تاريخ و محل ولادت : ۱۳۴۱/۰۱/۰۱ – تهران
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۵۹/۰۸/۱۲ – سوسنگرد

زندگينامه
نام پدر: سید علی شغل پدر: روحانی
نام مادر: فاطمه تحصیلات حوزوی: سطح دو
عنوان: پاسدار سمت: فرمانده گروه عملیاتی
نحوه شهادت: اصابت ترکش خمپاره به سر و شکم
عامل جنایت: بعث عراق مزار مطهر: گلزار شهدای شیخان
راستى، دیشب ما به خانه شما رفتیم؛ مادرتان كاغذى را جلوى چشمش گرفته بود و اشك مى ریخت و ماجراى تابستان ۱۳۵۹ را تعریف كرد؛ روزى كه از قم به تهران آمدید و در پادگان امام حسین (ع) عضو سپاه پاسداران و مشغول آموزش نظامى شدید. دیشب شنیدم كه از همان آغاز جنگ همراه جوانان مسجد محل به گروه جنگ هاى نامنظم شهید چمران ملحق شدید.
مادرتان مى گفت در كنار این روحیه دفاع و شهادت، چنان مهربان بودید كه غذاى هر روز خودتان را با پیر مردى تنها تقسیم مى كردید. آقا اجازه! من دیشب در طاقچه اتاق شما، عكس نوجوانى تان را دیدم.
مادرتان آن قاب را برداشت و به سینه اش فشرد؛ درحالىكه اشك مى ریخت، گفت كه وقت اعزام هرچه كوشیده، جلوى رفتن شما را بگیرد، موفق نشده. شما هم به همان اندازه سعى مى كردید كارى كنید كه مادرتان با رضایت خاطر اجازه دهد، به جبهه بروید؛ از این رو مقابل مادر قرآن را گشودید و تفألى زدید؛ آیه « كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً » آمد. بعد به مادر رو كردید و گفتید كه آیا دوست دارد ایران هم مانند افغانستان در چنگال شوروى ها باشد؟
هر وقت از كوچه هاى محله شما در تهران رد مى شوم، دوازده آبان ۱۳۵۹ را به یاد مى آورم؛ همان روزى كه من غایب بودم و آتش خمپاره دشمن سر و شكم شما را درید و خونتان را روى نیمكت هاى چوبى مدرسه ریخت. اما آقا اجازه!؟ من فقط همان یك روز را غیبت كرده ام.
روحش شاد و يادش گرامي


