غلامرضا کبیر تهرانی

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

غلامرضا کبیر تهرانی

تاريخ و محل ولادت : فروردین ۱۳۴۲ – قم

تاريخ و محل شهادت : ۱۳۵۹/۰۹/۱۳- جاده اندیمشک

زندگينامه

نام پدر: حسین
تحصیلات حوزوی: سطح یک    عنوان: سرباز وظیفه سپاه
نحوه شهادت: سانحه رانندگی    عامل جنایت: بعث عراق
مزار مطهر: زادگاهش

 

پس از شهادت او، آقای ناطق نوری در جلسه سخنرانی گفت:

در جبهه فقط یک موتور داشت. سؤال کرد: حاج آقا، من برای این موتور تا به حال خمس نداده ام. پرسیدم: به چه علت خریده ای؟

گفت: نیمی برای رسیدگی به کارهای پدرم و نیمی برای کارهای خودم در مغازه. جواب دادم: نیمی از پول را بده، بعدها متوجه شدم که او برای خانواده اش نامه نوشته است که موتور را بفروشید و همه را خمس بدهید.

پدر شهید می گوید:

تازه فهمیدم داغ فرزند یعنی چه؟ داغ جگر گوشه یعنی چه؟ غلامرضا پس از طى دوران دبستان، مسیر تحصیلى خودش را به سمت حوزه علمیه تغییر داد و چند سالى را در شهر مقدس قم به فراگیرى علوم رایج اسلامى پرداخت. چه بسیار ایامی که با چهره اى خونین و شانه اى کبود شده از ضربات مأمورین رژیم شاه به خانه مى آمد. او آن ایام پرحادثه را بدین گونه گذرانید تا سرود پیروزى نواخته شد.

پس از برافروخته شدن آتش جنگ و کینه از سوى صدام، این جوان دین باور در حالی که تنها پسر خانواده اش بود، وارد عرصه جنگ و ستیز شد.

فرمانده پادگانش از او چنین یاد می کند:

«با آواى قرآنش با او آشنا شدم. مؤدب و پرجاذبه سخن مىگفت. در همه جشن ها و سوگوارى هاى مذهبى، برنامه اى براى عموم ترتیب مى داد و پادگان را با ایام الله آشنا می کرد.

نماز جماعت را در مسجد پادگان برقرار ساخت. دل مصفاى او در سخنانش نمودى داشت و وقتى سخن میگفت، در مخاطبش نفوذ می کرد. »

 

روحش شاد و يادش گرامي

پیمایش به بالا