تاريخ و محل ولادت : ۱۳۲۱/۰۵/۰۷ – روستای دادانه
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۶/۰۷/۲۴ – روستای دادانه

زندگينامه
نام پدر: سید محمد نام مادر: فرشته
تحصیلات حوزوی: سطح دو نحوه شهادت: ترور توسط ضد انقلاب
مزار مطهر: روستای دادانه
شهید سید طاها مشایخی فرزند مرحوم حاج سید محمد دادانه در روز هفتم مرداد ماه ۱۳۲۱ چشم به جهان گشود و در سن هفت سالگی نزد پدرش قرآن مجید فرا گرفت و به خواندن و حفظ آن مشغول شد.
وی شاگردی بسیار تیزهوش و فعال بود و در میان هم قطارانش ممتاز از همه شد زیرا حافظه ای عجیب داشت و مطالبی که می خواند زودتر در ذهنش جا می گرفت چون در خانواده مذهبی به دنیا آمده بود به همین جهت او را به یادگیری آداب و تعالیم اسلامی بیش از پیش تشویق می کردند، این بود که در زادگاه خود در محضر درس مرحوم ملا علی نحوی حاضرگردید و تعالیم دینی را فرا گرفت و برای مدتی نیز به روستاهای همجوار جهت تعلیم می رفت و می کوشید تا بر حجم معلومات خود بیفزاید تا شاید بتواند در آینده اقشار و توده بی سواد مردم را از جهل بی سوادی نجات و آنها را به سوی حق و حقیقت سوق دهد. شهید در اوان نوجوانی در خدمت ملا سید رئوف حسینی و ملا اسماعیل بیانی و… کسب علم می کرد و مدتی در مسجد جامع در نزد استادان آن زمان علم می آموخت زمانی که به سن ۲۰ سالگی رسید پدرش برای همیشه جهان را وداع گفت و او به مرحله دیگری از زندگی می رسد؛ زیرا مسئولیت و سرپرستی بچه های صغیر کار آسانی نبود.
شایستگی و لیاقت و شیرین سخنی و نیز شرم و حیای او در میان عامه مردم عیان و روشن بود مسلمانان آگاه را دوست می داشت روحانیون و ماموستاهای متدین در این محبوبیت در اولویت بودند و به سینه ها و قلبهای آنانی که مملو از ایمان و قرآن بود علاقه وافری داشت خود نیز
آیات فراوانی را حفظ داشتند. نا گفته نماند ایشان نه تنها زر و زور و تزویر را دوست نداشت بلکه با کسانی که با این مثلث شوم رابطه داشتند به مبارزه می پرداخت و علیه آنها قیام می کرد زیرا پیش از هر چیز شرف و حیثیت برای او ملاک عمل بود نه ثروت و مقام.
شهید سید طاها مشایخی زمانی که انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام به پیروزی رسید مبارزات خود را بیشتر ادامه داد انقلاب اسلامی را دوست داشت و با گروهک ها درگیر شد چون آنها می خواستند به بهانه خود مختاری مردم ساده و نا آگاه را وارد معرکه کنند و این بود که بسیاری از فرزندان این خطه رنج دیده را سوزانده و به رگبار گلوله بستند و او نیز هر بار به عناوینی مختلف تحت عنوان کرد فروش مورد تهمت قرار می گرفت اما هدف او زنده نگه داشتن اسلام عزیز بود و خستگی را به خود راه نداد و به وظیفه خود که همان امر به معروف و نهی از منکر بود جامه عمل پوشید.
پیام شهید
بندگان خدا! بدانید که خداوند همگان را به عدل و احسان و بخشش به خویشاوندان امر می کند و از فحشا و زشتی و گناه بر حذر می دارد، شما را پند می دهد شاید پند گیرید.
خداوند من و شما و همه مسلمانان را خیر و افزونی دهد!
گلبرگ خاطره
وقتی روستای ما با همت و جانفشانی رزمندگان اسلام پاكسازی گردید، ایشان در شهر طاقت نیاوردند. می گفتند: مردم روستا حالا به وجود من نیاز دارند و باید در میان آنها باشم.
الان وقت خدمت كردن به اسلام و مسلمانان است. نباید اجازه داد مردم فریب ضد انقلابیون را بخورند.
ایشان با خانواده به روستا مراجعت كردند. در این دوره نیز چند بار دیگر ضد انقلابیون با نامه و پیغام ایشان را تهدید به مرگ كردند تا اینكه یك شب بعد از نماز عشاء ضد انقلابیون خانه ما را محاصره كردند و ایشان را كشان كشان به بیرون از خانه بردند. پدرم با دست خالی با آنها درگیر شد ولی در مقابل آنها كه مسلح بودند نتوانست كاری انجام دهد و ایشان را به شهادت رساندند.
بازتاب این عمل وحشیانه آنها در میان مردم، خیلی به ضررشان تمام شد.
فرزند شهید
روحش شاد و يادش گرامي

