تاريخ و محل ولادت : ۱۳۱۳/۰۴/۰۹ – روستای گرده سور از توابع پیرانشهر
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۳/۰۸/۲۵ – روستای سیلوه

زندگينامه
نام پدر: محمد نام مادر:حلیمه
شغل پدر:کشاورز تحصیلات حوزوی: سطح دو
مزار مطهر: گلزار شهدای روستای گرده سور
رضا درسال ۱۳۱۳ در روستای گرده سور از توابع پیرانشهر در خانواده ای كه همه بزرگانش و پیشكسوتان و بزرگمردان شریعت و طریقت بودند، چشم به جهان گشود.
ایشان از همان اوان كودكی از فضای خانواده كه عطر ایمان و معرفت متصاعد می شد، بهره ها برد و به واسطه هوش سرشار و نبوغ وافر خود از محضر این آگاهان به علم و ایمان خوشه ها چید.
وی پس از پشت سر گذاشتن مرحله نوجوانی و جوانی كه در آن زمان همواره از محضر اساتید مستفیذ می شدند، در زمینه علوم و تعالیم اسلامی تبحر یافتند.
او تحصیلات حوزوی را در زادگاهش شروع کرد. به پیروی از سنت رسول خدا (ص) ازدواج نمود و یاوری برای خود برگزید.
وی با اعتقادی راسخ و ایمان دائم و استوار، اخلاقی نیكو، فروتنی و تواضع كه همه ابعاد وجودی او را در بر گرفته بود و با آگاهی تمام از چنین رسالتی در این راه قدم گذاشت. لذا بنا به رسالت خطیرش، فضای خاموش و سیاه جامعه، در نظر دیدگانش ناخوشایند و كدر جلوه نمود.
او قبل از انقلاب با قامتی استوار علیه رژیم فاسد پهلوی، قد علم نمود، جراحاتی كشنده بر رخسار كریه آن وارد نمود.
بعد از انقلاب، شهید والامقام، با پیروی از سید مرسلین، علیه انسان های باقی كه خود را حامیان مردم می نامیدند، ظاهر شده و به افشاگری مفاسد و ظلم و جور گروهك ها و ضد انقلاب پرداخت.
او عاشق امام و طرفدار صدیق نظام بود، بدون ترس و واهمه از شهادت، همواره رشته های ضد انقلاب را در منطقه پنبه می کرد. چندین بار زندانی و شکنجه اش کردند تا زبان سرخش را خاموش کنند، اما هیهات که زبان حق گوی مجاهد ربوبی را نمی توان با تهدید خاموش کرد.
روزی حزب منحله دمکرات مردم روستا را در مسجد محل جمع کردند و در تضعیف جمهوری اسلامی سخنرانی کردند شیخ رشیدی از جا بلند شد و با رشادت تمام اراجیف آنها را، دلیل و برهان تکذیب کرد.
برای اینکه او را مثل بعضی از روحانی نماها بلندگوی اهداف شوم خود گردانند، تهدید به قتل کردند وی که در آتش اشتیاق شهادت چونان پروانه شیدا می سوخت در جوابشان گفت : عاقلان هرگز مرغابی را به آب تهدید نمی کنند و عاشقان شهادت را با مرگ که پیوستن قطره به دریای ربوی است نمی توان از طی طریق کمال باز داشت.
ایشان بعد از سالها مجاهدت و تلاش برای پیشبرد انقلاب اسلامی و انتشار دین مبین اسلام، سرانجام در تاریخ ۲۵ / ۸/ ۱۳۶۳ در روستای سیلوه توسط ضد انقلاب ترور شد و شربت شیرین شهادت به سر كشیده و به درجه رفیع شهادت نائل گردید و سرمستانه به حریم معشوق ازلی و جوار حق تعالی شتافت.
پیکر مطهرش پس از تشییع با شکوه مردم انقلابی و ولایت مدار مردم پیرانشهر در گلزار شهدای روستای گرده سور در زادگاهش آرام گرفت .

پیام شهید
به ملت عزیز ایران عرض می نمایم که با جهاد و کوشش و اطاعت از ولایت فقیه راه شهیدان را ادامه داده و این را هم بدانید که امروز حساس ترین مقطع تاریخ اسلام در شرف تعیین است و اگر خدای نکرده نتوانید این امانت را حفظ نمائید، به بلایی از جانب خداوند دچار می شوید که دیگر پشیمانی سودی ندارد.
خاطره
به هیچ عنوان با ضد انقلاب سازگاری نداشت و در مورد تأمین آب و برق و عمران روستا با دولت همكاری نزدیك داشت. به حضرت امام (ره) و افرادی كه به جمهوری اسلامی خدمت می كردند، بسیار علاقه داشت.
همچنین به تدریس و خواندن قرآن علاقه داشت. رابطه اش با پدر و مادرم و پدر و مادر خودش بسیار محترمانه و صمیمی بود. به حدی برای تربیت فرزندان تلاش می نمود كه هم خانواده و هم همسایگان و مردم از ایشان بسیار راضی بودند. بزرگترین آرزوی شهید این بود كه پرچم اسلام در جهان برافراشته شود. به یاد دارم كه روزی سردمداران حزب منحله دمكرات به روستا آمده و مردم را در مسجد جمع كردند و بر علیه نظام جمهوری اسلامی تبلیغ می کردند كه پس از پایان سخنرانی آنان، شهید از بین جمعیت به پا خواسته و گفته های آنان را تكذیب كرده و هویت دروغین آنان را فاش نمود.
همسر شهید
روحش شاد و يادش گرامي
