تاريخ و محل ولادت : ۱۳۴۲/۱۲/۰۱ – کلامو شاهرود
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۵۹/۱۲/۱۹ – مالکیه سوسنگرد
زندگينامه
نام پدر:علی اکبر نام مادر: ام البنین
تاریخ تولد: ۱/ ۱۲ / ۱۳۴۲
محل تولد: کلامو شاهرود
محل تحصیل: گنبد و قم
مسئولیت: عضو گروه چمران
تاریخ شهادت: ۱۹ / ۱۲ / ۱۳۵۹
محل شهادت: مالکیه سوسنگرد
مزار شهید: گنبد کاووس
در اسفند سال ۱۳۴۲ شمسی آن روزها که ایران در فراق یار دردآشنا در غم فرو رفته بود، در روستای کلامو از توابع شهرستان شاهرود پسری چشم به جهان گشود که پدرش حاج شیخ علی اکبر به دلیل علاقه به ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) نام «عبدالرضا » بر او نهاد و این طفل و لبی کگویان در انتظار گذر زمان نشست.
دوران کودک یاش در دامان پدری با ایمان و اهل علم سپری گشت و او بزرگ و بزر گتر شد. پدری که در مبارزه و حمایت از پیر خمین یدی طولا داشت و مادر عبدالرضا بانویی آ گاه و مسئول بود که از کودکی او را با عشق و علاقه به اهل بیت (علیهم السلام) و معارف دین بار آورد. «عبدالرضا » دوران
تحصیل در مقطع ابتدایی را در دبستان ملی جعفری شاهرود به پایان برد و آن گاه با علاقه خود و تشویق پدر راهی حوزه علمیه گشت. ابتدا حوزه امام صادق؟ع؟گنبد کاووس و سپس حوزه مقدس قم میزبان این نوجوان پرشور بود.
او همراه پدر در تمامی درگیر یها و مبارزات قبل از انقاب شرکت داشت، عاوه بر آن خود در پخش اعلامیه های حضرت امام خمینی (ره) و شعارنویسی علیه رژیم سفاک پهلوی پیشگام و پرتاش بود و در یکی از این شب ها که مشغول شعارنویسی بوده در دام مأموران شهربانی گرفتار
می شود و همان جا چند ضربه با باتوم به کمر و پایش می زنند و او را به شهربانی می برند.
در درگیری های انقلابیون با شاه دوستان و منافقین گنبد نیز شرکت کرد.
با آغاز جنگ تحمیلی و تجاوز ناجوانمردانه کفتاران بعثی به خاک پاک ایران او نیز مردانه رقص زشت اختاپوس را بر زلال آبی ایران زمین برنتابید، از این روی سنگر علم را رها کرده و به میدان عمل روی آورد به بسیج قم مراجعه کرد و اسم نوشت. آن قدر کوشید و شایستگی از خود نشان
داد تا توانست در گروه شهید چمران راه یابد و از طریق دفتر جنگ های نامنظم به سوی خط مقدم پیکار برود و سرانجام در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۵۹ شمسی پس از رشادت های فراوان در جبهه عملیاتی «مالکیه » اهواز قفس تن شکست و به باغ ملکوت پر کشید.
خبر شهادتش را به مادر داده بودند و شهر در تکاپو و جنبش بود، مردم دسته دسته به منزل روحانی بزرگوار حاج شیخ علی اکبر م یرفتند تا تسلای دل بیقرارش باشند.
از مالکیه تا گنبد راهی دور بود ولی غم هجرانی که بر دل مادر می نشست بسی طولانی تر و بیشتر م ینمود و پیکر مقدس عبدالرضا آمد و همچون نگینی در انگشتر شهر به رنگ سرخ می درخشید و در جوار امامزاده یحیی بن زید (علیه السلام) گنبد کاووس به خاک سپرده شد و اکنون ملکوتیان غبار خاک مزارش را توتیای چشم می کنند.

پیام شهید
اینجانب عبدالرضا ابراهیمی فر یکی از کوچ کترین قطراتی از دریای مواج روحانیت هستم که به سوی اقیانوس مواج سپاهیان شهر شهادت در حرکتم و از همگی همکیشان خود خواستارم راهی را که ابرمردان تاریخ تشیّع از محمد (ص) تا علی (علیه السلام) و از علی(علیه السلام) تا حسین (علیه السلام) و از حسین (علیه السلام) تا خمینی را بپیمایند.

روحش شاد و يادش گرامي
