شهیده شهناز حاجی شاه

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

شهیده شهناز حاجی شاه

زندگینامه

نام پدر: غلام علی
کدملی: ۲۰۰۰۴۸۶۵۱۷
محل تولد: خوزستان- دزفول      تاریخ تولد: ۰۱ / ۰۱ / ۱۳۳۳
تحصیلات غیرحوزوی: دیپلم      تحصیلات حوزوی: سطح ۱
حوزه علمیه: کوثر- خرمشهر    تاریخ شهادت: ۰۸ / ۰۷ / ۱۳۵۹
محل شهادت: خرمشهر      نحوه شهادت: اصابت ترکش
مرقد مطهر: گلزار شهدای خرمشهر

شهیده شهناز حاجی شاه

از خانواده ۷ نفره ی حاج غلامعلی حاجی شاه دخترش شهناز، از همان روزهای اول کودکی تفاوت رفتاری خاصی با دیگر بچه های
حاج غلامعلی داشت. این تفاوت را پدر شهناز که توجه ویژه ای به تربیت بچه ها داشت، خوب متوجه شده بود.
توجه به مسائل مذهبی و نماز از همان کودکی در وجود دختر خانواده ظاهر و بارز بود. روضه های خانگی و ادعیه و نماز، همیشه روح شهناز را تازه می کرد. تا زمانی که دیپلم گرفت و زمزمه های رفتن به حوزه علمیه خواهران دزفول را سر داد. شهناز می خواست همه ی
زندگی اش را وقف تبلیغ دین و زندگی دینی کند. این هم دلیل داشت همه تفاوت رفتاری او را در زندگی روزمره که تفاوت فاحشی با دیگران
داشت متوجه شده بودند. نمونه آن نمازخواندن های شهناز بود که بسیار متفاوت از بقیه نماز می خواند.

به وقت نماز و مناجات

با توجه خاصی وضو می گرفت.
لباسش را هنگام نماز عوض می کرد. چادر نماز به سر می کرد و روی سجاده زیبایی که با دقت روبه قبله پهن کرده بود به نماز می ایستاد. همه از این کار او تعجب می کردند:
شهناز! چرا این همه به خودت سخت میگیری؟ یک نمازخواندن است دیگر …
با جدیت جواب میداد: شما وقتی به دیدار یک دوست یا فامیل میروید مگر لباس نو نمی پوشید و خودتان را مرتب نمی کنید؟ حالا وقت نماز، که وقت گفتگو با خداست آدم چرا نباید به وضع ظاهری اش توجه کند و مرتب و منظم باشد؟
و تنها این نبود. شهناز هر شب بعد از نماز مغرب و عشا دعای کمیل می خواند. دعای کمیلی که در شب های جمعه می خوانند. اما او هر شب می خواند و چنان در هنگام خواندن دعای کمیل اشک می ریخت که دیگران را متوجه خود می کرد.
شهناز! تو هر بار که دعای کمیل می خوانی چرا انقدر گریه می کنی؟
جواب میداد: شما نمی دانید چه معنی و مفهومی دارد این دعا.
اگر می دانستید شما هم مثل من اشک چشمتان بند نمی آمد. دعا و مناجات و نمازِ صادقانه آدم را به خدمت میرساند.

خدمت و شهادت

دیگر شهناز طلبه درس خوانی شده بود و سطح یک را با موفقیت پشت سر گذاشته بود که جنگی نابرابر بین ایران و عراق درگرفت و در همان روزهای اول شهرهای جنوبی ایران درگیر شد. شهناز اما به همراه چند دوست طلبه و زنهای شجاع ایرانی در کنار مردم خوزستان ایستاد و این بار در کسوت امدادگر به خدمت مشغول شد. هشتم مهرماه ۱۳۵۹ ترکش گلوله ای شهناز را در سن ۲۱ سالگی این بار متفاوت تر از همه ی لحظاتی که خودش را برای گفتگو با خداوند آماده می کرد با بدنی خونین و روحی آرام به دیدار پروردگار رساند.

 

 

 

 

 

 

بعدها از فرزندان غلامعلی حاجی شاه دو پسرش نیز به دیدار خواهر نازنینشان شتافتند و به درجه رفیع شهادت نائل شدند.

روح پاکشان جاودان.

برادران شهیده شهناز حاجی شاه

به ترتیب از سمت راست؛ شهید ناصر و شهید محمدحسین حاجی شاه

پیمایش به بالا