسيله كار خود را انجام مي داد. سپس به عنوان پاسدار طالش منصوب گرديد و جهت انجام وظيفه و فعاليت به آن منطقه عزيمت نمود و از همان لحظة ورود به مبارزه با منافقين و ضد انقلاب مشغول گرديد و هميشه در انجام وظيفه و حفظ اسلام و انقلاب و اجراي فرامين رهبر انقلاب اسلامي را بر همه كس مقدم مي داشت.

با رحلت مرحوم حجت الاسلام سيد يونس عرفاني در سال ۱۳۶۱ شهيد سعادتمند مسؤليت ها و وظايف خود را سنگين تر از پيش احساس مي نمود. زيرا مرحوم عرفاني نه تنها محور فعاليت هاي غرب تهران بود بلكه به عنوان استاد ، مربي پدر و پناه مردم منطقة طوالش تلقي مي گرديد. با رحلت او ضايعه اي بس بزرگ به وجود آمده بود. مرحوم عرفاني توانسته ود در منطقة طالش وحدت مستحكمي بين روحانيت و مردم و يكپارچگي و هماهنگي در ميان ارگان ها و نهادها به وجود آورد و به عنوان پناهگاه واقعي مردم در حل مشكلات به شمار مي رفت. شهيد سعادتمند از قبل و بعد از انقلاب آن روحاني عالي مقام را مي شناخت و به مقام و عظمت وي پي برده بود و بيش از پيش مسؤليت سنگيني را بر دوش خود هم در غرب تهران و هم در طوالش احساس مي كرد.

در سال ۱۳۶۱ شمسي برادر سعادتمند حضور خود را در سپاه پاسداران منطقة ۷ كشور احساس و لازم دانست و در دفتر تحقيق و بازرسي سپاه پاسداران منطقة ۷ فعاليت خود را آغاز نمود. پس از چندي بنا به درخواست و دعوت امام جمعه هرسين مسؤليت دفتر ايشان را نيز عهده دار گرديد و در ضمن تحصيل و تدريس علوم ديني مسؤليت امام جمعة موقت شهرستان هرسين را پذيرفت. در سال ۱۳۶۲ شهيد سعادتمند به تهران آمد و در قسمت اعزام نيروي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به فعاليت پرداخت و در آنجا نيز براي افراد بسيجي و نيروهاي اعزام به جبهه سخنراني مي كرد و با بيانات گرم خود به آنها روحيه و دلگرمي مي داد تا آنها با اشتياق و علاقة بيشتري به جبهه بروند و خود او بارها با اين بسيجيان عاشق به اسلام و انقلاب به جبهه ها اعزام شده بود. شهيد حجت الاسلام سعادتمند سرانجام در سال ۱۳۶۳ براي ادامة تحصيلات خود در حوزة علميه مجدداٌ به شهر مقدس قم هجرت نمود و در آنجا سخت مشغول تحصيل گرديد.

او با كوشش و تلاش زائد الوصفي دروس عقب ماندة خود را دنبال نمود و شبانه روز به مطالعه و تحصيل پرداخت . شهيد سعادتمند در قم فقط به تحصيل نپرداخت، بلكه مبارزه عليه ضد انقلاب را نيز فراموش نكرد. افرادي كه در قم عليه امام و قائم مقام رهبري سمپاشي مي نمودند شهيد سعادتمند با آنها مبارزه مي نمود. شهيد سعادتمند علاقة خاصي به خدمت به قائم مقام رهبري داشت و نيز به دست مبارك اين فقيه عاليقدر لباس مقدس روحانيت را پوشيده بود.

شهيد سعادتمند پس از چند سال تحصيل در قم و افزايش دانش ايمان و تقوي به تهران بازگشت و در قسمت ارزشيابي و ارزيابي وزارت پست و تلگراف و تلفن مشغول فعاليت گرديد و ضمن اشتغال به اين كار دروس حوزه را نيز در نزد چند استاد در تهران ادامه داد و بعدازظهر ها و شب ها براي كسب علوم اسلامي به محضر اساتيد خود مي شتافت و نيز هر زمان عمليات بود و در جبهه ها به وجود او نياز بود داوطلبانه به جبهه عزيمت مي نمود. او هميشه آرزوي شهادت را داشت، حتي گاهي وقتي از جبهه برمي گشت گريه مي كرد و مي گفت من لياقت شهادت را نداشتم، او واقعاٌ شيفتة شهادت شده بود و علاقه و وابستگي به دنيا را زير پا نهاده بود. شهيد سعادتمند از  جمله افراد صديق و دلسوز و مخلص انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي بود كه در راه تحقق بخشيدن اهداف عاليه انقلاب اسلامي ذره اي كوتاهي و سستي نمي نمود. وي از اخلاق حسنه و حسن معاشرت با دوستان و همرزمان و برادران مؤمن خود برخوردار بود.

در زندگي كوشش مي كرد تا با دوستان با مهرباني و با نهايت احترام و متانت و وقار رفتار نمايد. او در برابر سختي ها و ناملايمات صبر و استقامت مي كرد. اگر ذره اي عليه اسلام و انقلاب بي حرمتي مشاهده مي كرد هرگز خاموش و ساكت نبود و با آن حركت ضد انقلابي با قاطعيت و شجاعت برخورد مي كرد. او مي گفت : سكوت من همراه با مرگ من است و از خدا مي خواهم كه شهيد شوم. به راستي كه ايمان و تقوي و صبر در وجود او ثبات و استقرار نموده بود. شهيد نادر سعادتمند همواره بر روي خط اصيل پيروي از امام امت پافشاري مي نمود و همواره تبعيت و پيروي از مواضع و ديدگاه هاي رهبري را خط مشي خود قرار داده و ديگران را نيز به آن تشويق و ترغيب مي كرد. اين خصوصيات و رفتار او براي اكثر دوستان و برادران همانند شهيد عبدالله فلاح ، شهيد مرتضي ساويز ، شهيد رضا ساساني ، شهيد محمدرضا محمد خان و برادرش پاسدار رشيد اسلام ناصر سعادتمند روشن و قابل درك و لمس بود و آنها هميشه او را همچون يك استاد و مربي خود تلقي مي كردند. شهيد سعادتمند همانند امام و پيشواي خود حضرت علي ابن ابيطالب رفتار مي كرد و كودكان شهدا و يتيمان را در آغوش مي گرفت و گريه مي كرد و آرزو مي نمود كه در مقابل آنها رو سفيد باشد و هيچگاه از حمايت و كمك به آنها كوتاهي نمي نمود.

شهيد سعادتمند هم يك روحاني آگاه به علوم اسلامي و هم يك مبارز واقعي بود. وي در راه تحقق اهداف اسلامي در تمام طول زندگي خود به مبارزه و فعاليت مشغول بود و هميشه در همة برخوردها و حركت هاي خود آگاه و هوشيار بود و هيچگاه ذره اي ترديد به خود راه نمي داد.

شهيد حجت الاسلام سعادتمند در ايام تحصيلات خود در واحد اعزام مبلغ تبليغات اسلامي قم ثبت نام نموده و بارها براي انجام رسالت تبليغ خويش به جبهه هاي حق عليه باطل عزيمت نمود. وي سرانجام با سپاهيان محمد (ص) در عمليات كربلاي ۵ شركت نمود و پس از پايان عمليات به تهران آمد و مجدداٌ با فرارسيدن سال نو به جبهه اعزام گرديد.

يكي از همرزمان و دوستان وي در اين رابطه مي گويد : در تاريخ ۲۲/۱/۱۳۶۶ ساعت ده شب زماني كه مقدمات حركت رزمندگان براي عمليات آماده گرديد روحاني شهيد سعادتمند يه نيت اينكه در اين عمليات عاقبت چه مي شود ديوان حافظ را گشود و ابياتي از اشعار حافظ در مقابل او قرار گرفت :

و بالاخره در ساعت دو و نيم بعد از ظهر ۲۳/۱/۱۳۶۶ با اتوبوس از پادگان شهيد بروجردي جهت عمليات به طرف سردشت حركت نموديم و شب به سردشت رسيده و نيمه هاي شب به محل استقرار خود رسيده و شب را در آنجا گذرانديم و فرداي آن روز در تاريخ ۲۴/۱/۱۳۶۶ ساعت هشت شب پس از فراهم شدن مقذمات عمليات به طرف محل عمليات حركت كرده و نزديك صبح به محل مورد نظر رسيده و منتظر مانديم تا دستور شروع عمليات صادر گردد و پس از صادر شدن دستور عمليات اهداف مورد نظر را به تصرف درآورده و منطقه را پاكسازي و مورد شناسايي قرار داديم. در طي اين عمليات شهيد سعادتمند روحية فوق العاده عجيبي داشت و دائماٌ دعا مي خواند و در حال ذكر و مناجات به سر مي برد و سرانجام در تاريخ ۲۷/۱/۱۳۶۶ در عمليات نصر يك در ادامة عمليات كربلاي ده به درجة رفيع شهادت نائل آمد.

وصیت نامه

بعد از شهادت دادن بر یگانگی و وحدانیت خداوند یکتا و قادر متعال و رسالت حضرت ختمی مرتبت محمدبن عبدالله و وصایت بلا فصل امیر المومنین و اولاد معصومین آن بزرگوار وصیت میکنم این بنده عاصی الحقیر،الذلیل،الضعیف،محتاج رحمت پروردگار نادر سعادتمند منشادی قرار میدهد برادر کوچک خود آقا ناصر را وصی خویشتن قرار میدهم تا کلیه مسائل وجریانات را بعد از اینجانب انطور که صلاح است و شرع مقدس حکم میکند انجام دهد. اما اول وصیت این حقیر که اولیا خدا بر آن وصیت کردند این است به تمامی دوستان،همفکران،برادران وخواهران وخویشاوندان وخانواده محترم که تقوی تقوی تقوی را پیشه خود سازید وتا آخرین لحظه سعی کنید که خدا را فراموش نکنید واز انجام معاصی خداوند قهارنفس خود را برحذر بدارید وبدانید آنچه را امروز انجام میدهید همه را فردا در محکمه الهی در پیشگاه قادر متعال حی وحاضر خواهید دید.با اتکا بر خداوند متعال ویاری گرفتن از دیوهای شهوانی و نفسانی را از خانه دل بیرون کنید ورذایل اخلاقی را از صفحه روح ودل وجان خود بشویید وسعی کنید که خود را به فضایل حسنه حقه شرعیه اخلاقیه محمدی آراسته نمایید که این دنیا محل گذر و آماده شدن و ساخته شدن برای ملاقات رب العالمین میباشد.

دوم همه میدانند و میدانیم که این تحول عظیم که در دنیا رخ داده است یعنی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران وتشکیل حکومت جمهوری اسلامی وبقیه تحولات بزرگی که در این مملکت بدنبال این تحول آمده است همه مرهون رهبری های پیامبر گونه حضرت روح الله امام خمینی روحی له الفدا میباشد پس همگان باید قدر این نعمت را بدانند وخداوند را براین نعمت عظمی شکر گذاری نمایند آنکه در تمام جریانات وپیچ وخم های روزگار در راه مبارزه ۲۱ساله همواره ملت را رهبری کرد وکید شیطان را رسوا نمود امام بود وولایت فقیه پس این ریسمان الهی را بشناسید وسعی کنید همواره از ولایت فقیه جدا نشوید ودر تمام جریانات پیرو ودنباله رو وحامی این ولایت یعنی ولایت فقیه باشید که این تنها صراط مستقیم در این زمان است ومیدانیم مسلما اگر ملت وامت قهرمان ایران قدر این ودیعه را بدانند واز آن به نحو احسن اطاعت کنند یقینا این حرکت مقدس را به امام زمان سلام الله علیه تحویل خواهندداد وخود را به سرمنزل مقصود خواهند رساند.

بارالها،پروردگارا،تو را به حق تمامی اولیایت وبزرگان درگاهت قسم میدهیم این حامی اسلام ومسلمین ومستضعفین را یعنی امام خمینی را در پناه خود از جمیع بلایای سماوی وارضی محفوظ ومصون بدار وعمر مبارکش را با سلامتی کامل تاانقلاب حضرت مهدی طولانی بگردان.

واما مادر بزرگوار ومهربان وزحمتکش:ای مادری که در تمام دوران عمر خود مزه تلخ محرومیت را کشیدی وبا زحمتهای شبانه روزی خود لقمه نانی فراهم آوردی وفرزندانت را پرورش دادی تو که همواره برای من یک الگو بودی واز تو آموختم استقامت پایداری واز خود گذشتگی ومردانگی را.یقینا میدانم در این مسئله یعنی شهادت فرزندت همانند زینب استقامت خواهی کرد واز اینکه نتوانستم در مقابل آن همه زحمات که شما وپدرم برای ما کشیدید قدمی مثبت بردارم.انشاالله این فرزند نالایق را حلال خواهی کرد واز خداوند متعال خواستارم که خیر دنیا وآخرت را برای شما ارزانی بدارد واگر خواستی برای این حقیر گریه وعزاداری کنی گریه کن که گریه بر شهید نهضت را زنده نگه میدارد وآنگاه که اشک ما ریخت دلها میشکند وخونها به جوش می آید وخون ما میریزد وشمشیرهارا میشکند  ولی طوری گریه کن که دشمن را رسوا نمایی ومنافق را در بدر کنی مبادا با شیون وگریه خود را حفظ کنید وبا شرکت وسیع وفعال خود در نمازجماعت مسجد سیدالشهدا را که سالیان طولانی سنگر مبارزه مرحوم حضرت حجه الاسلام والمسلمین حاج یونس عرفانی رحمت الله علیه بود وهمه ما مدیون زحمات فراوان آن بزرگوار میباشیم رازنده تر وفعال تر ومتحرک تر دررابطه با انقلاب واسلام حفظ کنید که خود آن بزرگوار فرمود که روح من نفرین گوی کسانی است که نسبت به انقلاب اسلامی بی تفاوت باشند.از فرزند ایشان که فعلا در مسجد مشغول به امامت میباشند جناب حجه الاسلام سید الدین عرفانی قدردانی کرده ازایشان بخواهید که راه پدر بزرگوار خودشان راباسعی وکوشش تمام با جدیت کامل وبرخوردهای صحیح تر ومنطقی تر با مسائل ادامه داده واین سنگر الهی را به نحو احسن اداره کند.برادران جوان حزب الهی مسجد را سنگر دانسته وبا شرکت خود را نماز جماعت مراسم سخنرانی بسیج مستضعفین منطقه تحت پوشش مسجد را از هرگونه آلودگی روحی اخلاقی امنیتی سیاسی حفاظت کنند وبا شناسایی عناصر دلبسته به دنیا مضر وناخالص وفرصت طلب وسودجو وریاکار ظاهرساز آنها را از جمع خدایی خود دور کنند تا جمع الهی وخدایی داشته باشند.

برادران حزب الهی یک خواهش دیگر دارم واین است که رهنمودهای حضرت امام وآیت الله العظمی منتظری قائم مقام رهبری فردی که تمام لحظات زندگی خود را فدای اسلام وانقلاب نموده این شخصیت بزرگوار متعهد آگاه شجاع بیدار که همواره درکنار حضرت امام به عنوان یاوری بزرگ وهوشیار این حرکت مقدس رابا رهنمود های خود حفظ کرده وبه رهنمودهای ایشان وحضرت امام با دبده دقت نظر کنید وآنچه ایشان میگویند با گوش دل وجان شنیده وبا تمام قوت عمل کنید که این راه سعادت وپیروزی در این دنیا واسباب نجات در آخرت خواهد بود در خاتمه همه شما را به تقوی الهی توصیه میکنم که بهترین راه وتوشه برای سفر آخرت تقوی می باشد بار خداوندا تو واقف برحال این بنده خود هستی ومن میدانم که همه عمر خودرا به غفلت گذرانده ام ای قادر متعال ای  خدای رحمان تو را به پهلوی شکسته حبیبه ات زهرا قسم می دهم که با من با رحمتت رفتار نمونه با عدالت الهی آمین.که در این صورت امید به نجات ورستگاری دارم در ضمن مقدار شش کیلو برنج در ۲۸ماه روز قتل امام حسن نذردارم ادا کنید دوستان آشنایان خانواده هر وقت خواستند برای من خیرات بدهند یا مرا به یاد آورند مجلسی روضه خوانی برای اهل بیت عصمت وطهارت تشکیل دهند وثواب آن را نثار روح این حقیر کنند.بار دیگر همه را به تقوی وصبر وصیت میکنم واز همه فامیل ودوستان برای من حلالیت بطلبید التماس دعادارم.باسلام ودرود بر امام امت بنیانگذار جمهوری اسلامی ودرود وسلام بر آیت الله العظمی منتظری وسلام ودرود ورحمت خدا بر شهیدان گلگون کفن انقلاب.والسلام

پيام شاخص شهيد بزرگوار بر اساس متن وصيّت نامه و مطابقت با آيات و روايات

 

عبادت

برادران جوان حزب اللّهی! مسجد را سنگر دانسته وبا شرکت خود در نماز جماعت، مراسم سخنرانی بسیج مستضعفین منطقه تحت پوشش مسجد را از هرگونه آلودگی روحی اخلاقی امنیّتی سیاسی حفاظت کنند.

 

شاهد حديثی : قال امام صادق علیه السّلام : سَجدةُ الشُكرِ واجِبَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ تُتِمُّ بِها صَلاتَكَ وَتُرضى بِها رَبَّكَ وَتُعجِبُ المَلائِكَةَ مِنكَ… . (التهذيب، ج ۲، ص ۱۱۰، ح ۱۸۳)

امام صادق علیه السّلام فرمودند : سجده ی شكر برهرمسلمانى واجب است، با آن نمازت را كامل و پروردگارت را خشنود مى سازى و فرشتگان را به شگفتى مى آورى.

پروازت را تا کهکشان ها تبریک می گویم، که دانستی چگونه از بالهای معرفتت بهره بگیری و به کدام سو پر بزنی و برای کدامین سرزمین نغمه سر دهی. و ما را صد آه و فغان که از آواز تو بی بهره ایم و در خموشی تاریک به سر می بریم.

 


روحش شاد و يادش گرامي

پیمایش به بالا