تاريخ و محل ولادت : ۱۳۴۴/۱۱/۱۷ – روستای مردآباد، کرج
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۱/۰۱/۲۷ – سرپل ذهاب

زندگينامه
آغاز حیات جاودان بعد از: ۱۶ سال ۲ ماه ۱۶ روز
نام پدر: احمد شغل پدر: کشاورز نام مادر: فاطمه
مذهب: شیعه تحصیلات حوزوی: مقدمات
تحصیلات کلاسیک: دوم راهنمایی ( متوسطه اول )
عنوان: بسیجی نحوه شهادت: اصابت ترکش خمپاره
عامل جنایت: بعث عراق
مزار مطهر: گلزار شهدای روستای مردآباد کرج
برادر شهيد حسن گروسي در سال ۱۳۴۴ در مردآباد كرج در يك خانوادة مستضعف كشاورز ديده به جهان گشود و با راهنمائي پدر از همان دوران كودكي هنگامي كه كلاس اول ابتدائي بود نماز خواندن را شروع كرد و تا كلاس اول راهنمائي تحصيل نمود و سپس وارد مدرسة علمية اشتهارد گرديد و به مدت چهار سال در آنجا درس طلبگي را فرا گرفت و از هر لحاظ مورد رضايت اساتيدش قرار گرفت. او در تاريخ ۱۳۶۰/۰۸/۱۰ به عضويت بسيج درآمد و پس از گذشت چندي عازم اهواز گشت و مدت سه ماه در اهواز به مبارزه با بعثيون كافر پرداخت و سپس به كرج بازگشت. وي قصد داشت ادامه تحصيل دهد و در اين رابطه مدتي هم مشغول تحصيل گرديد ولي طاقت ماندن نياورد و بار ديگر عزم سفر نمود و مدت ۵۳ روز ديگر در جبهة غرب در سر پل ذهاب مشغول جنگيدن با بعثيون صهيونيستي بود و در همان جا بود كه در تاريخ ۱۳۶۱/۰۱/۳۰ به درجة رفيع شهادت نائل آمد و در خيل شهداي گلگون كفن اسلام قرار گرفت و پيكر مطهرش در منطقه باقي ماند و بعد از مدتي پيكر او را رجعت داده و در بي بي سكينه به خاك سپرده شد.
نكات برجسته در زندگي شهيد
الف ) فعاليت هاي مهم عبادي و معنوي :
در همان كودكي نماز خواندن را شروع كرده بود و در مجالس قرآن شركت فعال داشت.
ب ) فعاليت هاي مهم سياسي و اجتماعي :
در تظاهرات هاي مردمي عليه رژيم منحوس پهلوي شركت فعالانه داشت و با پخش اعلاميه و نوارهاي تكثيري ذهن مردم را روشن مي ساخته است.
ج ) فعاليت هاي مهم علمي ، فرهنگي و هنري :
در رشتة ورزشي و سخنراني فعاليت چشمگيري داشته است.
د ) ويژگي هاي بارز اخلاقي ( با ارائة نمونة رفتاري ) :
شهيد عزيز داراي اخلاق خوب و والايي بوده است و هميشه به افراد چه فاميل و چه غريبه احترام مي گذاشته است و بسيار متين و باگذشت بودند.

فرازهايي از وصيت نامه
من با دلي پرشور از ايمان و با دلي سرشار از اسلام به جبهه مي روم و مي خواهم به دشمن با خونم ثابت كنم كه دنيا فناپذير است. پس چرا آخرت فناناپذير را رها كرده و دنياي فاني را برگيرم و آخرت به اين خوبي به هدر برود. مي دانم وقتي كه شهيد شوم از خونم هزاران لاله و از هر لاله هزاران شهيد شاهد به وجود مي آيد و خونم آنقدر به جوش مي آيد كه كاخ ستمگران را نابود كند. مادرم تو ساية عمر مني و مي دانم كه طاقت دوري فرزندت را نداري ولي چون راه راه اسلام است بايد تحملش را داشته باشد و در آخر از همة عزيزان حلاليت مي طلبم و التماس دعا دارم.
خاطرات والدين / همسر / فرزند / دوست / همرزم
والدين شهيد مي گويند: هميشه شهيد ذوق جبهه رفتن داشت و هميشه عاشق شهادت بود.
پيام شهيد : پيروزي اسلام بر كفر صدام و امپرياليزم شرق و غرب.
بسم رب الشهداء والصديقين
ملتى كه شهادت را سعادت مى داند پيروز است. «امام خمينى»
وصیتنامه
من با دلى پرشور از ايمان و با دلى سرشار از اسلام به جبهه مى روم و مى خواهم به دشمن با خونم ثابت كنم كه دنيا فناپذيراست. پس چرا آخرت فناناپذير را رها كرده فناپذير را گرفته وآخرت به آن خوبى به هدر رود.
مى دانم كه وقتى شهيد شوم از خونم هزاران لاله و از هر لاله هزاران شهيد شاهد به وجود مى آيد وخونم آنـقدر به جـوش مى آيد تا كاخ ستمگران را نابود مى كند. بدانكه امام امت كسى است كه امام زمان (عج) رهبري اش مى كند و امام امت كسى است كه مثل حسين (ع) قيام كرد و مثل او خويش را فدا كرد. پس او را بهتر و بيشتر بشناسيد و فرمانش را ارجح مقرب نهيد و از او اطاعت كنيد. اين آخرين سفارش به شما بود.
مادرمهربانم! تو مايه ی عمر منى و مى دانم كه طاقت دورى فرزندت را ندارى ولى چون راه، راه اسلام است بايد كه تحملش را داشته باشى و هرگز برايم گريه نكنی زيرا دشمن شاد خواهد شد.
پدر بزرگوارم! به تو بايد بگويم كه جواب شهادت در راه خدا تبريك است نه تسليت ومجلس عزا، مجلس تولد است به آخرت جاويد، و نه مجلس گريه و زارى، مجلسى كه بايد در آن شادى باشد نه غم.
به اميد آنكه اسلام بر كفر صدام و امپرياليسم شرق وغرب پيروز گردد. والسّلام عليكم و رحمة الله و برکاته
پيام شاخص شهيد بزرگوار بر اساس متن وصيّت نامه و مطابقت با آيات و روايات
ولایت فقیه
پيام شهيد : بدانكه امام امت كسى است كه امام زمان (عج) رهبري اش مى كند و امام امت كسى است كه مثل حسين (ع) قيام كرد و مثل او خويش را فدا كرد. پس او را بهتر و بيشتر بشناسيد و فرمانش را ارجح مقرب نهيد و از او اطاعت كنيد. اين آخرين سفارش به شما بود.
شاهد حديثی : عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُول: اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللَّهُمَ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي (بحارالأنوارالجامعة لدر أخبارالأئمة الأطهار،ج۵۲ ،ص۱۴۶)
زراره روايت نموده كه گفت: از حضرت صادق (ع) شنيدم مىفرمود: پروردگارا! خود را به من بشناسان زيرا اگر خود را نشناسانى رسولت را نشناسم. پروردگارا! رسولت را به من بشناسان زيرا اگر رسولت را به من نشناسانى حجت تو را نشناسم. پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان زيرا اگر حجت خود را به من نشناسانى. من از دينم گمراه می شوم.
نامه شهید حسن گروسی
سلام : سلام به شما اي ملت دلاورو شهيد پروركه با هديه مال جان وفرزند ان خود درخت ا سلام را بارورتر ميكنيد وبه شما اي فرزند ان اسلام وسلام من به شما پدرومادرعزيزم كه با هديه فرزندخود به اسلام مي خواهيد درخت اسلام را بارورتركنيد آري ۳ روز قبل بود كه ما براي آوردن آب به پائين قله رفتيم و مجتبي را ديدم و چون مجتبي را از ما جدا كرده بودند و بعد از حال واحوال كردن از هم خداحافظي كرديم و من از او دور شدم و ديگر او را نديدم تا اينكه روز قبل براي آب آوردن به پائين قله رفتيم .
آري ديگر مجتبي نبود همينكه ما به پائين رسيديم يكي از برادرها گفتند ۳ نفر در واحد بهرامي شهيد شدند ديگر من ناي راه رفتن نداشتم چون به قلبم نشست كه مجتبي هم شهيد شده است رفتيم آب درا پر كرديم و برگشتيم ديدم پاسبخش مجتبي مي آيد تا نگهباننان را به سر پست بگذارد و ما پرسيديم كه چه كسي شهيد شده است پاسبخش به من نزديك شده و با دست به پشت كمر من زد و گفت برادرت شهيد شد ديگر نتوانستم آب را به بالاي قله برسانم نشستم به دعا خواندم و بعد آب را به بالا بردم و يكي از برادرها كه براي آوردن غذا به واحد بهرامي رفته بود بر گشت و گفت آري خمپاره ۱۲۰ در بين سنگر و يك ماشين افتاده و آن سه نفر پهيد در كنار سنگر نشسته بودند كه تركشها خمپاره آنان را تكه پاره كرده است آري اين شهادت برادرعزيزم مجتبي عباسي و ديگر برادران روحشان شاد باد بخدا سوگند تا آخردر جبهه خواهم ماند و انتقام اين برادران را خواهم گرفت والسلام خداحافظ
از دير رسيدن نامه ناراحت نباشيد و تا آخر مجتبي اين شعر را مي گفت در كنار سنگرم و لحظه هاي آخرم
حسن گروسي ۶۱/۰۱/۰۷

روحش شاد و يادش گرامي
تصاویر و مدارک شهید حسن گروسی

