احمد احمدی

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

احمد احمدی

تاريخ و محل ولادت : ۱۳۱۵/۰۷/۰۳- شهرستان پیرانشهر

تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۱/۰۸/۱۹- نالوس، شهرستان اشنویه

زندگينامه

نام پدر: طه    نام مادرش:شمه    شغل پدر: کشاورز
تحصیلات حوزوی: سطح دو   عامل جنایت: ضد انقلاب    مزار مطهر: نالوس

 

چگونه می توان یاران خمینی را توصیف كرد: دلاورانی كه از زمین بریدند و به لامكان رسیدند، از زمان گذشته و برای همیشه جاودان شدند و پروانه وار به دور شمع وصال یار، با چرخشی مستانه تا ابدیت پرواز كردند.
مستانی كه نوای وحدتشان، نقشه های منافقین سیاه دل را نقش بر آب كرد و نثار خون سرخشان برگی زرین از صفحات نورانی انقلاب و دفاع مقدس را رقم زد .
«ملا احمد » كبوتری دیگر از دیار نیكان آذربایجان بود كه حضورش لرزه ای بر اندام كور دلان منافق افكنده بود و خون سرخش مدال درخشانی بر پیشانی پرچم آزادگی نهاد .
ملا احمد به سال ۱۳۱۵ در روستای «جلدیان » از توابع نقده در خانواده ای فقیر و تنگدست، اما مؤمن و خداپرست دیده به جهان گشود. از هفت سالگی، به فراگیری قرآن و علوم اسلامی پرداخت و به مدت شانزده سال، عمر گران بهای خویش را صرف آموختن علوم و معارف اسلامی نمود تا وجودش برای اسلام، این مكتب راستین، مفید باشد.
پس از خوشه چینی از بوستان قرآن و استفاده از محضر عالمان وارسته، خود به تدریس و آموزش طلاب مشغول شد و ارشاد مردم را پیشه خویش ساخت. حسن خلق، احترام به والدین، قناعت، مشاركت در كارهای خیر و روی گشاده، هر یك صفات برجسته ای بود كه از ملا احمد چهره ای ممتاز ساخته و او را الگوی كاملی برای برادران اهل سنت در منطقه كرده بود. روی خوشش جان های مؤمنین را طراوت می بخشید و زبان حق گویش در راه اسلام و انقلاب سخن می گفت و پرده از ماهیت كوردلان منافق بر می داشت.

تمامی همّ و غمش توجه به رنج دیدگان پیرامونش و نگاه مهربانش التیامی بر زخم های روزگاران بود.

زندگانی بسیار ساده ای داشت و وقتی از سوی برخی ساده دلان تشویق به زندگی مرفه و تجملاتی می شد این جمله را می گفت «الشریعه اقوالی، و الطریقه افعالی و الحقیقه احوالی و المعرفه رأس مالی » و بدین سان درس بزرگی به اطرافیان در وادی زهد و قناعت می داد.

زندگانی این دلاور مرد آذربایجان، در خدمت به اسلام و انقلاب می گذشت و خطبه های آتشین او در نماز جمعه برادران اهل تسنن، روشنگر راه مسلمانان آن دیار بود.
خفاشان شوم دمكرات و خلقیان ضد خلق كه وجود این شمع تابناك را در مسیر اهداف شومشان خطرناك یافتند، سعی در خاموشی اش نمودند و سرانجام در نوزدهم آبان سال ۱۳۶۱ هنگامی كه صندوق انتخابات خبرگان را به «ده شمس » اشنویه می برد در « نالوس » به دست مزدوران خائن، ترور شد و عمری كوشش و فعالیت در راه اعتلای اسلام و انقلاب را به بهای بهشت جاوید به جان خرید و دنیای فانی را برای اهلش نهاد.

خاطره

تقریباً سال ۱۳۳۴ یا ۱۳۳۵ در خدمت ایشان در پیرانشهر درس می خواندم. كاملاً به خصوصیات اخلاقی و رفتارهای ایشان آگاه بودم.

توصیه ایشان این بود كه درس بخوانید، مؤدب باشید و در آینده برای جامعه شخص مفیدی باشید. بزرگترین آرزوی ایشان ترقی و پیشرفت اسلام بود.
ایشان خیلی متواضع بود و اصلاً غضب نداشت و حالت فروتنی ایشان هنوز از یادم نرفته است.
از شاگردان شهید

 

روحش شاد و يادش گرامي

پیمایش به بالا