تاريخ و محل ولادت : ۱۳۳۶/۰۱/۰۱ – قم
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۱/۰۱/۰۲ – شوش

زندگينامه
وضعیت تأهل: متأهل نام پدر: محمدتقی
شغل پدر: طلبه نام مادر: شهربانو
تحصیلات کلاسیک:دیپلم تحصیلات حوزوی: سطح یک
عنوان: پاسدار سمت: فرمانده گروهان
عامل جنایت: بعث عراق نحوه شهادت: اصابت گلوله به کتف و دست
مزار مطهر: گلزار شهدای شیخان
شهید دیگر خانواده: برادر(مصطفی)
یکم فروردین ۱۳۳۶، در شهرستان قم به دنیا آمد. پدرش محمدتقی، طلبه بود و مادرش شهربانو نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. سپس به فراگیری علوم دینی و حوزوی تا سطح (مقدمات) پرداخت. سال ۱۳۵۹ ازدواج کرد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. دوم فروردین ۱۳۶۱، با سمت فرمانده گروهان در شوش بر اثر اصابت گلوله به کتف و دست، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای شیخان قم زادگاهش به خاک سپردند. برادر او مصطفی نیز به شهادت رسیده است.

به سختى انگشت هایش را بالا مى آورد و با آخرین رمق مى گوید: مرا از كانال بیرون بیاورید. نمى خواهم وسط این عراقى ها جان بدهم… خداى من، این محمود است كه این طور غریبانه روز دوم عید نوروز دارد جان مى دهد؟! دیروز سالروز تولدش بود؛ یعنى اول عید ۱۳۳۶.
تصمیم داشتم بعد از فتح المبین، میان سنگر برایش جشن تولد بگیرم. پیشانى اش را مى بوسم و مى گویم: مژده بده فرمانده! ما پیروز شدیم. مرحله اول فتح المبین را با پیروزى تمام كردیم. زل مى زند به چشم هاى من و آرام مى گوید: من دارم شهید مى شوم.
صداى یكى از رزمنده ها خلوت ما را برهم مى زند: فرمانده، ما راه را گم كرده ایم. لب هایش را به زحمت تكان مى دهد: قطب نمایم را بیاورید. از جا بر مى خیزم… با زیر و رو كردن وسایل، همه خاطرات کودکی، بازی ها، دوران طلبگی، همه را به یادم می آورد. شب ۲۲ بهمن ۱۳۵۹ درست وقتى مردم روى پشت بام خانه ها الله اكبر سر مى دادند، محمود سر سفره عقد نشسته بود. با همین لباس فرمى كه حالا شده است غرقه به خون! خطبه عقدش را كه خواندند، خودكار را برداشت تا سند ازدواج را امضا كند. صدایش هنوز در گوشم است: این فرم هم لباس دامادى و هم كفن من خواهد بود.
روحش شاد و يادش گرامي

