سیدحسن بکائی باغی آبادی

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

سیدحسن بکائی باغی آبادی

تاريخ و محل ولادت : ۱۳۳۹/۰۱/۰۲ – یزد
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۰/۰۲/۰۹ – سوسنگرد

زندگينامه

آغاز حیات جاودان بعد از : ۲۱ سال ۱ ماه و ۷ روز
نام پدر: سید علی اکبر    نام مادر: بی بی صدیقه
وضعیت تأهل: مجرد    شغل پدر: مغازه دار
مذهب: شیعه    تحصیلات کلاسیک: دوم دبیرستان
تحصیلات حوزوی: طلبه سطح یک حوزه    سمت: فرمانده دسته
عنوان: پاسدار    نحوه شهادت: ترکش خمپاره به سینه و کتف
مزار مطهر: امامزاده سیدجعفر(علیه السلام) یزد

 

دوم فروردین ۱۳۳۹، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش سید علی اکبر، خواربارفروش بود و مادرش بی بی صدیقه نام داشت. تا سوم متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند . سپس به فراگیری علوم دینی و حوزوی تا سطح (مقدمات) پرداخت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. نهم اردیبهشت ۱۳۶۰، با سمت فرمانده دسته در سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سینه و کتف، شهید شد. مزار او در امامزاده جعفر زادگاهش واقع است.

 

پدر شهید می گوید: بعد از انقلاب از اولین نفراتی بود که در تشکیل سپاه حضور داشت. وقتی در مرزهای سیستان و بلوچستان در مقابله با اشرار زخمی شد به تهران منتقل گردید و بعد از بهبودی، در کردستان به نبرد با دشمن بعثی پرداخت. هنگام سقوط قصرشیرین از آخرین
افرادی بود که از شهر بیرون می رفتند. او نیز همچون شکوفه های دیگر انقلاب، به مقابله با بنی صدر پرداخت سرانجام گل های حقیقت با عزل بنی صدر به بار نشست. بعد از آن سیدحسن عازم سوسنگرد شد و ما هر روز، به انتظار آمدنش دعا می کردیم. یک شب به دیدنم آمد، نگاهش مثل همیشه پر بود از صداقت و عشق و از کلامش سبزترین و روحانی ترین نواها برمی خواست.
نگاهش را به گل قرمز گلدان شمعدانی دوخت و گفت: پدر جان از راه دوری آمده ام تا یک بار دیگر شما را ببینم و حلالیت بطلبم.

وصیت نامه

به نام خدا بخشنده مهربان به نام خدای در هم کوبنده ستمگران سلام بر امام امت خمینی کبیر سلام بر امت قهرمان ایران پدر و مادر مهربان این وصیت نامه من قبل از شهادت است قبل از اینکه این سعادت نصیبم شود شروع کردم و امیدوارم بتوان با یک پیروزی کامل یا جزئی برای خدا و اسلام و قرآن جان پرارزش ؟ آفریننده خد تسلیم نمایم مادر جان هر موقع به یاد من افتادی و خواستی گریه کنی و یا اینکه بر سر قبر من بیایی بر آن لحظه به فکر کربلای حسین باشی که چگونه زینب بر سر نعش برادر غرق به خون خود رفت و تو پدرم درود من به تو که چونان ابراهیم فرزند خویش را به فرمان خدای بزرگ به قربانگاه فرستادی پدر بدان آگاه باش که انسانیت هرگز از فرمان خدا سرباز نمیزند و مرگ در راه خدا را جز سعادت نهاد و شهادت را بهترین نعمتهای خداوند میداند آرزو ؟ تا بفهمد اسالم و آنهم اسلام راستین فقط ؟ پیروی از خط امام خمینی میباشد و پس آرزو دارم هنگامی که شهید میشوم ضربه ای به دشمن زده باشم ؟ فراموش ناشدنی دشمن بداند عاشقان شهادت تا دمار از روزگار مزدوران آمریکایی و از اطرافیان در نیاورم ساکت نخواهم نشست و این دشمن خون خوار بداند که تا زمانی که ؟ هیچ خائنی نمیتواند که یک وجب  از خاک ایران کشور اسلامی تجاوز کند شما برادران پاسدار با عزمی  راسخ بر قلب دشمن حمله ببرید و آنها را شکست دهید زیرا ؟ دشمن بکشید پیروز میشوید و اگر کشته شود باز هم پیروز میشوید از ؟ امام امت خمینی و در آخر از امت قهرمان ایران میخواهم که دست از ولایت فقیه بر ندارند پدر و مادر و برادران عزیزم و خواهر مهربان از شما میخواهم مرا ببخشید
برقرار باد جمهوری اسلامی ایران به رهبری خمینی کبیر نابود باد دشمنان خونخوار اسلام
به امید پیروزی نهایی اسلام ۱۳۶۰/۱/۱۴

 

فیلم معرفی و وصیت نامه شهید سیدحسن بکائی باغی آبادی به نقل از سایت خط شکنان

👆 برای مشاهده روی لینک بالا کلیک فرمائید 👆

روحش شاد و يادش گرامي

تصاویر شهید سیدحسن بکائی باغی آبادی در کنار همرزمانش

پیمایش به بالا