یکم اسفند ۱۳۳۶، در شهر سردرود تابعه شهرستان تبریز به دنیا آمد. پدرش علی اکبر (فوت۱۳۵۷) کارگر بود و مادرش معظم نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. به تحصیل و فراگیری علوم دینی و حوزوی نیز تا (سطح۱) پرداخت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. پنجم خرداد ۱۳۶۱، با سمت مسئول ترابری در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
یکم اسفند ۱۳۳۶، در شهر سردرود تابعه شهرستان تبريز به دنيا آمد. پدرش علي اكبر )فوت ۱۳۵۷(، كارگر بود و مادرش معظم نام داشت. تا پايان دوره متوسطه درس خواند و ديپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور يافت. پنجم خرداد ۱۳۶۱، با سمت مسئول ترابري در خرمشهر بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. مزار وي در گلزار شهداي زادگاهش واقع است.
تحصیلات
آشنایی و علاقه ی شهید با اسلام و معنویت شیعه و به خاطر علاقه شدیدی که به شناخت معارف اسلامی داشت سبب شد تا در سال ۱۳۵۷برای تحصیل علوم اسلامی راهی حوزه علمیه شود تا اینکه در مدرسه ولی عصر تبریز نام نویسی کرد و خواندن مقدمات و سطح را آغاز کرد . در سالهای انقلاب در بحران روزهای خون و آتش و مشت در رویارویی سینه های بی کینه و گلوله های مزدوران دربار فرعون شجاعانه در پخش اعلامیه ها و شرکت در جدالهای نابرابر خیابانی با مزدوران خود فروخته نقشی مؤثر و فعال داشت.
همراه با پیروزی انقلاب مردم مسلمان ایران او در حدود توانائیش همگام با درس و تبلیغ و تهییج مردم ادامه داد و برای استقرار هر چه بیشتر جمهوری اسلامی از هیچ خدمتی دریغ نکرد مدتی در سپاه پاسداران در کنار برادران جان بر کف سپاهی زحمت کشید و بی مزد و منت رنج برد وقتی جنگ آغاز شد با آنکه هر لحظه آماده حرکت به سوی جبهه ها بود ولی مسئولیتها و عوامل گوناگون دیگرنگذاشت سفر عاشقانه او صورت بگیرد
تا آنکه در فرصتی بعد از دیدن یک دوره کلاسهای آموزش در فنون رزم و قانون اسلحه ها به منطقه جنوب اعزام شد و در تاریخ ۳/۳/۶۱ در عملیات بیت المقدس در محل خونین شهر بر اثر اصابت ترکش به ناحیه پهلو به دیار عاشقان شتافت و به شهادت رسید .پیکرپاک شهید بزرگوار در گلزار شهدای سردرود تبریز به خاک سپرده شد.
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحیم
با یاد خداوند قهار و درهم کوبنده ستمکاران، وصیتنامه خود را شروع میکنم:
برادران و خواهران، اکنون دین مبین اسلام و میهن اسلامیمان در مرحله حساسی قرارگرفته است، چرا که تازه اسلام واقعی میخواهد در این دیار تحقق پیدا کند و تمامی ابرقدرتها میدانند که اگر زمانی در میهنِمان به اسلام واقعی جامه عمل بپوشانیم، در پی آن ملل مسلمان، علیه آنان شوریده و در این موقع هست که فاتحه تمامی ابرجنایتکارها خوانده میشود،
لذا اینان هم خود و هم مزدوران داخلی و خارجیشان را بسیج کردهاند تا با نابودی حزب الله که حتی در خواب هم نخواهند دید، لحظهای بتواند مستضعفان را زیر سلطه خود نگه دارند پس حکم خدا بر تمامی ما است که با ایثار جان و مال خویش، ریشه تمامی مشرکین را اعم از صدامیان، منافقین و کمونیستها از صحنه روزگار که وعده خداوند قهار است، خشک گردانیم.
عزیزان و دوستان در این نبرد تنها کسانی میتوانند به درجه رفیع شهادت نایل آیند که در نزد خدا حُب و منزلتی داشته باشند، اگر احیاناً بنده نیز چنین منزلتی را به لطف خدا پیدا کردم، بر تمامی شما است که همیشه خوشحال باشید، چون به گفته امام امت، مکتبی که شهادت دارد، اسارت ندارد. یا اینکه ما باید به شعارهای خودمان که همیشه میگفتیم «یا لیتنا کنّا معک فنفوز فوزاً عظیماً» جامه عمل بپوشانیم. یا اصلاً مَرد نباید هرگز در بستر خود بمیرد. مرد آن است که در میدان جنگ به لقاء الله بپیوندد و این را باید بدانیم که از هر قطره خون شهید، هزاران قهرمان میروید تا راهش را ادامه دهند
حال بر شما است که راه این شهیدان را ادامه دهید تا بتوانیم به زودی حکومت حضرت مهدی-عجل الله تعالی فرجه- را روی زمین مستقر گردانیم. در خاتمه میخواهم چند کلمهای از جنایتهای منافقین را بازگو نمایم: ای منافقین! شما به گفته امام حسین-علیه السلام- که در آخرین لحظه شهادت به اهل کوفه گفت: اگر ایمان ندارید لااقلّ غیرت داشته باشید، حتی بویی از انسانیت نبردهاید، چون هر شخصی که لااقل از میهن خود دفاع نکند حتی انسانیت ندارد چه رسد به اینکه حامی خلق باشد. اگر راست میگویید؟ (که نمیگویید!) به جبهه بیایید تا به چشم خود ببینید که چه کسی واقعاً حامی خلق است. اگر شما هم نیایید بهزودی زود حزب الله با پیروزی حق بر باطل به شهرها باز خواهند گشت تا ریشه همه شما را از صحنه روزگار قطع نمایند. در آخر پیروزی و موفقّیت شما رزمندگان را در راه امام و امت از خداوند خواهانم.
«والسلام»
