رشید ریحانی

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

رشید ریحانی

تاريخ و محل ولادت : ۱۳۳۵/۰۲/۰۱ – روستای درگاه شیخان
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۰/۰۳/۱۵ – روستای کانی سانان مریوان

زندگينامه

نام پدر: کریم    نام مادر: بهیه    تحصیلات حوزوی: سطح دو
عنوان: بسیجی    مزار مطهر: درگاه شیخان مریوان

 

یکم اردیبهشت ماه سال ۱۳۳۵ در روستای درگاه شیخان از توابع شهرستان مریوان استان کردستان در خانواده ای متدین و زحمتکش متولد شد، سایه پدرش ” کریم ریحانی” بر سر او دیر نپایید و در طفلی یتیم شد.

کودکی را با فقر و تنگدستی همراه برادر و مادرش به سر برد. مادرش او را بزرگ کرد و پروراند، به مادرش عاشقانه مهر می ورزید و او را تجسم وفا و فداکاری می شمرد، علاقه وی به کسب علم و شناخت قرآن به حدی بود که اولین بار در نزد ملا زاهد شاغل در مرکز بزرگ اسلامی مریوان درس خواند. سپس بمدت یک سالی بود که از روستای محل سکونتش به روستای کانی سانان برای کسب و تحصیل علوم دینی مجبور شده بود هجرت کند تنها اندوهش دوری از مادر بود، هر گاه فرصتی دست می داد به زیارت مادرش می شتافت تا از او درس محبت و صفا و ایمان بیاموزد. شکن های فقر و رنج بر گونه مادرش، او را نسبت به تجمل دنیا بیزار می ساخت، هنگام سختی ها صبوری می کرد تا خداوند به رحمت، دری به رویش بگشاید و فرجی
حاصل شود. نسبت به معلمان و کسانی که بر او حقی داشتند ادای احترام می کرد، خاموشی زینت او بود و اگر سخن می گفت جز رضای حق تعالی نمی جست.
شهید در”دوره سطح ۳″ مشغول به علم آموزی بود و در حالیکه در حجره علوم دینی روستای کانی سانان مریوان بود، بر اثر گلوله باران رژیم بعث عراق در روز پانزده خرداد ۱۳۶۰ در اثر اصابت ترکش گلوله توپ به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاک این شهید را به زادگاهش شیخان مریوان انتقال دادند و در آنجا به خاک سپردند.

پیام شهید

همه وقت خدا را در نظر داشته باشید. باغفلت عمر گرانبهای خود را نگذرانید. و دائما در فعالیت و کوشش باشید.

خاطره

هنگام سختی ها صبوری می کرد تا خداوند به رحمت، دری به رویش بگشاید و فرجی حاصل شود. نسبت به معلمان و کسانی که بر او حقی داشتند ادای احترام می کرد، خاموشی زینت او بود و اگر سخن می گفت جز رضای حق تعالی نمی جست. شهید ابتداء قرآن را در مسجد روستا ختم کرد.

علاقه وافری به شعر گلستان سعدی داشت و بسیاری از آن را حفظ بود. وقتی ازتحصیل فراغتی حاصل می کرد بخصوص روزهای جمعه به روستا می آمد. در کار کشاورزی به ما کمک می کرد و در نماز جمعه و جماعات روستا شرکت فعال داشت و در پشت بام مسجدکانی سانان مشغول مطالعه بود که در اثر گلوله باران رژیم عراق همان جا شهید شد.

 

روحش شاد و يادش گرامي

پیمایش به بالا