محمد منوچهری

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

محمد منوچهری

تاريخ و محل ولادت : ۱۳۴۷/۰۶/۰۵ – روستای بناو چله بخش خاوو میرآباد مریوان
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۲/۰۶/۱۷ – بناو چله

زندگينامه

نام پدر: محمدسعید    نام مادر: حبیبه
تحصیلات حوزوی: سطح دو    نحوه شهادت: بمباران هوایی
عامل جنایت: بعث عراق    مزار مطهر: روستای نژمار، مریوان

 

شهید محمد منوچهری فرزند محمد سعید در تاریخ پنجم شهریور ماه سال ۱۳۴۷ در روستای بناوچله بخش خاوو میرآباد شهرستان مریوان در خانواده ای مذهبی و متدین که فرزندان خود را با عشق به قرآن و پیامبرخاتم تربیت می نمودند دیده به جهان گشود و رشد یافت.

پدرش با کسب روزی حلال سعی براین داشت که فرزندان خود را در راه اسلام قرار دهد. پدرش از این که خداوند متعال پسری خوش سیما و سالم به او عطا کرده است خوشحال و شکرگذار بود و سپاس الهی را
به جای آورد. سال های شیرین کودکی را همراه همسالانش در حال و هوای شهرش به سر آورد.
وی روزگار کودکی و نوجوانی خود را در همان روستا به سر برد.

به دلیل علاقه ای که به علوم دینی داشت، به عنوان طلبه در پی دانش و علوم دینی رفت و از این راه به فرا گرفتن و آموختن این علوم پرداخت. وی از زمان کودکی بسیار زیرک و باهوش بود و در این خصوص نیز دارای هوش و ذکاوت خاصی بود. این شهید بزرگوار در کنار تحصیل علم به کشاورزی هم می پرداخت و از این راه به امرار معاش و تأمین مخارج خود و خانواده اش کمک می کرد. او فردی لایق و آگاه و باعث افتخار و دلگرمی خانواده و هم ولایتی هایش بود. تبلیغ دین و مسائل اسلامی هم در سرلوحه ی کارهای روزانه و همیشگی اش قرار داشت.
نسبت به پدر و مادرش احترام بسیار قائل بود، باصفا و صمیمی بود امانتی اگر به او سپرده می شد در حفظ آن می کوشید.

گاهی کتاب هایی را که می خواند برای والدین خودش نقل می کرد شب ها گاهی حکایتی از گلستان و بوستان سعدی را بازخوانی می کرد. از کودکی با قرآن مأنوس بود صبح و غروب کتاب خدا را می گشود و با تلاوت آیاتی از آن، قلب خویش را صفا می بخشید و پدر و مادرش را دلگرم و امیدوار می ساخت.

شناخت و فعالیت های او از انقلاب به مرحله ای رسیده بود که عاشق امام خمینی (ره) شده بود و همراه با پدرش و بزرگترها به تظاهرات می پرداخت و در جلسات و مراسمات در مسجد حضور می یافت.

او پس از پیروزی انقلاب به غیر از حوزه علمیه فعالیت های خود را در بسیج آغاز نمود و با تبلیغات و پاسداری از اهداف امام و آرمانهای انقلاب انجام وظیفه می نمود. ایشان تحصیلات خود را تا مقطع ماموستا در مدرسه علوم دینی سید قطب مریوان در تاریخ دوازدهم اسفند ماه سال ۱۳۵۹ پیش برد و در بین مردم بسیار مورد احترام بود.

پس از دست درازی دولت بعثی عراق و با بمباران هوایی مناطق مریوان و بناو چله او می کوشید تا به دیگران کمک و خدمت برساند. آخرین مسئولیت او در آن زمان مبلغ بود و ترویج دین اسلام می کرد.

سرانجام در تاریخ هفدهم شهریور ماه سال ۱۳۶۲ در منطقه بناوچله شهرستان مریوان در اثر بمباران هوایی هواپیماهای رژیم بعث عراقی و اصابت ترکش به کمر و پهلوی راست به شهادت رسید و پیکر پاک و مطهرش را در روستای نژمار به خاک سپردند.

خاطره

در روستای بناوچله یک کلاس قرآن تشکیل داده بود که به پسران روستا قرآن یاد بدهد و این کار را می بایست در آخر هر هفته زمانی که از مریوان به روستا می آمد، انجام بدهد. یکبار از او پرسیدم: این رفت و آمدها و این کار برایت سخت و دشوار نیست؟ در جواب گفت: پدر جان!
مردان دینی بسیاری بودند که کیلومترها راه را با پای پیاده برای آموزش و راهنمایی مردم می پیمودند و یا برای یافتن جواب سوالی چه سختی هایی که نکشیدند و الان خیلی ساده در دست من است. آیا من نمی توانم از مریوان تا روستا را برای ترویج دین اسلام بیایم؟!
پدر شهید

 

روحش شاد و يادش گرامي

پیمایش به بالا