تاريخ و محل ولادت : ۱۳۳۰/۰۹/۰۵ – روستای نیر، سنندج
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۲/۰۴/۱۴ – نیر

زندگينامه
نام پدر: رحمت الله نام مادر: منیجه
تحصیلات حوزوی: سطح سه نحوه شهادت: اصابت گلوله به شکم
مزار مطهر: نیر
شهید محمد عرب فرزند رحمت الله در تاریخ پنجم آذر ماه سال ۱۳۳۰ در روستای نیر از توابع بخش سیروان شهرستان سنندج در خانواده ای مذهبی و متدین دیده به جهان گشود. پدر محمدعرب در روستا به کشاورزی و دامداری مشغول بود.
وقتی محمد عرب پنج ساله شد پدرش را از دست داد. پس از فوت پدر، مادرش ازدواج کرد و تربیت و پرورش محمد عرب بر عهده خواهر بزرگترش قرار گرفت. سرنوشت این کودک چنان بود که در نهایت می بایست با بهترین درجه معنوی و توفیق شهادت بسوی معبودش برود و هر کس که ذره ای از کودکی این شهید بزرگوار را به یاد دارد می داند که آن همه حوادث سهمگین که آن شهید بزرگوار از آنها جان سالم به در برد همه آنها مصلحت خداوند بود تا شهید عزیز زنده بماند.
او دوران کودکی اش را در روستا همراه با بازی های کودکانه همراه با دیگر هم سن و سالانش آغاز نمود و خانواده او از اینکه خداوند چنین گوهر ارزشمندی به آنها هدیه داده است شاکر بودند.
تفاوت های بسیاری با دیگر بچه ها داشت از وقت بازی هایش کم می کرد و به پدر کمک می کرد علاقه زیادی به قرآن پیدا نموده بود به بزرگترها احترام می گذاشت و هر وقت سالمندی و یا ناتوانی را می دید که احتیاج به کمک دارد به سمت او می دوید و به او کمک می کرد.
پس از گذراندن دوران کودکی اش راهی مدرسه شد و در سن هفت سالگی تحصیل برای فرا گرفتن
مقدمات علوم دینی نزد ملا امین منبری رفت، بعد از شاگردی در محضر ایشان به روستاهای اطراف همچون پایگلان، وله ژیر، پشاآباد و آویهنگ نیز رفت و از استادان و ملایان آن روستاها بهره مند شد، هوش و استعداد بالای او باعث شده بود تا مورد توجه اساتید علوم قرآنی قرار گیرد و اخلاق خوب او و رفتار مهربانش جای او را در دل هم کلاسی هایش باز کرده بود. او با رشد فکری و جسمی ای که پیدا کرده بود و هر روزی که از عمر با برکتش م یگذشت علاقه اش به قرآن و علوم حوزوی بیشتر می شد و همین علاقه ذاتی او باعث شده بوددر کسب علوم قرآنی بسیار موفق ظاهر شود.
شناخت و فعالیت های او از قیام به حدی رسیده بود که عاشق و شیفته مکتب امام خمینی (ره) شده
بود و همراه با مردم به تظاهرات می پرداخت و در جلسات و مراسمات در مسجد حضور می یافت.
پس از کسب جواز افتاء در مذهب امام شافعی به نیر بازگشت، ازدواج کرد و صاحب سه فرزند شد.
سال ۱۳۵۷ همگام با مردم، به مبارزه علیه رژیم پهلوی پرداخت و از تهدیدات مأموران رژیم و عوامل فریب خورده آنان باکی نداشت. محمد عرب، امام جمعه و جماعت روستای نیر بود و در این مسئولیت قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به روشنگری اذهان مردم برای شناخت مفاسد دربار و ظلم های آن می پرداخت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز معاندان و ظالمانی را به مردم می شناساند که همچون گرگی در لباس میش در پی نابودی و محو آثار اسلامی از زندگی مردم بودند، همچنین ایشان عضو شورای اسلامی روستا بودند و سبب آبادی روستا و رفاه مردم شده بودند.
افراد ضد انقلاب او را تهدید کرده بودند که باید از نشر عقاید اسلامی و عمران و آبادی روستا دست بردارد و گرنه کشته می شود. ملا محمد عرب منبری به راهی که برگزیده بود ایمان داشت، از این روی از تهدید افراد ضد انقلاب نهراسید.
افراد ضد انقلاب وقتی از تهدیدات خویش طرفی نبستند روز چهارده تیر ماه ۱۳۶۲ به منزل محمدعرب حمله کردند و او را با زبان روزه در میان مردم و برای تهدید آنان به شهادت رساندند. مردم پیکر یاور و مدافع فداکار خود را در میان اندوه و درد، در مزار روستای نیر به خاک سپردند اما یاد او را همچنان در سینه خود نگه داشته اند و دلاوری ها و شجاعت و ایمانش را برای فرزندان خود نقل می کنند تا راهش ادامه داشته باشد.

خاطره
در اوایل سال ۱۳۶۲ به روستای نیر رفتم و حدود یک شبانه روز در منزل شهید بودم. بعد از ظهر روز بعد گفتم دوست عزیزم من می خواهم به منزل و روستای خودمان برگردم و دعای خیر و چشم انتظاری شما در روستا را دارم. در جواب گفت: فلانی امشب هم نمی گذارم بروی. از من خواهش و از ایشان اصرار؛ پس از چندی بحث و جدل گفت: امشب بمان و نرو که به خدای یکتا قسم امسال یا من کشته می شوم و یا تو کشته می شوی و دیگر همدیگر را نمی بینیم و من با اصرار ایشان آن یک روز دیگر ماندم و بعد به روستا برگشتم.
پس از آن ما همدیگر را ندیدیم تا اینکه خبر شهادت ایشان را دادند.
دوست شهید
روحش شاد و يادش گرامي
