زندگینامه
آغاز حیات جاودان بعد از: ۲۵ سال ۴ ماه ۵ روز
وضعیت تأهل: متأهل نام پدر: سید بیت الله
شغل پدر: کشاورز نام مادر: ماه سلطان
مذهب: شیعه تحصیلات حوزوی: سطح دو
نحوه شهادت: اصابت گلوله هنگام تظاهرات علیه رژیم شاهنشاهی
عامل جنایت: رژیم طاغوت مزار مطهر: زادگاهش
روحانی شهید سید علی نورالدینی از طایفه سادات امامزاده نورالدین (ع) در جوار این امامزاده با بركت در حومه شهرستان دهدشت در تاریخ سوم شهریور ۱۳۳۲شمسی در روستای دم عباس از توابع شهرستان دهدشت دیده به جهان گشود. پدرش بیت الله و مادرش ماه
سلطان نام داشت. عشق به امام خوبی ها امام علی (ع) سبب گردید كه نام فرزند عزیزشان را علی بگذارند.
دوران رشد و نمو اولیه زندگی خود را در حال و هوای زندگی عشایری سپری نمود.
سادات مذكور كه در محل زادگاه شهید حدود سیصد خانوار بودند كه بر اثر بی توجهی رژیم منحوس و منحط پهلوی به مناطق عشایر در سن یازده سالگی راهی دبستان شد كه دبستان یاد شده در هفت كیلومتری زادگاه شهید بود.
شهید سید علی تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. و چون عشق و علاقه زیادی به دین مقدس اسلام داشت به اطاعت از فرامین اجدادش
(الُطُبوا العِِمَلَ مِِنََ المََهدِ إلََى اللَّحْْدِِ) راهی حوزه علیمه شهرستان بهبهان گردید. در آن زمان حوزه علمیه كهن بهبهان همچون دیگر حوزه های علمیه شیعه از پویایی و شور و نشاط خاصی برخوردار بود. لذا سید علی در این حوزه مقدس بنا به ارشاد اساتید و معلمین اخلاق سالهای نوجوانی را همراه تهذیب نفس و تحصیل علوم اسلامی، به جوانی رساند.
شهید سید علی دروس حوزه را تا سطح ۲ و اتمام لمعتین و اصول فقه ادامه داد و در کنار کسب علوم حوزه به سنت اجداد طاهرینش به امر تبلیغ اسلام و علوم اهل بیت (ع) و هدایت مردم مومن ومسلمان هم مشغول بود.
روحانی شهید سید علی نورالدینی، درسال ۱۳۵۳ ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. روحانی شهید سیدعلی نورالدینی با روحیه انقلابی به فرمان امام خمینی (ره) در همه تظاهرات ها و راهپیمایی ها شرکت و بر علیه رژیم جبار پهلوی روشنگری و فعالیت میکرد. این شهید سرافراز در تاریخ ۸ دی ماه سال ۱۳۵۷ دربحبوبه انقلاب و راهپیمایی ها قبل از پیروزی و به ثمر رسیدن نهضت امام خمینی (ره) درمصاف و درگیری با عوامل شاه وساواک در بهبهان به شهادت رسید و در روستای زادگاهش دم عباس بخاک سپرده شد و قبر شریفش زیارتگاه عاشقان انقلاب و مردم شریف و مسلمان منطقه گشت.
روحانی شهید سید علی نورالدینی هفتمین شهید صدر انقلاب و اولین شهید روحانیت استان کهگیلویه و بویراحمد است که توسط عوامل رژیم پهلوی بر اثر اصابت گلوله عوامل رژیم در بهبهان به شهادت رسید.
روحش شاد و یادش ماندگار.

ویژگی های اخلاقی شهید
اخلاص و پاكی نیت از همان اوان طلبگی در اعمال و رفتار این جوان سید وارسته متبلور بود این دانشجوی مكتب امام صادق (ع) با نماز شب انس و الفت تماشایی داشت و از عبادات شبانه لذت میبرد كه در آنجا مورد توجه استادش مرحوم شهید بخردیان قرار گرفت.
شهید نورالدینی از نظر اخلاق طوری بود كه با هر كس كه نشست و برخاست داشت مجذوب ایشان میشد، زیرا خوش خلق و خوشرفتار بود، همیشه این سخن امیرالمؤمنین ورد زبانش بود : وَ لاَ یمکنُ الفِرَارُ مِن حُکومتك و لاَيِّ الامور اليكَ اشكو و همیشه به رفقایش توصیه می نمود كه به موقع نماز بخوانید، اهمیت به درس بدهید و مستحبات را ترك نكنید.
یکی از دوستان همراهش در مبارزات انقلابی نقل می کند:
از نظر مبارزاتی شهید نورالدینی همیشه و در هر جا تظاهرات به پا میشد عضوی از آن افراد بود و در جلو جمعیت بود و به نوكران و جیره خواران شاه آمریكایی و آمریكای جنایتكار لعن و نفرین می نمود و مرگ بر آنها میگفت. در محرم سال ۱۳۵۷ که نهضت اسلامی ایران به رهبری زعیم عالیقدر علم تشیع نایب الامام مرحوم امام خمینی (ره) انقلاب به اوج اعلا رسیده و پایه رژیم خون آشام شاه مخلوع به لرزه افتاده بود توسط گروه حزب الله اعلامیه با حلول ماه محرم رهبر انقلاب رسید و مرحوم امام سفارش زیادی فرموده بودند كه طلبه ها به شهرستان ها و دهات بروند و جنایت این پدر و پسر را كه به مردم و اسلام روا داشته اند، افشا نمایند و مردم را روشن كنند.
پس از فرمان امام خمینی (ره) شهید سید علی نورالدینی به روستاهای اطراف بهبهان رفت و بی مهابا و شجاعانه به افشای چهره رژیم می پرداخت. در موقع برگشت در كنار پاسگاه ژاندارمری كه سر راهمان بود شعار مرگ بر شاه را سر دادیم. سرباز نگهبانی كه بالای پاسگاه بود پایین رفت بنده به شهید گفتم سرباز حتماًً جریان شعار گفتن خودمان را به رئیس پاسگاه میگوید.
اگر رئیس پاسگاه فرستاد برای خودمان تكلیف چیست؟ پیشنهادش این بود همین كه رئیس پاسگاه رسید او را خلع سلاح كنیم و بكشیم چون در واقع خیلی ناراحت بودیم برای اینكه تازه از رادیو شنیده بودیم كه آیت الله نوری را شهید نمودند. ظهر بود كه پیاده شدیم برای ناهار یك سرباز آمد و با لحن تندی گفت رئیس پاسگاه گفت سادات نورالدینی بیایند پاسگاه. ابتدا شهید نوالدینی گفت برو به او بگو ما نمی آییم چون دعوایی نكردیم كه كسی از دستمان شاكی باشد سرباز گفت اتفاقاًً رئیس پاسگاه از دستتان شاكی است! شهید گفت چرا؟ سرباز گفت برای اینكه توهین به شاه كردید. شهید گفت همه مردم مرگ بر شاه گفتند ما هم گفتیم. سرباز به شهید توهین نمود شهید نورالدینی همچون شیری خشمگین شد دست بر چوبی برد و به سرباز پاسگاه زد.
نحوه شهادت
در محرم سال ۱۳۵۷ شهید سید علی به همراه گروهی از روحانیون برای تبلیغ به منطقه دهدشت رفته بودند؛که به وسیله مزدوران دربار و خوانین خائن وابسته دستگیر شدند ولی (سید علی نورالدینی) توانست از حصار مأمورین بگریزد و خود را به بهبهان برساند. تا وقتی كه
شهید نورالدینی شهید شد تظاهراتی نبود كه در آن شركت نكرده باشد و سرانجام در روز ۲۸ محرم سال ۱۳۵۷ روز جمعه ساعت ۱۰:۳۰ در حالی كه جلوی دژخیمان رژیم یكی از بچه ها به ضرب گلوله افتاد و این سید علی بود که به سر سپردگان نهیب زد و فریاد میکرد كه چرا به
خاطر یك نفر (شاه) مردم را از بین میبرید او نوكر بیگانه است و مرگ بر شاه و اربابانش میگفت كه تیر خورد و به فیض عظمای شهادت نائل آمد و بدن پاكش را با هزار زحمت شبانه از رژیم پس گرفتیم. خون پاك او كه به دریای جوشان خون سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین (ع) متصل شده بود خون این سید روحانی شهید در رگهای جوانان برومند آن سامان جاری شد بدین سان اولین شهید شهرستان دهدشت بر فراز دستان غیرت و دیانت تشییع شد جسم او را به خاك و یادش به د لها سپرده شد. از شهید نورالدین یك دختر به جا مانده
كه در آن وقت یك سال بیشتر نداشت.

