سید شهاب الدین حسینی

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

سید شهاب الدین حسینی

تاريخ و محل ولادت : ۱۳۳۱/۰۱/۰۱ – روستای کول شهرستان دیواندره
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۳/۰۶/۰۸- روستای کول شهرستان دیواندره

زندگينامه

نام پدر: سیدسعدالدین    نام مادر:فاطمه
شغل پدر: کشاورز    تحصیلات حوزوی: سطح دو
مزار مطهر: روستای کول شهرستان دیواندره

 

سید شهاب الدین حسینی، اول فروردین ۱۳۳۱ در روستای کول شهرستان دیواندره به دنیا آمد، پدرش سید سعد الدین از روحانیان مؤمن و متعهد منطقه بود، تحصیلات مقدماتی را نزد پدرش فرا گرفت.

از ده تا چهارده سالگی، در مدرسه دولتی شهرستان دیواندره تحصیل کرد، پس از آن به کول بازگشت و همراه پدرش به کشاورزی پرداخت و ضمن کار کشاورزی از دانش و معلومات پدر روحانی خویش بهره مند می شد.

سید سعدالدین وقتی که فرزندش بیست و یک ساله شد درگذشت. مردم روستای کول، سید شهاب الدین را که اصول و مبانی فقهی مذهب امام شافعی را آموخته بود به جای پدر، به عنوان امامت جمعه و جماعت خویش برگزیدند.

سید شهاب الدین به ارشاد و هدایت مردم پرداخت و آنان را از فساد و تباهی دربار و کانون های مختلف قدرت شاهنشاهی آگاه کرد و روح امید را در دلهای آنان برای برپایی حکومت اسلامی زنده کرد، پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تحقق حکومت اسلامی برای استقرار حکومت جمهوری اسلامی در منطقه کردستان تلاش کرد و در مقابل معاندان جمهوری اسلامی قد برافراشت و با تمسک به آیات و احادیث، به مبارزه با گروهک ها پرداخت و ذهن مردم را از تشکیک های آنان رها و تبلیغات گروهک ها را برای فریب مردم بی اثر ساخت.

کردار و گفتار سید شهاب الدین حسینی سبب که گروهک ها و افراد ضد انقلاب نسبت به او کینه عمیق بورزند، او را از منزلش ربودند لیکن پس از دو ماه بر اثر فشار مردم مجبور شدند او را در قبال مبلغ هنگفتی پول آزاد کنند، شهید پس از آزادی از بند گروهک ها، باز هم به مبارزه خود علیه آنان ادامه داد.

وقتی نامسلمانان منافق عزم او را در مبارزه استوار دیدند و از تهدیدات خود طرفی نبستند، هشتم شهریور ۱۳۶۳ او را دستگیر کردند و به خارج از روستا بردند و با شلیک چند گلوله به شهادت رساندند.

مردم پس از چند ساعت پیکر پاک در خون و خاک خفته اش را برداشتند و در مزار روستای کول به خاک سپردند.

از شهید یک پسر به یادگار مانده است.

خاطره

سید شهاب الدین از کودکی با قرآن کریم انس داشت. در کنار پدرش به دعا و نماز می ایستاد و به صفای دل و روح خود می پرداخت و این انس و صفا را تا پایان عمر خود حفظ کرد. مردم را به راه راست هدایت می کرد، برای جوانان کلاس های درس در مساجد دائر کرده بود و آنان را با قرآن کریم آشنا می ساخت.

مردم روستای کول وقتی بر سر چیزی اختلاف می یافتند داوری منصف و محکمه ای عادل داشتند؛ با وجود سید شهاب الدین این اختلاف ها زیاد طول نمی کشید و زود پایان می یافت.

نسبت به کوچک و بزرگ روستا ادای احترام می کرد و مردم نیز او را عزیز و محترم می داشتند از این روی بود که وقتی در بند گروهک ها قرار داشت مردم فقدان او را سخت و ناگوار دیدند و پول های خود را جمع کردند و به منافقان دادند تا وی را آزاد کردند.
نقل از خانواده شهید

 

روحش شاد و يادش گرامي

پیمایش به بالا