تاريخ و محل ولادت : ۱۲۷۸/۱۲/۰۲- روستای برده رش از روستاهای بانه
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۶/۰۴/۰۷- سردشت

زندگينامه
نام پدر: محمود شغل پدر:کشاورز
تحصیلات حوزوی: سطح سه مزار مطهر: روستای برده رش
درخت انقلاب ما سبز و زنده از خون هزاران شهید گلگون كفنی است كه در ره دین و میهن آواز خوش وحدت و یكپارچگی را خوش سر دادند و سرانجام قامت سبزشان لبریز باران بوسه های رسول الله (ص) گردید.
شهید ملا محمد عزیزی روحانی دلاوریست كه خون سرخش نهال وحدت را جاودانه كرد. ملا محمد در سال ۱۲۷۸ در روستای برده رش از توابع شهرستان بانه چشم به جهان گشود و زندگانی را در طبیعت سر سبز آن دیار آغاز كرد.
دوران كودكی را در كوهستان به سر برد و سخت و مقاوم گشت و آنگاه برای كسب معلومات دینی راهی مدرسه دینی منطقه خود شد.
در اندك زمانی پله های ترقی را یكایك طی كرد و پس از تكمیل معلومات به تبلیغ و ارشاد مردم منطقه خویش پرداخت. طبعی بلند و عزت نفسی والا داشت. زندگی پاك و ساده ای داشت و دوست و دشمن را به تحسین وا می داشت. همواره در كمك کردن به مردم پیش قدم و مرهمی بر زخمهای دل ایشان بود.
در بحبوحه انقلاب و مبارزات پیش از پیروزی زحمات زیادی را در اعتلای اهداف و پیشروی نهضت متحمل شد. پس از ورود امام خمینی (ره) در پیامی خطاب به آن حضرت نگاشت:
اماما ! ما فدایی شما هستیم كه نشان از روح بلند این روحانی آگاه به زمانه داشت. او نیك می دانست كه
تفرقه و اختلاف بین مسلمانان عامل اصلی عقب افتادگی آنان است؛ از این روی با تمامی توان در استحكام پایه های انقلاب در آن منطقه كوشید و ندای وحدت را بر زبان حق گوی خویش راند.
سالها پند و موعظه، تدریس قرآن و معارف اسلامی، تبلیغ و ارشاد مشتاقان دین و علوم دینی ارمغان زندگی شصت ساله این پیر خراباتی بود. از این روحانی آگاه و دلاور ۴ فرزند به یادگار مانده است كه همگی ادامه دهندگان راه آن سفر كرده اند.
باری، حاج ملا محمد كه در تب و تاب اعتلای اسلام و ایران سخت می كوشید سرانجام در هفتم تیر ماه سال شصت و شش در بمباران شیمیایی سردشت رژیم سفّاك عراق هدف تیر كینه ایشان قرار گرفت و ناجوانمردانه به شهادت رسید.
از شهادتش بر دلهای ایران غم بارید و مظلومیت را بر جهانی فریاد كرد.

خاطره
دوست داشت هیچ کس دروغ نگوید، همه قانع و درستکار باشند. طرفدار حق بود. ملاحسین و ملامحمد و ملاکریم، فقیه و شاگرد او بودند که با آنها رابطه ای بسیار صمیمی داشت. در اوقات فراغت خود، فقط قرآن می خواند. دعا و نشست و برخاست با فقها و همچنین کشاورزی کارهای او بود و می گفت اگر به کارهای دیگر بپردازم، گناهکار می شوم. به بچه ها هم می گفت نباید به داخل جامعه خراب بروید و درگیر مسائل مخرب شوید بلکه باید مشغول عبادات و تزکیه نفس باشید.
همیشه آرزو داشت بچه ها انسان های مفید و سالم برای جامعه و مسلمان و کارآمد برای اسلام باشند. معتقد بود که باید جانباز مملکت خودش باشد.
همسر شهید
روحش شاد و يادش گرامي
