تاريخ و محل ولادت : ۱۲۹۴/۰۱/۰۱ – آذر شهر، تبريز
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۵۳/۰۵/۰۳- زندان ساواک، تهران

زندگينامه
وضعیت تأهل: متأهل نام پدر: عباس
نام مادر: ربابه تحصیلات حوزوی: اجتهاد
نحوه شهادت: بر اثر شکنجه های ساواک
عامل جنایت: رژیم منحوس پهلوی
مزار مطهر: دارالسلام
با تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی، غفاری همسو با برخی از علماء بر ضد آن سخنرانی و با صدور اعلامیه و ارسال نامه به برخی از علما به این لایحه اعتراض کرد.
در سال ۱۳۴۱ش، با رفراندوم «انقلاب سفید » مخالفت کرد. غفاری با امضای اعلامیه ای از تحریم عید نوروز سال ۱۳۴۲ش حمایت کرد.
بعد از واقعه فیضیه و حمله به طلاب در نوروز ۱۳۴۲ غفاری سخنرانی های تندی علیه حکومت ایراد کرد.
بعد از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲و دستگیری امام خمینی(ره)، تعدادی از روحانیان از جمله غفاری دستگیر و چهل روز بعد آزاد شدند.
غفاری در آبان ماه سال ۱۳۴۳ش علیه قانون اصلاحات ارضی سخنرانی کرده و مردم را به مخالفت با آن فرا می خواند. دو روز پس از سخنرانی در مسجد خاتم الاوصیاء (ص) توسط مأموران شهربانی دستگیر و زندانی شد در بازجویی از او می خواهند تا به امام خمینی (ره) توهین کند تا آزاد شود؛ غفاری هرگونه بی احترامی و توهین به امام خمینی (ره) را کفر می خواند.
پیروزی انقلاب اسلامی و استقلال و آزادی ملت بزرگ ایران، مدیون مجاهدان وبزرگ مردانی است که برای اعتلا و سربلندی ایران و تحقق جامعه و نظام اسلامی، در دوران اختناق ستم شاهی، فریاد آزادی و آزادگی سر داده و پرچم مبارزه و بیداری ملت را برافراشته و در راه تحقق حکومت عدل اسلامی، ایثارگرانه تمامی سختیها و وحشیانهترین شکنجهها را در زندانهای دژخیمان پهلوی به جان خریدند و هرگز از اصول انقلابی و اسلامی خویش منحرف نگردیده و مصداق آیه ٢٣ سوره احزاب بودند: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلاً»: «از ميان مؤمنان مردانى هستند كه آنچه را با خداوند پيمان بسته بودند، صادقانه وفا كردند (و خود را آمادهى جهاد نمودند)، برخى از آنان پيمانشان را عمل كردند (و به شهادت رسيدند) و بعضى ديگر در انتظار (شهادت) هستند، و هرگز (عقيده و پيمان خود را) تغيير ندادند!» بیشک یکی از این مجاهدان بزرگ، شهید آیتالله غفاری (ره) است که با تمام وجود، به میدان آمد و برای مبارزه با طاغوت پهلوی از هیچ تلاشی فروگذار نکرد، اما با این وجود، برای اغلب مردم مخصوصاً نسل جوان ما، ناشناخته است! این عالم شجاع، سالها به جرم حمایت از اسلام و ولی فقیه زمان و اعتراض به ظلم و ستم بر علیه ملت مظلوم ایران در زندانهای مخوف ساواک، تحت وحشیانهترین شکنجهها قرار گرفت، ولی حاضر نشد حتی بر روی کاغذ و در کلام، علیه امام امت و ملت ستمدیده ایران، سخنی بر زبان براند! و در آخرین بازجویی ساواک، با همان شجاعت و درایت همیشگی خود مینویسد: «تنها کسی که میتواند ایران را نجات دهد آیت الله خمینی است… و دشمن خمینی کافر است!» شهید غفاری، برخلاف شخصیت مبارزاتی خود که فردی استوار و سرسخت بود در بین مردم، دارای شخصیتی بسیار مهربان و دلسوز بوده که همواره یار و یاور مردم محروم و منشاء خیرات و خدمات زیادی در زمینههای مختلف اجتماعی بوده؛ و به راستی میتوان او را مصداق آیه ٢٩ سوره فتح دانست: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ…»: «محمد (ص) فرستاده خداست و یاران و همراهانش با کافران بسیار قویدل و سخت، و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربانند…» از دیگر خصوصیات این عالم ربانی میتوان به روح خداترسی و جلوههای زیبای معنوی ایشان اشاره کرد تا جایی که به شهادت همراهان او، حتی در شبهای سرد و سخت زندان و با دست و پای مجروح و تن تبدار با زحمت زیاد وضو گرفته و تا حوالی صبح با خدای سبحان راز و نیاز مینمود! این عاشق عارف و مجاهد نستوه، پس از ١٣ سال استقامت و پایداری در زندانهای مخوف رژیم ستمشاهی، عاقبت دعایش مستجاب شد و در غروب ششم دی ماه سال ۱۳۵۳ شمسی در اوج مظلومیت اما سرافرازانه چون سروی راستقامت در محبس تنگ و تاریک، با بدن با مته سوراخ شده و دست و پای شکسته و با اَره بریده شده و دندانهای خرد شده و با صورتی پوست کنده و محاسن خونین به آرزوی دیرینه خود، یعنی شهادت رسید! و ساواک که حتی از جنازه او نیز واهمه داشت، شبانه پیکر مطهر ایشان را به قم فرستاد تا بدون سر و صدا دفن کند؛ اما طلاب و مردم قم از موضوع باخبر شدند و اجازه ندادند و در صبح روز ۷ دی ماه ۱۳۵۳، پیکر مطهر این اسوه مقاومت و ایثار را از حرم مطهر حضرت معصومه (س) تا قبرستان دارالسلام قم تشییع کرده و به خاک سپردند؛ امام خمینی(ره) درباره مجاهدتهای عظیم و شکنجههای آیتالله غفاری فرمودند: «زجر ما این است که پای علمای را اره کردند! آقا! توی روغن سوزاندند! زجر ما این است که ده سال، پانزده سال… علمای ما را حبس کردند….» (صحیفه امام، ج۴، ص٣٠۴)

روحش شاد و يادش گرامي
