محمد تقی برغانی

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

محمد تقی برغانی

تاريخ و محل ولادت : ۱۱۸۳ق – روستای بَرَغان – ساوُجبُلاغ
تاريخ و محل شهادت : ۱۷ ذی القعده ۱۲۶۳ ق

زندگينامه

محمدتقی برغانی (زاده ۱۱۷۲ برغان – شهادت ۱۲۶۲ / ۱۲۶۳)، روحانی شیعه ایرانی معروف به ملا محمدتقی برغانی. از مراجع تقلید شیعه و سرشناس‌ترین دانشمند خاندان برغانی است. او توسط چند بابی و در هنگام عبادت در مسجد به شهادت رسید، برخی او را شهید ثالث لقب داده‌اند و بعضی دیگر، وی را شهید رابع نامیده‌اند. مقبرهٔ محمدتقی برغانی معروف به آرامگاه شهید ثالث از جاذبه‌های تاریخی شهر قزوین است که در ضلع غربی میدان شهدا، خیابان سلامگاه قرار دارد.

 

ملا محمدتقی بن محمد ملائکه بَرَغانی (۱۱۷۲-۱۲۶۳ق)، معروف به شهید ثالث، از مشاهیر علمای مجاهد ایران در قرن دوازدهم و سیزدهم هجری قمری بود.
وی تحصیلات خود را در قزوین، اصفهان، کربلا و قم گذرانده و نزد سید علی طباطبایی و فرزند او سید محمد مجاهد و شیخ جعفر نجفی تلمذ نموده و به درجه اجتهاد رسید، سپس به ایران بازگشته و رهبری دینی و تربیت طلاب علوم دینی را عهده‌دار گردید.
او از علمای مبارزی بود که در جنگ دوم ایران و روس و مقابله با شیخیه و بابیگری حضور فعال داشت و به همین‌خاطر به دست افراد بابیه به شهادت رسید و به شهید ثالث مشهور شد.
از ایشان آثاری برجای مانده که مهم‌ترین آنها کتاب منهج الاجتهاد، شرح کامل عربی بر شرایع الاسلام محقق حلی است.

تصویر ساخته شده شهید ثالث (محمد تقی برغانی) توسط هوش مصنوعی

حضرت آيت الله العظمی خامنه اي(مدظله)

شهيد ثالث محمد تقي برغاني و برادر او ملا محمّدصالح برغاني؛ فقهاي مبارز، نه فقهاي گوشه-گير، نه آدم¬هاي منزوي؛ مردانِ دين كه به سرنوشت مردم مي انديشيدند؛ براي آنها مبارزه مي-كردند و جان خود را هم در اين راه فدا مي كردند… عده اي از روي خباثت و عناد نگذاشتند نام علمايي كه در كار علمي خود انگيزه سياسي هم داشتند، مطرح شود؛ اين دو برادر از اين قبيل بودند. اينها به پادشاه وقت گفته بودند حكومت تو بايد تابع نظر ولي فقيه باشد (۲۵ آذر ۱۳۸۲ش)
آیت¬الله شیخ محمّدتقی برغانی معروف به شهید ثالث، در حدود سال ۱۱۸۳ق در روستای بَرَغان از توابع ساوُجبُلاغ زاده شد. مقدّمات علوم اسلامی را نزد پدرش فراگرفت و قرآن کریم و نهج-البلاغه را حفظ کرد. سپس به قزوین رفت و پس از تکمیل مدارج علمی خود، عازم اصفهان شد. او درآن جا افزون بر تحصیل فقه و اصول، حکمت را نیز فرا گرفت و چندی فلسفه صدرایی را تدریس می¬کرد. آن گاه سالیانی چند در شهرهایی نظیر قم، کربلا و نجف، رحل اقامت افکند و از استادان بزرگی چون آخوند ملاآقا بیدآبادی، شیخ محمّدباقر وحید بهبهانی، میرزا ابوالقاسم گیلانی قمی صاحب قوانین، آخوند ملاعلی نوری، شیخ جعفر کاشف الغطاء، سیّدعلی طباطبایی اصفهانی صاحب ریاض و سید محمد مجاهد بهره مند گردید و به درجه إجتهاد رسید. سپس همراه استادش کاشف¬الغطاء به ایران بازگشت و در قزوین سکنی گزید و رهبری دینی و تربیت طلاب را بر عهده گرفت.

میرزا محمّد تنکابنی مولف قصص العلماء، ملاعلی قارپوزآبادی زنجانی و سیّدابراهیم موسوی قزوینی صاحب الضوابط از شاگردان مشهور وی بوده و از ایشان اجازه إجتهاد گرفته اند.
شهید ثالث معتقد به ولایت مطلقه فقیه و نقش اساسی مجتهد جامع الشرایط در مسائل سیاسی و اجتماعی جامعه بود. از این رو شخصا در جنگ دوّم ایران و روس همراه سیّدمحمّد مجاهد و ملا احمد نراقی شرکت کرد و پس از پایان خفّت بار جنگ در حضور فتحعلی شاه از لزوم رهبری فقیهان در دوره غیبت کبري سخن گفت و به إختیارات غیر شرعی شاه، اعتراض کرد. وی اشغال تبريز و برخي از ولايات آذربايجان به وسيله ارتش روسيه را نیز حادثه ای تلخ و ناگوار دانست و بر این باور بود که حکومت محمد شاه قاجار، غیر شرعى و از دولتهاى ظلمه است. برغانی با بدعت¬های دوران نیز سخت مبارزه می¬کرد و صوفیه را مورد انتقاد شدید قرار می داد. وی نخستین کسی بود که پس از مناظره با شیخ احمد احسائی، او را تکفیر کرد و با پیدایش فرقه بابیت بر شدّت مبارزه خود افزود و پیروان آن فرقه را نیز کافر شمرد و رشد و نفوذ آنان در قزوین را کاهش داد.
برغانی افزون بر سجایای اخلاقی برجسته نظیر صراحت لهجه، خوش بیانی و شجاعت، اهل تضرع و عبادت و صاحب کرامت بود. او علی الدوام در نیمه شب به مسجد می رفت و تا طلوع صبح صادق به تضرع اشتغال داشت و مناجات خمسه عشر را از حفظ می خواند. در شبهای زمستانی بر بام مسجد و زیر بارش شدید برف، پوستینی بر دوش می افکند و عمامه بر سر می گذاشت و ایستاده دستها را به آسمان برمی داشت تا این که برف، قامت مبارکش را می پوشاند. وی همواره آرزو داشت به خون خود بیامیزد و شربت شهادت بنوشد؛ سرانجام نیز چنین شد و او در سحرگاه ۱۵ ذی القعده ۱۲۶۳ق همچون امیرمومنان(ع) در محراب مسجد و در حالی که در سجده مشغول خواندن مناجات خمسه عشر بود، به دست عمال شیخیه و بابیه به شدت مجروح گردید و در ۱۷ ذی القعده به شهادت رسید. پیکر مطهرش را در مقبره¬اي به امانت نهادند تا براساس وصیّت به کربلا منتقل شود. اما چون در سال ۱۲۸۰ق قبر را شکافتند، بدنش را تازه یافتند. به همین دلیل اهالی قزوین از انتقال آن به کربلا جلوگیری کردند. شهید ثالث دارای ده پسر بود که هفت تن از آنان، دارای رتبه اجتهاد و سه تن دیگر قریب الاجتهاد بودند. از مهمترین آثار مکتوب وی می توان به دو کتاب «منهج الإجتهاد فی شرح شرایع الإسلام» (۲۴ جلد، نسخه خطی) و «عیون الأصول»(۲ جلد، منتشر شده) اشاره کرد.

روحش شاد و يادش گرامي

پیمایش به بالا