شهاب الدین ادریس آبادی

فهرست این مطلب

loading...
صفحه ی شهید

شهاب الدین ادریس آبادی

تاريخ و محل ولادت : ۱۳۴۱/۱۰/۳۰ – شاهرود
تاريخ و محل شهادت : ۱۳۶۵/۰۱/۰۴ – فاو

 

زندگينامه

نام پدر: عبدالعزیز   نام مادر: طاهره
تاریخ تولد: ۳۰ / ۱۰ / ۱۳۴۱
محل تولد: شاهرود
محل تحصیل: قم

مسئولیت: فرمانده دسته
تاریخ شهادت: ۴/ ۱/ ۱۳۶۵
محل شهادت: فاو
مزار شهید: شاهرود

 

طلبه شهید شها بالدین ادری سآبادی در ۳۰ د یماه ۱۳۴۱ ش در شاهرود دیده به جهان گشود. در سال دوم متوسطه مشغول به تحصیل بود که به زمانه اوج گیری مبارزات مردم علیه رژیم ظلم پهلوی رسید. از همان دوران نوجوانی در وجودش فهم و بصیرت وجود داشت و انقاب نیز همچون بسیاری دیگر با او کاری کرد که در این جریانات، بینش و درک بیشتری پیدا کند و راه سعادت و رستگاری ملت را پیروی از نهضت امام خمینی؟ره؟ بداند. پدرش عبدالعزیز کارمند کارخانه قند بود و مادرش طاهره نام داشت. او از همان سا لها از جوانان پرشور، فعال و انقلابی بود.

سال آخر تحصیل او در دبیرستان مصادف شد با آغاز جنگ تحمیلی، و شها بالدین هم قدم در جاده سرخ جهاد و شهادت نهاد. او در این میان، تحصیات خود را در رشته ریاضی نیز به اتمام رساند و به سبب علاقه و اشتیاقی که نسبت به روحانیت، ب هویژه امام راحل و عظیم الشأن؟ره؟ داشت، راهی شهر مقدس قم شد و در جوار بارگاه ملکوتی و منوره حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) رحل اقامت گزید و در مدرسه علمیه امام باقر (علیه السلام) حجره نشین و به کسب علوم و معارف الهی مشغول گردید.

شهاب الدین را همه به صفای باطن و خلق و خوی خوش و مهربانی می شناختند. او حتی نسبت به کودکان نیز بسیار محبت می کرد و در دستگیری از نیازمندان، بی آنکه کسی مطلع شود، بسیار می کوشید.

این بنده مخلص خدا در آخرین مرحله اعزام به جبهه در جمع بسیجیان سلحشور گردان کربلا در تیپ ۲۱ امام رضا (علیه السلام) سازماندهی و سرانجام در عملیات والفجر ۸ در منطقه فاو با خون خویش وضو ساخت و بر گلدسته ایثار اذان شهادت سر داد. او به سان شهاب ثاقبی بود در سپهر ایثار و شهادت که با آسمانی شدنش راه سعادت حقیقی را به همه نشان داد.

پیکر مقدس این طلبه شهید بال در بال ملائک از کنار رود خروشان اروند به شاهرود منتقل و بر روی دستان مردمانی از جنس نور تشییع و در گلزار شهدای شاهرود به خاک سپرده شد و روح ملکوتی اش همراه با ملائک به آسمان ها پر کشید.

خاطره

وسیله نقلیه داشت، ولی هر روز که برای نماز جماعت به مسجد م یآمد، پیاده بود. این مسئله بدجور ذهنم را مشغول کرده بود. در آخر رفتم و از خودش پرسیدم، اول از جواب دادن طفره م یرفت، ولی سماجت مرا که دید گفت: هر قدمی که به سوی مسجد برداشته م یشود یک حسنه و ثواب دارد. نم یخواهم آنها را از دست بدهم. او در کجاها سیر م یکرد و ما کجا بودیم؟!
خانواده شهید

 

پیام شهید

خدایا! به پدر و مادرم صبر عظیم عطا کن تا در موقع مرگ من، دشمنان اسلام را با گریه هایشان خوشحال نکنند و به خواهران و برادرم رشد فکری ده تا در راه تو کوشش کنند و حق سپاسگزاری را در پیشگاهت به جای آورند و خدایا! به برادران عزیز پاسدارم مسئولیت و تعهد در قبال اسلام و قدرت و شکوه عظیمی در مقابل دشمنان اسلام عطا کن که با هر یورش شان خصم را عقب زده و به سوی کربلایت و تمام مکان های مقدست که در سیطره دشمنند، پیش بروند.

خدایا! شفاعت محمد (ص) و آل محمد (علیهم السلام) را در دنیا و آخرت همراه ما ساز.

 

روحش شاد و يادش گرامي

پیمایش به بالا