زندگینامه
نام پدر: احمد
کدملی: ۲۶۶۸۱۹۱۲۲۱
محل تولد: گیلان-فومن تاریخ تولد: ۲۰ / ۱۰ / ۱۳۴۹
تحصیلات غیرحوزوی: دیپلم تحصیلات حوزوی: سطح ۱
حوزه علمیه: جامعه الزهرا سلام الله علیها تاریخ شهادت: ۱۷ / ۰۸ / ۱۳۹۰
محل شهادت: جاده سامرا-بغداد نحوه شهادت: بمب گذاری گروهک تروریستی
مرقد مطهر: گیلان-فومن
شهیده زهرا دقیقی خدا شهری
وقتی دیپلم اش را گرفت وارد حوزه علمیه رشت شد. کشاورز زاده بود و بوی شالی را خوب می شناخت. چند سالی از ورودش به حوزه
نگذشته بود که با روحانی جانباز هفتاد درصد ازدواج کرد. روح لطیف زهرا به زندگی با همسر جانبازش زیبایی چندانی داده بود. توسل و
توجه او در نوشته هایش به آقا امام زمان (عج) از خلوص او نشانه های زیبایی به جا گذاشته.
مناجات با امام زمان (عج)
نوشته بود:
« آقا! دوست دارم گوشه ای بنشینم و زیر لب صدایت کنم.
چشمانم را به گوشه ای خیره کنم تو هم مقابلم بنشینی و متوجه ات شوم. هی نگاهت کنم؛ آنقدر که از هوش بروم بعد به هوش بیایم و ببینم سرم روی دامن شماست. حس می کنم بوی خوش از نسیم تنت به مشامم می خورد . آنوقت احساس می کنم وصال حقیقی عاشق و معشوق روی داد.
بعد وعده شهادت را بدهی و من خودم را نشسته بر بال ملائک احساس کنم و بشنوم که به من وعده شفاعت و هم سفره ای با خودت را بدهی آنوقت با خیال راحت از آتش عشق، مثل شمع بسوزم و آب شوم و هلاک شوم و جان دهم. »
و همین روح تسلیم شده به امام زمان (عج) بود که وقتی از او پرسیدند که چرا زندگی ات را به پای جانباز شیمیایی هفتاد درصد ریخته ای و حالا دو فرزند هم از او داری پاسخ داد:
«مگر دوست نداری که با یک شهید گفتگو کنی؟ با یک شهید زندگی کنی؟ من در هرلحظه از زندگی با همسرم به سرزمین شهادت
می روم. به دشت های سبز ایمان می روم. به سرخی شفق می روم به قله توحید می روم. ما باهم از چشمه های وحدت می نوشیم. من با او به جهاد می روم. من با او به جهاد اکبر می روم. من با او به نبرد اهریمن نفس می روم. »
و این زبان و این گفتگو، راهی جز شهادت نداشت.

شهادت
در سفر کربلا و زیارت در سامرا، در سن ۴۱ سالگی بر اثر انفجار بمب در حرم مطهر ، مقابل چشم های همسر و فرزندش به شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش پس از انتقال در زادگاهش آرام گرفت.
روحش شاد و شادش گرامی
