تاريخ و محل ولادت : ۱۳۲۱/۰۹/۰۴- روستای گشت سراوان
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۷۳/۱۱/۲۱- سراوان

زندگينامه
نام پدر: دُر محمد نام مادر: سلطان ملک
شغل پدر: کشاورز تحصیلات حوزوی: سطح سه
نحوه شهادت: ترور عامل جنایت: افراد ضد انقلاب
مزار مطهر: روستای گشت سراوان
مولوی ارض محمد حسین بر در سال ۱۳۲۱ در روستای گشت شهرستان سراوان در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدر بزرگوار ایشان ملای محلی بودند و شغل کشاورزی و دامداری داشتند و مادر ایشان خانه دار بودند.
تحصیلات ابتدایی را در دبستان قیام گشت تا ششم ابتدایی گذراند و سپس رهسپار حوزه علمیه شد و در مدرسه عین العلوم سراوان مشغول به تحصیل شد.
در مدت تحصیل، ایشان علاقه بسیاری به کارهای تبلیغی داشت و در تمام ایام تعطیلات به روستاهای فقیر و چادرنشین اطراف شهرستان سراوان به جهت تبلیغ و تعلیم قرآن می رفت.
زمانی که تحصیلات حوزوی را به پایان رساند، مدتی را امام جماعت مسجد گز روستای گشت بود که پشتکار و تلاش های فراوان ایشان باعث شد که مدیر حوزه علمیه عین العلوم آن زمان از ایشان خواست که به روستای رکنتگ شهرستان مهرستان رفته و به عنوان امام جمعه و جماعت آن منطقه مشغول به فعالیت شوند چرا که آن منطقه نیاز مبرم به روحانی پرتلاشی مانند ایشان داشت.
ایشان توانستند در مدت حضور خود، فعالیت های بزرگی برای منطقه و روستاهای مجاور انجام دهند از جمله دایر کردن مکتب خانه جهت تعلیم قرآن و سرکشی به تمام مناطق حومه جهت تدریس و تبلیغ و … .
از خصوصیات بارز ایشان این بود که هیچ گاه در مورد مسائل دینی کوتاه نمی آمد و همین سبب شده بود که کوردلان و اشرار با ایشان دشمنی بورزند. از ایشان می خواستند که در جلساتشان، آنها را تایید کند و از کارهایشان ایراد نگیرد و در قضاوت هایشان به نفع آنها رأی دهد که ایشان مخالفت شدید می کردند و می گفتند من هیچ گاه به خاطر رضایت کسی، دین خدا را عوض نمی کنم.
این دشمنی ها سبب شد که در شب دهم ماه مبارک رمضان بعد از اقامه نماز عشا، مسجدی که ایشان اقامه نماز داشت، توسط اشرار محاصره شود و پس از به رگبار بستن در و دیوار مسجد و به شهادت رسیدن یک نوجوان ۱۳ ساله و مجروح شدن عده ای، در حالی که مولوی حسین بر به نصیحت اشرار مشغول بود که احترام مسجد و این ماه مبارک را حفظ کنند، به صورت ناجوانمردانه و از پشت سر ایشان را به رگبار بسته و به شهادت رساندند.

پیام شهید
تا می توانید علم را فرا گیرید. سعی کنید بر این علمی که فرا می گیرید اهل باشید و نیت خود را جهت تحصیل درست کنید اینطور نباشید که برای ریا و خود نمایی علم را فرا بگیرید و دنبال نام و نشان و شهرت باشید بلکه رضای الهی را هدف اصلی خود قرار دهید.
خاطره
همه همسایه ها از دستش راضی بودند و برایش دعای خیر می کردند به بچه ها و همسایه ها تعلیم قرآن و آداب معاشرت یا فرهنگ آداب معاشرت می داد.
شهید مولوی ارض محمد از همسایگان پدرم بودند و بنده در آن زمان پسر بچه کوچکی بودم و همیشه در کوچه بازی می کردم و شاهد رفتن شهید به حوزه علمیه بودم خاطره کوچکی در ذهن دارم شاید خاطره کوچکی باشد ولی در نزد خداوند اجر زیادی دارد یک روز که با چند نفر از دوستان در کوچه مشغول بازی بودیم دیدم شهید دارد می آید از چهره نورانیش خوشحال می شدم و لذت می بردم آمد و کنار ما رسید و سلام کرد ولی ما سلام کردن بلد نبودیم و نمی دانستیم چه بگوییم ابتدا سلام کردند سپس در همان لحظه جواب سلام را به ما یاد داد هنگام برگشتن از حوزه ما هنوز داخل کوچه سرگرم بازی بودیم که با دیدن شهید بزرگوار به طرفش دویدیم و هرکدام خواست در سلام کردن از دیگری پیشی بگیرد.
روحش شاد و يادش گرامي
