حاج ابراهیم الله مرادی

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

حاج ابراهیم الله مرادی

تاريخ و محل ولادت : ۱۳۱۵/۰۲/۰۶ – روستای شالی شل دیواندره

تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۲/۱۱/۰۴ – دیواندره

زندگينامه

نام پدر: توفیق    شغل پدر:کشاورز
نام مادر: فاطمه    تحصیلات حوزوی: سطح دو
نحوه شهادت: ترور    عامل جنایت: ضدانقلاب
مزار مطهر: گلزار شهدای دیواندره

 

جهادگر شهید حاج ابراهیم الله مرادی در ششم اردیبهشت ماه سال ۱۳۱۵ در روستای شالی شل از توابع شهرستان دیواندره در خانواده ای که چراغشان از نور معرفت و معنویت روشن بود دیده به جهان گشود و با تولدش حیاتی دوباره به خانواده بخشید و زیستن را زیر سایه پدری فداکار، سخت کوش و با ایمان و در دامان مادری متدین و مهربان آغاز کرد و به تدریج در گلستان خانواده به شکوفایی رسید.

زمانی که هفت برگ از دفتر زندگانی اش ورق خورد؛ راهی مکتب شد و مقدمات آموزش را با یادگیری قرآن آغاز کرد و در سن دوازده سالگی با شیوایی و جزالت ویژه ای قرآن را تلاوت می کرد و صوت زیبایش داوود وار همه را جذب خودش می کرد.
ابراهیم نوجوان از برکت دوستی با قرآن، سایر علوم مرسوم زمان را نیز آموخت و با ذکاوتی که داشت، در همان بدو نوجوانی سرآمد هم سالان شد و با تعهد و ایمانی بسیار قوی، همت بر انجام فرائض گذاشت و با انجام مستمر عبادات، گوی سبقت را در میدان کسب رضایت الهی از هم سن و سالانش ربود و به یکی از چهره های شاخص روستا تبدیل شد و همه او را با راز و نیاز های شبانه اش می شناختند.
انبساط روح، خوش خلقی، تواضع و مردم داری و نظم و انضباط او از دیگر وجوه ممیزه این انسان والامقام بود. جوان نورسیده ای بود که سنت پسندیده ازدواج را به انجام رسانید و با تشکیل خانواده در تکمیل محاسن خود، قدم های بلندتری برداشت.
با اوج گیری حرکت انقلابی مردم مسلمان ایران، به این حرکت فراگیر و اقیانوس بی انتهای امت پیوست و به حلقه مریدان خمینی کبیر درآمد و او را سلاله پاک رسول الله (ص) برشمرد و در اطاعت اوامر مطاعش، لحظه ای درنگ را بر خود جایز ندید و به یاری پیر و مرادش برخاست.

 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرمان مقتدایش را در تشکیل جهاد سازندگی لبیک گفت و کسوت جهادگری را خلعتی الهی بر قامت افراشته اش کرد و به خیل مردان بی ادعای این مولود انقلاب پیوست و در جهاد سازندگی دیواندره کمرِ همت به خدمتِ محرومان و مستضعفان بست و با جایگاه خاصی که در بین مردم منطقه داشت، زمینه گسترده ای را برای همکاری مردم با انقلاب اسلامی فراهم کرد.

ورود حاجی به این عرصه، ضد انقلاب را به شدت عصبانی کرد و آنان مجبور شدند این مسلمان آزاده را تهدید کنند. اما او که ایمانی به صلابت کوه داشت، در مقابل این تهدیدها خم به ابرو نیاورد و کماکان به تاش های خود برای حاکمیت ارزش های انقلاب در منطقه ادامه داد و ضد انقلاب دائم مترصد فرصتی بود تا مردم مظلوم منطقه را از وجود این جهادگر نستوه محروم کند و بالاخره دشمن توانست بعد از مکرهای فراوان، نقشه اش را بسیار ناجوانمردانه به اجرا بگذارد و در شب چهارم بهمن ماه سال ۱۳۶۲ در حالیکه حاج ابراهیم بر روی تخت بیمارستان بستری بود، ایشان را ربودند و پس از شکنجه های روحی و جسمی فراوان، این خادم صدیق را به شهادت رساندند و خون پاک حاج ابراهیم نقشبند خاطره ها گردید و کوس رسوایی ضد انقلاب در همه جا به صدا درآمد.

پیام شهید

راهی را که امام نشان داده دنبال کنید و از مسیر اهداف و خواسته های امام  منحرف نشوید چرا که این راه هدایت است.

خاطره

پدرم برداشت های جالبی از مسائل دینی و قرآنی داشت و همواره معتقد بود اسلام را مجددا امام خمینی (ره) به ما شناساند و باید همواره در التزام ایشان باشیم.

به شدت به تلاوت قرآن علاقه داشت. هر روز بعد از خواندن قرآن، نماز صبح را به صورت جماعت در مسجد محل ادا می کرد و در همان تاریکی هوا راهی محل کار می شد.

چندین بار از سوی عوامل ضد انقلاب تهدید شده بود، حتی چند بار به در خانه ما نارنجک بستند و در خیابان نیز به ایشان حمله کرده بودند، اما پدرم مصمم تر از همیشه در انجام وظایف و رسالتش گام بر می داشت.
فرزند شهید

 

روحش شاد و يادش گرامي

پیمایش به بالا