زندگینامه
آغاز حیات جاودان بعد از: ۲۲ سال ۹ ماه ۷ روز
نام پدر: سید یونس شغل پدر: کشاورز
نام مادر: زهرا تحصیلات حوزوی: سطح ۳
مذهب: شیعه عنوان: رزمی تبلیغی
تحصیلات کلاسیک: اول دبیرستان عامل جنایت: بعث عراق
سمت: مبلغ رشته: علوم اسلامی
نحوه شهادت: اصابت ترکش خمپاره مزار مطهر: گلزار شهدای گچساران
روحانی مجاهد سید علی اصغر تقوی پور در تاریخ سیزدهم خرداد ۱۳۴۲، در شهر گچساران دیده به جهان گشود. پدرش سید یونس، کشاورز بود و مادرش زهرا خانه داری می کرد. شهید سید علی اصغر تحصیلات خود را تا اول دبیرستان ادامه داد. سپس بدلیل علاقه به امور دینی و عشق به روحانیت جذب حوزه علمیه شد و به فراگیری علوم حوزوی تا سطح ۳ پرداخت. روحانی فعال و پرتلاش سید علی اصغر تقوی پور در تاریخ بیستم اسفند ۱۳۶۴، که با عنوان مُُبلغ در جبهه ها فعالیت فرهنگی می کرد در منطقه فاو عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید و روح پاکش به ملکوت اعلا پیوست.
پیکر پاک این شهید پس از تشییع توسط مردم شریف و ولایتمدار گچساران در گلزار شهدای این شهر در کنار همرزمانش بخاک سپرده شد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.

ویژگی های اخلاقی و رفتاری شهید به نقل از دوستان، همرزمان شهید
دوستانش می گویند بسیار خوش اخلاق، خوش رو و خوش برخورد بود. همیشه درب حجره اش به روی دوستان باز بود. زمان را به بیهودگی نمی گذراند. احترام به مردم و دیگران شیوه عملی شهید تقوی بود. ساده زیستی و قناعت، مردم دوستی و تواضع از خصوصیات بارز اخلاقی شهید بزرگوار بود.
بخشی از وصیت نامه روحانی شهید سید علی اصغر تقوی پور
اسلام احتیاج به نیرو دارد به فرمان امام خمینی (ره) میرویم تا شاید بتوانیم خدمتی بکنیم. اگر زندگیم حسین وار نبود شاید مرگم حسین وار باشد. هرکس فرمان امام خمینی (ره) را لبیک نگوید فرمان امام حسین (ع) را عمل نکرده است.
توصیه به پدر و مادر و مردم
پدر و مادر عزیزم، امیدوارم مرا حلال کنید و در قیامت پیش حضرت زهرا (س) روسفید باشید اگر شهید شدم برایم گریه نکنید برای امام حسین (ع) گریه کنید برای مظلومیت حضرت زهرا (س) گریه کنید.
پیام برای مردم و امت شهید پرور
پیام من برای امت شهید پرور این است که همیشه پشت سر امام خمینی (ره) باشید و هرچه امام خمینی (ره) بگوید عمل کنید اگر بچه هایتان خواستند به جبهه بروندجلوی آنها را نگیرید.
آنها را تشویق کنید چون الان اسلام احتیاج دارد و الان زمان، زمان امام حسین (ع) است هرکس فرمان امام را لبیک نگوید، فرمان امام حسین (ع) را لبیک نگفته است پس بشتابید و مطیع امام خمینی (ره) باشید و به امام لبیک بگویید.
خاطرات سپیده خواهر شهید از فعالیت های شهید
او که گلویش بغض گرفته بود و چشم اش تر شده بود، اینگونه روایت می کرد؛
قبل از انقلاب، موقعی که امام نیامده بود رنگ می خرید که روی دیوار شعار بنویسد، منافقین (مخالفین وساواکی ها) می گرفتنش! رنگ رو می ریختن روی سرش. با سر و روی رنگی می آمد خانه. خیلی اذیتش می کردن.
یه بار که مسجد شهیدان شلوغ شده بود، همان روزی که شهید بلادیان، کیامرثی و بقیه شهید شدند. من هم رفته بودم، برادرم زیر پا افتاده بود. فکر می کردم کشته شده. ولی بعدا برگشت خونه و تمام سرتاپاش خون شده بود. هر چقدر اعلامیه توی خانه می انداختند که تظاهرات نکنید و بیرون نیایید، دوباره می رفت خیابون و در تظاهرات شرکت می کرد.
کلاس پنجم بود که رفت قم طلبگی بخونه که از همانجا رفت جبهه. بهش می گفتیم نرو جبهه، شهید می شی، هیچکس سراغی از ما نمی گیره.
می گفت: من برای انقلاب و امام میرم، برای خدا میرم، نه برای کسی.

