محمد عظیمی

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

محمد عظیمی

تاريخ و محل ولادت : ۱۳۱۵/۰۷/۰۶- روستای بنو خلف
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۶/۰۳/۰۸- سردشت

زندگينامه

نام پدر: رسول    نام مادر: فاطمه    شغل پدر: کشاورز
تحصیلات حوزوی: سطح سه   مزار مطهر: سردشت

 

به سال ۱۳۱۵ هجری شمسی در روستای بنو خلف از توابع شهرستان سردشت در یك خانواده مذهبی دیده به جهان گشود.

در سن شش سالگی شروع به یادگیری قرآن مجید در حجره ها و مساجد نمود و بعد از آن كتابهای گلستان و احمدی را به اتمام رسانید. سپس جهت ادامه تحصیل راهی روستاهای اطراف جهت یادگیری سایر علوم قرآنی شد.
شهید نزد استادانی چون ملا صالح نجیبی، ملا محمد مرگی، ملا موسی، شیخ امین استاد ملا ابراهیم ، ملا حسین شاگردی کرد و از وجود این استادان بزرگ كسب فیض نمود.

سپس در سن ۲۵ سالگی نزد ملا صالح نجیبی در روستای گناوه اجازه نامه فقهی گرفت.
ایشان بعد از فارغ التحصیل شدن ازدواج نمود. وی به امامت و پیش نمازی و تدریس طلاب می پرداخت و شب و روز در راه ترویج دین مبین اسلام و فرهنگ ناب محمدی (ص) گام بر می داشت.

شهید به غیر از موارد ذكر شده، در روستای محل تولدش یك قطعه زمینی كه از پدران خویش به ارث برده بود داشت كه در آن به زراعت و كشاورزی می پرداخت.
وی انسانی تمام عیار و مومن و مسلم واقعی بود. زمانی كه در شهرستان سردشت امام جمعه و جماعت بودند، خطبه هایش را مطابق با مسایل روز آماده می كرد و به هرگونه ظلم و تبعیض و نابرابری اعتراض می كرد و یار و یاور امت حزب الله بود. در خطبه هایش بجز حق و حقیقت و آنچه را كه اسلام به آن دستور می داد بر زبان نیاورده. دوستان و آشنایان شهید اكثرا به وی می گفتند كه در خطبه های نماز جمعه نباید هر چیزی را به زبان آورد و انسان باید رعایت حال خودش را بكند ولی ایشان در جواب اظهار می داشتند كه من یك نفر روحانی هستم و وظیفه دارم آنچه را كه خدا و رسولش بدان امر نموده اندبه مسلمانان بگویم و اگر در این راه کشته شوم كه شهید می شوم و اگر این نصیب نشد، وظیفه خود را انجام داده ام و فردا در قیامت جوابگو
نخواهم بود.
شهید به امام و انقلاب اسلامی علاقه بسیار داشت و این توفیق را پیدا كرد كه دو مرتبه به دیدار امام شرفیاب شود و كسب فیض نماید.
سرانجام در تاریخ ۸/ ۳/ ۱۳۶۶ در حالیكه از نماز جماعت مغرب به طرف منزل بر می گشتند با زبان روزه قبل از اینكه درب منزل را باز نماید و داخل خانه اش شود توسط عوامل ضد انقلاب و كافر كومله ناجوانمردانه و مظلومانه ترور گردید و بدین ترتیب ندای حق را لبیك گفت و به فیض شهادت نائل آمد و به سوی ملكوت اعلی پر گشود.

پیكر پاك شهید فردای آن روز در میان جمعیت ماتم زده و عزادار و مسلمان سردشت به خاك سپرده شد.

پیام شهید

من یك روحانی هستم و وظیفه دارم آنچه را كه خدا و رسولش بدان امر نموده اند به مسلمانان بگویم و اگر در این راه هم كشته شوم برایم افتخار است و اگر نصیب نشد وظیفه خود را انجام داده ام و فردا در قیامت جوابگو خواهم بود.

خاطره

با شروع انقلاب ، به پیروی از امام برخاست. در مقابل ضد انقلاب از جمهوری اسلامی دفاع می كرد. به خاطر نیازمنطقه، امامت جمعه سردشت را قبول كرد. گروهك ها چند بار او را ربودند، شكنجه و تهدید كردند، تا دست ازحمایت جمهوری اسلامی بكشد، ولی به آنها می گفت :

« من راه كمال را از راه فرصت طلبی كه شما دچارش هستید، جدا می دانم. عاقبت نكبت بار ی را در دنیا و آخر ت برایتان پیش بینی میكنم » آخرین بار كه او را گرفتند، همچو ن دزدان سرگردنه، سه میلیون ریال پول گرفتند و مشروط بر این كه دست از حمایت جمهوری اسلامی بردارد، آزادش كردند، ولی هیهات كه مردان الهی را با زور و تزویر بتوان از راه صوابشان بازداشت.

 

روحش شاد و يادش گرامي

پیمایش به بالا