تاريخ و محل ولادت : ۱۳۴۲/۰۸/۰۱ – اردکان – یزد
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۴/۰۴/۰۷ – پاسگاه زید

زندگينامه
آغاز حیات جاودان بعد از : ۲۱ سال و ۸ ماه و ۵ روز
نام پدر: محمود نام مادر: صفیه
وضعیت تأهل: مجرد شغل پدر: نفت فروش
مذهب: شیعه تحصیلات کلاسیک: دیپلم تجربی
تحصیلات حوزوی: سطح یک حوزه عنوان: بسیجی رزمنده
سمت: آرپیجی زن نحوه شهادت: اصابت ترکش به دست و پا و سینه
مزار مطهر: گلزار شهدای اردکان
یکم آبان ۱۳۴۲، در شهرستان اردکان به دنیا آمد. پدرش محمود، نفت فروش بود و مادرش صفیه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته فرهنگ و ادب درس خواند و دیپلم گرفت. سپس به فراگیری علوم دینی و حوزوی تا (سطح۱) پرداخت. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. هفتم تیر ۱۳۶۴، با سمت آرپی جی زن در پاسگاه زید عراق بر اثر اصابت ترکش به دست، پا و سینه، شهید شد. مزار وی در گلزار شهدای زادگاهش قرار دارد.

فرازی از وصیت نامه
آیا لحظه ای فکر نکرده ایم که برای چه آفریده شده ایم یا پیامبران برای چه آمده اند و چرا
خداوند متعال این همه چیز را در اختیار و تسخیر انسان قرار داده است. همه این ها دلیل بر این است که ما مسئولیم
( وَقِفُوهُمْ ۖ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ )
آیه ۲۴ – سوره صافات
مسئولیم در برابر خود و در برابر جامعه خود و در آخرت هم از ما باز خواست خواهند کرد پس باید ما از مسئولیتمان پاسداری کنیم باید خود و
جامعه خود را بسازیم و ساختم همراه با شناختم است.
وقتی در وسط شب در زیر آسمان پر ستاره و با عظمت که نشانه اوج گرفتن کوه ها که نشانه استواری و مقاومت و صبر است و به بیابان های خشک بی آب و علف که نشانه مظلومیت است نظر می کنم و درباره آن می اندیشم دیگر این بیابان ها را ساده نمی بینم بلکه آنها را سرزمینی می دانم که هر ذره آن به خون بهترین فرزندان اسلام آغشته است، فرزندانی که امید اسلام و امام بودند.
انسان هایی که مال و جان و وقتشان را وقف اسلام و انقلاب کرده بودند. خلاصه قلم عاجز است که اندکی از بسیاری فداکاری های آنها را بگوید. حال که بنا است آخر بمیرم پس که چه بهتر در راه عقیده و ایمان و هدف با عزت بمیریم. مردنی که افتخار آفرین است.
وصیت نامه شهید محمدرضا پورتقوی اردکانی به نقل از سایت شهدا
زندگی نامه و وصیت نامه شهید محمدرضا پور تقوی اردکانی به نقل از سایت گنجینه
👆 برای مطالعه روی لینک بالا کلیک فرمائید 👆
روحش شاد و يادش گرامي
تصاویر شهید محمدرضا پورتقوی اردکانی در کنار همرزمانش

