تاريخ و محل ولادت : ۱۳۴۴/۱۲/۲۶ – روستای چاه پیر تنگستان – بوشهر
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۵/۱۰/۰۴ – ام الرصاص

زندگينامه
آغاز حیات جاودان بعد از : ۲۰ سال۹ ماه۱۸ روز
نام پدر : خضر شغل پدر : کشاورز نام مادر : سکینه مذهب : شیعه
تحصیلات کلاسیک : پایان دوره دیپلم رشته : تجربی تحصیلات حوزوی : مقدمات
عنوان : بسیجی سمت : مبلغ
نحوه شهادت : اصابت ترکش عامل جنایت : بعث عراق
مزار مطهر : زادگاهش
۱ – تولد
شهید مرتضی جمالی (۱۳۴۴/۱۲/۲۶ _ ۱۳۶۵/۱۰/۰۴ ام الرصاص) متولد روستای چاه پیر از توابع شهرستان تنگستان در استان بوشهر است. ایشان در خانوادهای با ایمان و دوستدار اهل بیت علیه السلام متولد شد، پدرش خضر و مادرش سکینه نام داشت.
۲ – تحصیلات و خانواده
مرتضی جمالی در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد و به فراگیری تحصیل پرداخت، تحصیلات را در مقطع متوسطه به پایان رسانید سپس در حوزه علمیه تا سطح یک ادامه تحصیل داد.
۳ – شهادت
مرتضی جمالی در عضویت بسیجی در جبهه حضور یافت که در ۱۳۶۵/۱۰/۰۴ هجری شمسی در منطقه ام الرصاص شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت. پیکر پاک این شهید عزیز پس از سالها مفقودالاثر بودن در ۱۳۷۶/۰۷/۰۲ تشییع در گلزار شهدای زادگاهش آرام گرفت. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

شهید مرتضی جمالی، فرزند خضر در سال ۱۳۴۴ شمسی در روستای جام پیر دیده به جهان گشود. شکوفایی انقلاب اسلامی، در سال ۵۷ با ۱۳ سال سن عاشق و شیفته امام (ره) و اهداف انقلاب شد و ضمن شرکت در راهپیمایی ها، فعالیت های تبلیغی و پخش اعلامیه ها، در حد توان نسبت به معرفی اهداف بلند امام و انقلاب در طول سالهای قبل و بعد از انقلاب لحظه ای از پا ننشست. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در روستای خود سپری کرد. بعد از گرفتن دیپلم به علت علاقه شدید به علوم اسلامی وارد حوزه علمیه شد و تحصیلات حوزوی را با موفقیت پشت سر گذاشت و بنا به وظیفه شرعی به جبهه اعزام گردید. در جبهه با دو سلاح علم و رزم به مبارزه با دشمنان اسلام و ادای دین خود پرداخت. در ضمن انجام وظیفه رزمی ،خویش به شهادت تمام هم رزمانش در تمام عملیات ها و ماموریت ها در کمال شجاعت و خلوص عمل می کرد. عشق به مبارزه و شهادت در سیمای نورانیش موج میزد و با علم و عمل به ارشاد و هدایت گری دوستان همرزمش میپرداخت و از منبع فیوضات قرآنی و معصومان (علیهم السلام) همه را به فیض می رساند. همچون پدری دلسوز، برادر و معلمی ،مهربان به تشریح توضیح و تعلیم احکام اسلامی و شرعی می پرداخت در نمازهای شب خود که طنین صدایش در خط مقدم می پیچید، از خداوند طلب شهادت مینمود سرانجام در شب چهارم دی ماه ١٣٦٥ در منطقه اروند رود در مقابله با نیروهای بعثی به درجه رفیع شهادت نائل گردید پیکر مطهر این شهید که همه چیزش به تبعیت از شهدای کربلا بود و خداوند شاهد میخواست او را عزیز ملاقات کند و بلند مرتبه تر گرداند تا چند سال مفقود بود تا اینکه سالها بعد توسط گروه تفحص پیکر مطهرش پیدا شد و به وطنش بازگردانده و در گلزار روستای چاه پیر مدفون گردید.
مرتضی جمالیدانلود
👆 برای پیمایش برگه ها از دکمه های بالا استفاده فرمائید 👆
وصیت نامه
إِنَّ اللَّهُ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَيَقْتَلُونَ وَيَقْتُلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْلِي بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بِايَعْتُمْ بِهِ وَ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمِ.
سپاس خدای منان که بر ما منت نهاد و این نعمت بزرگ را ارزانی داشت. اکنون که قافله عشق در حرکت است و قافله سالار سرود رهایی می سراید. نغمه های عشق و ظفر در این وادی به صدا در آمده و راست قامتان جاودانه تاریخ، میروند تا بر بانیان ستم و تباهی بنازند و سپیدی را با همه سپیدی اش به ارمغان آورند و صحنه های نبرد را با حضور و چهره های منورشان نورانی کنند بانگ رحیل کاروان برگوشم نواخته شد که اینک جای ماندن نیست. باید رفت و در وادی عشق و ایثار جای گرفت و این تاریک خانه را به روشنی مبدل کرد. اما خود را کوچکتر از آن می دانم که با شما مردم ایثارگر و فداکار پیامی داشته باشم اما من باب فَذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ» با شما عزیزان سخن می گویم قدر قلب امت خورشید تابناک ولایت را بدانید همواره بجان این عارف الهی دعا کنید هرگز او را تنها نگذارید. اوامر پیامبر گونه اش را اطاعت کنید و خدای را همواره سپاس گویید، که از برکت وجود ولایت ایران اسلامی آزاد گردید. روحانیون خدمتگزار انقلاب اسلامی را همواره دعا کنید و حمایت خود را از آنها دریغ ندارید تقوای الهی را که یگانه راه رسیدن به آن محبوب بی همتا است همواره سرمشق زندگی خود قرار داده که همانا صلاح و رستگاری تنها با تقوا میسر می گردد. طلاب و روحانیون عزیز خود را به سلاح علوم و معارف اسلامی و سیاسی مجهز کنید که آینده اسلام و انقلاب وابسته به وجود شماست. در صحنه باشید و نگذارید که بار دیگر شیاطین بر امت اسلامی حاکم شود امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید.
سخن دیگرم با دانش آموزان که در پشت جبهه و در سنگر مدارس به این انقلاب عزیز خدمت میکنند این است که برادران عزیز تعهد و تخصص دو امر جدایی ناپذیرند. درس خود را هرگز فراموش نکنید و تحصیل را فقط برای رضای خدا انجام دهید. اگر تحصیل فی سبیل الله نباشد، یک حجاب ظلمانی میشود که جلوی رسیدن به خدا را میگیرد وقت خود را غنیمت شمارید و این گوهر گرانبها را برای تهذیب و تحصیل در جهت رضای خدا به کار گیرید. برادران عزیز دلتان برای روستاها بسوزد و درد و رنجهای آنان را در دل احساس کنید و برای برطرف کردن آنها عملا قیام کنید که ان شاء الله جهاد شما از جهاد ما بالاتر است. و اما پدر و مادر عزیزم شما که در تربیت من بسیار زحمت کشیدید من واقعا شرمنده ام که در مدت حیاتم نتوانستم به شما خدمتی کرده و زحمات شما را جبران نمایم. برایم گریه نکنید که او خود فرموده است که دلهای جریحه دار شما را شفا می دهم. پدر و مادر عزیزم دنیا سرابی بیش نیست سایه ای که فردا ظاهر خواهد شد و ما زیر آفتاب سوزان خواهیم ماند باید برای آفتاب فردا فکری کرد. بهشت و لقای حق را به ارزانی نخواهند فروخت بهای بهشت جان من است. چه بهتر که خونین پیکر در لقاء یار رفتن و آنجا شاهد دیدار جمال یگانه محبوب بودن پس به جای این که مردم به شما تسلی خاطر دهند، شما به آنها روحیه دهید. دنیای فانی جای ماندن نیست و کشتزاری است برای آخرت چه بهتر که مرگ سرخ را انتخاب کرد و لازمه این فداکاری و خون دادن است. برادران و خواهران عزیزم نماز و روزه خود را هرگز فراموش نکنید در تهذیب نفس بکوشید و نگذارید شیاطین به دل شما راه یابند و زینب وار و حسین گونه پیام خون شهداء را به جهانیان برسانید و اگر خدا این شهادت را قبول کرد خوشحال باشید که از چنین نعمتی برخوردار شدم. ای خدای بزرگ ای ،معبود ای ،معشوق، ای آنکسی که ضربان قلبم به نام تو می تپد تو خود بر احوال این بنده حقیر آگاهی، یک ترحمی بر احوال این بنده گنهکار نما و مرا به خیل شهیدان کربلا بپیوند. ای رب جلیل ای کسی که در همه حال صدایت میزنم ای معبودی که شبها پیشانی عبودیت را برای ستایش تو بر زمین میسایم اگر قطعه قطعه ام کنند و فقط یک رمق برایم باقی بماند، با خون خود نام خمینی را بر زمین نقش خواهم بست. در پایان از همه شما میخواهم آنگاه که تاریکی شب همه جا را فرا گرفته و شما نغمه سرایان عشق با محبوب بی همتا راز و نیاز میکنید برای این حقیر نیز دعا کنید که محتاج ترین افراد آنانی هستند که در بستری از خاک آرمیده اند و دیگر جای سخن گفتن با محبوب نیست، در همه مراسم از مردم حلال بودی بطلبید. از خوانندگان التماس دعا دارم مرا با سوره حمدی یاد کنید.
دوستدار شما مرتضی جمالی
روحش شاد و يادش گرامي
تصاویر شهید مرتضی جمالی در کنار همرزمانش

