بتول مطهری

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

بتول مطهری

زندگینامه

نام پدر: علی
کدملی: ۰۳۸۵۲۰۵۰۴۱
محل تولد: قم   تاریخ تولد: ۲۳ / ۰۳ / ۱۳۶۲
تحصیلات غیرحوزوی: مهندسی آبیاری   تحصیلات حوزوی: سطح ۱
حوزه علمیه: جامعه الزهرا سلام الله علیها   تاریخ شهادت: ۲۱ / ۰۳ / ۱۳۹۳
محل شهادت: جاده سامرا-بغداد   نحوه شهادت: عملیات تروریستی داعش
مرقد مطهر: وادی السلام- نجف

شهیده بتول مطهری

تحصیلات و خانواده

شهیده «بتول مطهری » در سال ۱۳۶۲ متولد شد و در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد و به فراگیری تحصیل پرداخت با اینکه تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی در رشته مهندسی آبیاری کشاورزی از دانشگاه همدان دریافت کرده و شاغل شده بود، علاقه به تحصیل در علوم دینی او را به سمت جامعه الزهرا (سلام الله علیها) در قم کشاند. و سپس تحصیلات خود را در حوزه علمیه جامعه الزهرای قم تا سطح یک ادامه داد.
او که یکی از بسیجیان فعال در امور فرهنگی بود، با حجت الاسلام و المسلمین سیدرضا بطحایی، که وی نیز طلبه ای بود از گلپایگان، ازدواج نمود.

 

 

 

 

 

در خردادماه سال ۱۳۹۳ با توجه به این که شنیده بودند {شیعیان} در سامرا امام جماعت ندارند، تصمیم گرفتند برای مراسم نیمه شعبان به سامرا سفر کرده و شرایط را برای تبلیغ بررسی کنند و در صورت مهیا بودن شرایط در آنجا ساکن شوند.

روز ۱۴ خرداد، پس از زیارت حرم عسکریین علیهم السلام و زمانی که قصد عزیمت به نجف اشرف را داشتند، با صدای تیراندازی و انفجار متوجه محاصره ی حرم مطهر توسط داعش و بهم خوردن اوضاع امنیتی شدند. برای امن شدن شرایط، حرکت خود را به تاخیر انداختند و بعد از یک هفته در روز ۲۱ خرداد ۱۳۹۳ (سیزدهم شعبان ۱۴۳۵) از حرم خارج شدند ولی در مسیر سامرا به بغداد، بی خبر از کمین تروریست های داعشی، گرفتار حمله تروریستی شدند و شهیده بتول مطهری، همسرش حجه الاسلام و المسلمین بطحائی، و حاصل این زندگی مشترک، سید محمدعلی سه ساله و فرزندی که در راه داشتند، همگی مظلومانه و غریبانه، به شهادت رسیدند.

چندی بعد، ماشین مچاله شده و سوخته شان در اطراف سامرا پیدا شد، در قبرستان وادی السلام نجف مقابل آرامگاه شهید ذوالفقاری ، بنای یادبودی برای این خانواده شهید ساخته شد.

یادداشت های شهیده بتول مطهری

از شهیده بتول مطهری یاد داشت های روزانه ی او باقیمانده است. در سفرش به کربلا، در این یادداشت ها، متن زیر آمده است:
«اینجا کربلا است و من قریب ده روز است ، میهمان آقایی هستم که تمام ذرات وجودم هم اگر روضه ی وداع بخوانند. باز نمی توانم وداع کنم. چگونه من اینجا حیات یافته ام و اکنون… نمی دانم شاید اگر فرصت داشتم، سر روی دفترهایم می گذاشتم و سال ها گریه می کردم. ولی می خواهم زود بروم زیارت. دلم تنگ شده. می خواهم بروم تا همه بگویند قرار نیست وداع کنم. آقا ! من بی طاقت میشوم وقتی برایم می خواهند از وداع بگویند. کمکم کن آقا! دلم برایت تنگ است یا حسین! ( ۲۸ شوال، شنبه، پشت خیمه گاه) .

روحش شاد و یادش گرامی

 

پیمایش به بالا