تاريخ و محل ولادت : ۱۳۲۶/۰۸/۰۱ – روستای ذلکه
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۸۴/۱۰/۲۴- روستای ذلکه

زندگينامه
نام پدر: احمد شغل پدر: کشاورز نام مادر: پریشان
تحصیلات حوزوی: سطح دو مزار مطهر: روستای ذلکه
ملا سعید خوش منظر به سال ۱۳۲۶ در یک خانواده مذهبی و متدین از روستای ذلکه علیا دیده به جهان گشود. پدرش احمد و مادرش پرشیان از اکراد ایل جلالی و طایفه حسنو خلف بود.
او در همان اوایل کودکی پدرش را از دست داده بود و مادرش سرپرستی اش را عهده دار می شود که پس از مدتی به دلیل شرایط بد زندگی و سختی روزگار و عدم توجه نزدیکان پدری بالاجبار سرپرستی اش را به برادر ناتنی بزرگش واگذار و به خانه پدری خود می رود. درمدت کوتاهی که تحت سرپرستی برادرش بوده در خانه وی به بیماری سرخک مبتا می گردد که به علت عدم توجه لازم به سلامت جسمانی وی و نبود امکانات پزشکی در روستای محل زندگی اش در دوران رژیم گذشته به محض بهبود یافتن نسبی بستر بیماری و خانه برادرش را ترک و همراه شخصی به نام جعفر از طایفه مذکور به ترکیه عزیمت می نماید.
هدف سعید از عزیمت به ترکیه ضمن رهایی از وضعیت نابسامان زندگی، رسیدن به آرزوی همیشگی خود یعنی آموختن دروس دینی و مذهبی بخصوص قرآن کریم بود که در زمان رژیم پهلوی به خاطر بی توجهی به مسائل دینی دست یابی به این اهداف ممکن نبود.
هنگامی که وی در شهر ایغدر ترکیه مشغول آموختن درس دینی در نزد یکی از روحانیون شهر بود، به وسیله مامورین دستگیر و روانه زندان می شود.
در درون زندان نیز همواره به سعی و تلاش خود در این زمینه ادامه داد. بعد از آزاد شدن از زندان وی که جو حاکم بر ایران را برای دست یابی به اهداف مذهبی خود مناسب نمی دید به شهرهای قادس و آیدین ترکیه عزیمت و در آنجا تحصیلات دینی خود را تکمیل نمود.

به تبع این فشارهای گروهک پژاک منشعب از پ.ک.ک که فعالیت های خود را در لباس و زبان کردی با ادعای دروغین دفاع از حقوق ملت کرد علیه اسلام و انقلاب و قرآن شدت بخشیده و به آزار و اذیت و اخاذی از مردم می پرداختند به اتفاق حامیان ضدانقلابی و داخلی خود که ملا سعید را یکی از موانع اصلی برای رسیدن به اهداف شوم خود می بینند طی یک توطئه حساب شده در تابستان سال ۱۳۸۴ وی را ربوده و به اسارت می برند و حتی در این عمل وقیحانه پا را نیز فراتر نهاده و در اقدامی غیرانسانی و مزدورانه اقدام به ربودن دخترش می نمایند.
ضد انقلاب به شرط باج دهی و دست کشیدن از فعالیت های انقلابی و مذهبی و تبلیغ به نفع آنها، او را آزاد می کند. این اقدام بی شرمانه آنها و ربودن دختر وی علاوه بر آنکه هیچ نتیجه ای برای آنها نداشت بلکه عزم ملا سعید خوش منظر را در پایبندی به موازین اسلام و انقلاب و نظام راسخ تر می نماید.
دشمنان مایوس تر از همیشه این بار درصدد به شهادت رساندن وی برآمدند به گونه ای که چندین بار به این قصد خانه وی را شبانه محاصره نموده و ضمن ایجاد رعب و وحشت بین اهالی و خانواده او به خانه ی وی وارد می شوند اما هربار با مقاومت سرسختانه ملا سعید و اطرافیانش قرارگرفته و ناگزیر به ترک محل می شوند. اما سرانجام در تاریخ ۲۴ دی ماه سال ۱۳۸۴ زمانی که ملا سعید به همراه فرزند و همسرش به منظور بردن هدیه ی عیدانه ی عروس خود به روستای شوریک بورالان می روند، چندین نفر از افراد مسلح مرد و زن گروهک پژاک که بدون کوچکترین توجه و احترام به عرف و عادت موجود بین ملت کرد با رعب و وحشت به خانه پدر عروس وارد شده و به صورت وحشیانه ملا سعید را در جلوی چشمان فرزند و عروس و خانواده عروسش با پای برهنه و بدون پیراهن در برف و سرمای شدید زمستان از خانه خارج و بعد از شکنجه های وحشیانه و غیرانسانی و بریدن چند عضو از اعضای بدنش از جمله گوش و دست
وی در آخر با ضرب گلوله او را به شهادت می رسانند و پول نقد و سایر اشیایی را که شهید برای مهریه عروس خود به همراه داشت به غارت می برند. پیکر پاک ملا سعید را برای قدرت نمایی بر سر راه چندین روستا می گذارند. پیکر پاک شهید با خیل عظیم مردم و مسئولین منطقه تشییع و در قبرستان روستای ذلکه علیا آرام می گیرد.
روحش شاد و يادش گرامي
