تاريخ و محل ولادت : ۱۳۴۶/۱۰/۱۰ – روستای برغان
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۳/۰۸/۰۹ – بوکان

زندگينامه
آغاز حیات جاودان بعد از: ۱۷ سال ۷ ماه ۱۰ روز
وضعیت تأهل: نامعلوم نام پدر: محمد ابراهیم
شغل پدر: کارمند نام مادر: ملکی جهان
مذهب: شیعه تحصیلات حوزوی: سطح ۱
تحصیلات کلاسیک: پایان دوره راهنمایی ( متوسطه اول )
رشته: نامعلوم عنوان: بسیجی
سمت: نامعلوم نحوه شهادت: اصابت گلوله
عامل جنایت: بعث عراق
مزار مطهر: روستای برغان تابعه زادگاهش
شهيد مجيد سعيدي د رمنطقه ييلاقي د راستان تهران واقع در شهرستان ساوج بلاغ روستاي برغان د رخانواده اي مومن و مذهبي ديده به جهان گشود و در دامن پاك پدر و مادر ريشه نمود پس از سپري كردن دوران كودكي از همان ابتدابه فرا گيري علوم ديني پرداخت و وارد مدرسه شد دوران تحصيلات خود را تا مقطع راهنمايي با موفقيت به پايان رسانيد ولي به دليل علاقه زياد به دروس حوزوي به حوزه علميه هشتگرد رفت وتا سال ۶۲ علم آموزي مي نمود ولي به دليل شروع جنگ تحميلي دعوت امام خود را لبيك گفت و در سال ۶۲ وارد جبهه هاي نبرد شد . در غرب كشور كه درپاكسازي كردستان انجام وظيفه كرد تا اينكه در تاريخ ۶۳/۰۸/۰۹ به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.
خلاصه ای از زندگی شهید
شهید مجید سعیدی دردهمین روز از دیماه سال ۱۳۴۶ در روستای برغان از توابع شهرستان ساوجبلاغ متولد شد درهوای خوش کوهپایه پرورش یافت و سلامت و صلابت کوه در وجودش شکل گرفت استواری و هیبت ایمانش از محیط ساده و بی الایش و مذهبی خانواده برگرفته شد واز تقوی و توکل پدر و مادر سختکوش و ایثارگر خویش توشه راه زندگی برگرفت در دبستان روستا تحصیل علم اغاز کرد و با موفقیت دوره ابتدایی را به پایان برد تامقطع سوم راهنمایی تحصیل کرد و سپس به کار و فعالیت در کنار پدر و مادر پرداخت اززمانی که در بازوان نحیف خود توان کار و تلاش یافت و به یاری خانواده همت گماشت و همواره سعی می کرد گامی در جهت رفاه حال اطرافیان بردارد قبل از رسیدن به سن تکلیف به انجام فرایض دینی علاقه خاصی نشان داد و تمام فرایض و عبادات را به عشق و شور بسیار بجای اورد و درانجام مستحبات و حضور در مراسم مذهبی و مساجد واجتماعات بسیار می کوشید وازبسیجیان فعال اهل محل بود شهید از اوایل جنگ بارها در جبهه حضور یافت و درعملیات مختلف شرکت داشت در عملیات پیروزمند خیبر در اثر موج انفجار دچار اسیب شده بود اما از بستری شدن در بیمارستان خودداری می کرد و درد رنج جراحت را همیشه باخود داشت می گفت بیمارستانها دچار ازدهام مجروحین جنگی اند و جراحت و دردمن قابل تحمل است بهتر که جای مجروحین بدحال رابدلیل این اسیب مختصر اشغال نکنم از اولین شهدای روستا بود و شهادت وی باعث برانگیخته شدن وانسجام بیشتر جوانان اهل محل شد تابه خونخواهی او وشهدای دیگر وطن بپا خیزند شهید بزرگوار پس از مدتها نبرد با دشمن بعثی متجاوز در تاریخ نهم ابان ماه سال ۶۳ درمنطقه بوکان کردستان در عملیات پاکسازی کردستان از نیروهای متجاوز و منافق دراثر اصابت تیر به سر مبارکش به لقای حق شتافت پیکر مطهر ش در گلزار شهدای روستای زادگاهش برغان به امن و ارامش الهی رسید و روح بلندش عرش الهی پروازکرد روانش شاد .

خواهرش می گفت بار اول که مجید می خواست به جبهه برود شب قبلش در خانه مابود اوهیچ صحبتی از اینکه می خواست فردا به جبهه برود نکرد غروب که شد دو فرزندان مرا بیرون برد و برای انها کمی خرید کرد وقتی صبح اماده رفتن شد باز هم چیزی نگفت ما چند روز بعد فهمید یم که او به جبهه رفته است .
وقتی مجروح شد دوباره شب قبلش به خانه ما امد و من به او گفتم مجید جان فکر جبهه را دیگر نکن و درست رابخوان و روحانی شو و از این طریق به اسلام خدمت کن باز هم او چیزی نگفت و بعد از این که رفت دو روز بعد نامه او از جبهه امد .
مجید علاقه بسیار شدیدی به جبهه داشت و دوست داشت تا از این طریق خدمت به مردم کشورش کرده باشد و همیشه نام حسین ع بر لبانش بود .
چند بیت از اشعار شهید مجید سعیدی در زیر آمده است :
من مجیدم عهد خود را با خدا ایفا نمودم جان خود دادم ولیکن دین حق احیا نمودم
من مجیدم در جوانی دل به این دنیا نبستم خاطر حق با فداکاری خود ارضا نمودم
من مجیدم مادرم در حسرت دامادیم بود من به میدان شهادت حجله ام بر پا نمودم
من مجیدم امرو نهی حی سبحان را مطیعم دین خود را بر بقا دین حق اجرا نمودم
وصیتنامه شهید مجید سعیدی
اي برادران عزيزم اميدوارم كه اتحاد و يگانگي و برادري را در خود حفظ كنيد و اگر منافعي خواست اين اتحاد را ازشما بگيرد و يگانگي و همدلي او را كنار بزنيد و منافق را قطع كنيد و اميد وارم را ه شهيدان اسلام را ادامه دهيد.
روحش شاد و يادش گرامي
تصاویر شهید مجید سعیدی و مزار مطهر ایشان

